به کسی که با تو هر شب، همه شوقِ گفت و گو بود
چه رسیده است که امشب، سرِ گفت و گو ندارد؟..
- حسین منزوی.
کلاس اولی خیلی خوب بود.
برخلاف بقیهش استرس نداشتم.
شاید چون استادش خانم بود.
ولی کلا درسشم سخت نبود.
یکی از بچها سرکلاس از استاد پرسید میتونیم انتقالی بگیریم؟
استاد گفت یکی دو ترم اول خیلی سخته انتقالی گرفتن اصلا نمیشه. ولی یه راه دیگه هست.
حالا همه خوشحال و مشتاق داشتن گوش میدادن، یهو گفت ازدواج، برو ازدواج کن همین الان بهت انتقالی میدن.
اول خندیدن بعد غمبرک گرفتن نشستن.
یه مشکل جدید دارم.
من لهجهی آمریکایی بلدم و هیچی از بریتیش حالیم نیست.
این استادا گفتن فرقی نداره کدومشو صحبت کنین اما نباید قاطی صحبت کنین.
و من هیچ وقت به طور اختصاصی روی لهجهم کار نکردم و اصلا نمیتونم بریتیش و آمریکایی رو تشخیص بدم.
در نتیجه به فنا رفتم.
به قول یکی از بچهای کلاس مون، میگفت ما فکر کردیم اومدیم اینجا بهمون زبان یاد بدن حالا میبینیم باید زبانو فول باشی تا بتونی اینجا دووم بیاری پس شما قراره چی به ما یاد بدین.
اکثریت میگفتن با انتظارات مون متفاوت بود و چند نفر هم گفتن به احتمال زیاد انصراف بدن.
ای ستاره..
ای ستاره غریب..