eitaa logo
٫ مَهجور ٫
532 دنبال‌کننده
2.3هزار عکس
273 ویدیو
3 فایل
- برایتان مَرهمی آرزو می‌کنم ؛ از جنسِ خدا نزدیك، بی‌خطر، بی‌منت .. * / می‌شنوم تون ،، https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_psqbss&btn=حانیه * 01 , 12 , 28 .
مشاهده در ایتا
دانلود
اومدم تو کلاس ملیحه و مریم ابرو انداختن بالا گفتن کجا بودی؟ گفتم زهرمار رفتم نماز بخونم. مریم به ملیحه گفت دیدی گفتم. ملیحه گفت اون وقت نمیگی ما منتظرتیم؟ گفتم اگه منتظر بودین زنگ می‌زدین. ملیحه گفت تو رفتی یه جای دیگه من می‌دونم. گفتم اصلا تو اینجا چی کار می‌کنی؟ مگه کلاس نداری؟ مگه نباید بری اون یکی دانشکده؟ برو ببینم. گفت میرم حالا مگه من مثل تو جانکم زودتر برم سرکلاس. گفتم نشنوم قیافتو، نمی‌بینی همه بچهای کلاس مون نشستن؟ خجالتم نمی‌کشه. یکی زد رو لپم گفت باشهه خدافز. 😔😂
کاش اگه محبت تون از ته دل نیست، اصلا محبت یا لطف نکنین. اینطوری هم من حس بدی نمی‌گیرم از اینکه انگار بهتون تحمیل کردم چطوری باهام رفتار کنین و هم شما نیازی به تظاهر کردن ندارین. از خودم بدم میاد اصلا. شب بخیر.
رفتم لباسامو از روی بند جمع کنم، همشو ریختم تو تشتی که گذاشته بودم خشک بشه زدم زیر بغلم، آووردم. رسیدم جلو در اتاق دیدم یکی از بچهای اون اتاقه اومده میگه حانیه کجاست؟ گفتم اینجام. این نشنید. بچها گفتن الان اینجا بود که، چی کارش داری؟ دختره گفت کارش دارم هروقت اومد بهم بگین. گفتم من اینجاااام. برگشت گفت عههه اینجایی😂😂 به نظرت شلوارم چطوره؟ گفتم با این می‌خوای بری دانشگاه؟ گفت آره، نظرت چیه؟ گفتم نوچ، مناسب دانشگاه نیست. یکی دیگه داشت رد میشد گفت حانیه هم میگه خوب نیست. گفتم برو عوض کن، یه شلوار مشکی بپوش مرتب، شیک، رسمی. این چیه انگار لات و لوتا. گفت راس میگی فقط چون تو میگی، الان میرم عوض می‌کنم. شنسگیایمسستیتسنسم از اونجاها اومده از من نظر بگیره 😭😂
بچها میگن این هفته من اتاقو جارو بزنم. ولی جارو دستی آووردن برا جمع کردن مو. گفتم من با اون جارو نمی‌زنم دلم نمیشه خالیش کنم. میگن ملیحه اون روز جاروبرقی زد ولی موها جمع نشد. گفتم من با جاروبرقی جمعش می‌کنم. یکی از بچها گفت باشه حالا می‌بینیم. اون یکی گفت بدون شوخی واقعا من مطمئنم حانیه تمیز جارو می‌زنه حالا ببینین. می‌بینین چه بچه تمیز و خوبی‌ام 💘
امروز دروغ گفتم👈🏻👉🏻 و حس بدی دارم. مامانم زنگ زد گفت ناهار خوردی؟ گفتم آره. گفت چی خوردی؟ گفتم برنج و خورشت. در صورتی که من دیر وارد سایت شدم و نتونستم غذا رزرو کنم. هعب، خدایا می‌بخشی دیگه؟ اگه راستشو می‌گفتم غصه می‌خورد خب.
شنبه سخت ترین روز هفته‌س، چون یکشنبه رایتینگ داریم و باید پاراگراف بنویسیم. اگه تا عصر پاراگرافمو نوشتم، می‌شینم سریال می‌بینممم.
خیلی دارم حرف میزنم نه؟ خدافز.
با بچها رفتیم خرید تا سر خیابون. بعدش اومدم پاراگرافمو نوشتم. یه فایل صوتی نیم ساعتهه راجب یه قسمت نهج‌البلاغه گوش دادم. [ که وسطش یه چیزی گفت نظرمو جلب کرد، به شخصه تا حالا دقت نکرده بودم بیاین به شما هم بگم. تو قرآن فقط یدونه بسم الله الرحمن الرحیم هست که اونم سوره حمد هست، اگه دقت کنین بقیه سوره‌ها رو خودمون بسم الله گذاشتیم اولش ولی سوره‌ی حمد همین بسم الله یه آیه محسوب شده. حالا فکر نکنین اسکلم اگه نمی‌دونستم ولی تازه فهمیدم. و اینکه بیشترین کلمه‌ای که با "رحیم" اومده الرحمن الرحیم نیست، چون فقط یه بار تو قرآن اومده که اونم سوره حمده، بیشتر از همه "غفور الرحیم" هست که بیشتر از ۲۵ بار تو قرآن اومده. ] الان با اجازه تون می‌خوام برم سراغ سریالم.
ملیحه تخت پایینی منه، دراز کشیدیم داریم چت می‌کنیم با هم =)))))) اسکل دیده بودین؟ تازههه اینو هم اون شب فهمیدم. من و فاطمه و ملیحه فروردینی هستیم، که فاطمه کلا اولای فروردینه ولی من ۴ روز از ملیحه بزرگترم😭😂
هعب یکی از بچها که هم‌رشته‌ای هستیم حالش بده، بهم گفت فردا نمیاد دانشگاه. برگه‌شو بهم داد ببرم برا استاد. فردا کلا باید تنها برم.
دیروز نشستم یه دل سیر گریه کردم امروز حالم خوب بود.
امروز صبح مریم گفت تو برو جا بگیر تو سرویس تا من و یلدا میایم. من رفتم دیدم عه جا نیست اصلا، همون‌جا جلوی در اتوبوس نشستم حدیث اومد کنارم نشست. وقتی رسیدیم داخل محوطه دانشگاه یه سری از بچها می‌خواستن برن سالن تربیت بدنی، سرویس باید اونجا وایمیساد بعد می‌رفت بالاتر که به دانشکده‌ها برسه. وقتی اونجا وایساد بچها پیاده شدن، درو نبست و من و حدیث که جا نداشتیم جلوی در وایساده بودیم: بچها می‌گفتن نیفتین بیرون. ولی انقد حال داد. بعدش با هم رفتیم تو کلاس کیفامونو گذاشتیم بریم کاپوچینو بخریم، رفتیم برق نبود که آب جوش بزاره، کیک و انرژی‌زا خریدیم برگشتیم تو کلاس. حدیث می‌گفت باید بیای جلو پیش خودم بشینی تا اعتماد به نفس تو یکی رو ببرم بالا. وسط کلاس برمی‌گشت سمتم دستمو می‌گرفت یا شکممو می‌گرفت، بشر دو پااا استاد داره درس میده می‌خواستم بزنم زیر خنده‌.