چه بارها به یقین میرسم که باید از این پس
در این زمانهی کر، شعر بیصدا بسرایم..
کره بادوم زمینی واقعا بدمزهس، اما باید بخورم.
و بالاخره تونستم یه روش پیدا کنم که قابل خوردن باشه.
کره بادوم زمینی رو بریزین تو شیرموز.
طعم خاصی به شیرموز نمیده فقط یکم غلیظش میکنه، البته من یکم خامه هم ریختم حیییح.
اومدم تو پاساژ همه تعجب کردن، گفتن تو مگه نرفتی دانشگاه؟
گفتم این هفته میرم.
خانم درستکار که اولش اومد منو دید گفت وااای تو هم اینجایییی🥲
دونه به دونه میومدن میگفتن تو میخوای بری دلمون تنگ میشه برات.
گفتم پنجشنبه و جمعه میام اگه بشه.
خانم ابراهیمی اومد گفت حانیه دیگه هروقت اومدی بیای بهم بگی چه خبرهها.
یکم ابرو انداخت بالا.
گفتم اینجوری نگام نکنااا، میام میزارم کف دستت.
خانم درستکار میگفت بیا یادم بده دیگه جلو بقیه کلاس بزارم.
فرزانه میگفت حانیه دیگه بهم زنگ بزنیا، دیگه کی بیاد اینجا هی از این مغازه به اون مغازه همه رو دور هم جمع کنه 😭😂