من میخوام غذا درست کنم تنماهی ندارم
و واقعا حوصلم نمیکشه بخاطر یه تنماهی یهههه تنماهییی لباس بپوشم برم😭
تو رو خدا یه تنماهی فقط 😭😭😭
٫ مَهجور ٫
من میخوام غذا درست کنم تنماهی ندارم و واقعا حوصلم نمیکشه بخاطر یه تنماهی یهههه تنماهییی لباس بپ
بچها تنماهیییی
از صبح تا الان بخاطر اینکه تنماهی نداشتم، دلم نمیخواست از خواب بیدار شم.💘
٫ مَهجور ٫
بچها تنماهیییی از صبح تا الان بخاطر اینکه تنماهی نداشتم، دلم نمیخواست از خواب بیدار شم.💘
چه تیپ خوشگلی زدم حییح.
تااازه آشغالها رو با خودم بردم گذاشتم دم در.
میبینین چه دختر خوبیام؟
عصر با فاطمه نشستیم یه ساعتی فیلم نگا کردیم، چایی و بیسکوئیت خوردیم بعدش رفتیم یه دوری زدیم و با اجازه تون با کفش سفید جفتپا رفتم تو گِل، قشنگ سه سانت رفتم ته. 😀
بعدش اومدیم خوابگاه، نشستم کارای شنبه رو انجام دادم و نوشتم.
نوبت ما بود آشپزخونه رو تمیز کنیم، کف آشپزخونه رو من تمیز کردم ( با دستمال کاغذییی آشغال جمع کردم 💘) فاطمه هم اون سبد کوفتی رو خالی کرد.
بعدش ظرفای شامم رو شستم و طبقه کابینت قسمت خودمو مرتب کردم.
الانم دنبال یه فیلم یا سریال خوبم که بشینم نگاه کنم ولی فکر نمیکنم چیزی پیدا کنم.