وایی تو مطب نشسته بودیم یه بچه داخل بود انقد بلند گریه میکردد، الهیی🥲
وقتی اومد بیرون بغل مامانش بود، رفتم بهش آبنبات دادم.
گودی گودیییی
داداشم شناسنامهمو برداشت بره کارای سربازیشو انجام بده.
خدایی شناسنامه منو چی کار دارن =)))
انگشتشمارند کسانی که آدم میتواند
با فراغِ بال در حضورشان گریه کند.
- هاینریش بل.
هرچی خدای پر زور بخواد، همون میشه.
هرچی خدای پر زور بخواد، همون میشه.
هرچی خدای پر زور بخواد، همون میشه.
تویی که روشنی چشم های تار منی
بمان که بیتو من از هرشبی سیاهترم.
- معصومه صابر.