eitaa logo
٫ 𝘓𝘦𝘢 ٫
415 دنبال‌کننده
2هزار عکس
227 ویدیو
3 فایل
- برایتان مَرهمی آرزو می‌کنم ؛ از جنسِ خدا نزدیك، بی‌خطر، بی‌منت .. * / می‌شنوم تون ،، https://abzarek.ir/service-p/msg/2491476 * 01 , 12 , 28 .
مشاهده در ایتا
دانلود
حالا هی میان میگن مترجمی؟ اینکه منم می‌تونم ترجمه کنم🤣
مثلا اینو ببینین.
٫ 𝘓𝘦𝘢 ٫
مثلا اینو ببینین.
این آسون‌ترین قسمتشه. یعنی من اصلا نباید برای این وقت بزارم، باید بلد باشم. اما ببینین چجوری استثنا داره. مثلا برای جمع بستن بعضی اسم‌ها اگه آخر اون کلمه فقط یه f یا fe باشه و اون کلمه‌هه یه هجایی باشه، باید f رو به v تبدیل کنیم و آخرش es بزاریم. حالا بعضی از کلمات هستن که هر دو نوع میشه نوشت شون، مثل scarf که هم می‌تونیم بنویسیم scarfs هم scarves فقط نمیدونم چرا chief با اینکه یه هجا داره و یدونه f داره باز هم v نگرفته. و علامت زدم که بپرسم. حالا این فقط دو خط بود که توضیح دادم 🙂
و تقریبا یک ساعت طول میکشه تا ترجمه کنم و سر در بیارم چی داره میگه و یه ساعت دیگه هم باید وقت بزارم تا حل شون کنم و تو ذهنم بمونه. مترجمی که چیزی نیس بابااا.
یعسسس نصف یه درسو خوندم🙂🙂🙂
آبگرمکن خونه مون خرابه. اومدم خونه مامان بزرگم برم حمام، مامان بزرگم رفته شیراز، تنهام اینجا. بابام می‌گفت نمی‌ترسی؟ مامانم گفت نه بابا، اینم مثل خودته، جرعتش از منم بیشتره. من: ترس چیه، می‌خوام برم تو حمام آهنگ بزارم تسمستیسمیتینسملپیمی🤣
اومدم برم حمام دیدم آبگرمکن خاموشه. زنگ زدم مامانم گفت من الان خونه فلانی‌ام نمی‌تونم بیام زنگ بزن دخترخالت. زنگ زدم دخترخالم گفت مهمون دارم نمی‌تونم بیام. خودم سعی کردم روشنش کنم، هرکاری کردم نشد. مامانم زنگ زد گفت بشین اونجا یه ساعت دیگه میام می‌برمت خونه عمه برو حمام. برا یه حماااام باید انقد بدبختی بکشم؟ منم گفتم به درک، با همون آب یخ رفتم. درسته دارم سگ‌لرز می‌زنم ولی حداقلش لازم نیست برم خونه عمم بگم خونه مون آبگرمکن خراب بود، خونه مامان بزرگم هم آبگرمکن خاموش بود هیچ کس نبود روشنش کنه منم که فردا باید برگردم دانشگاه اونجا هم نوبتم نمیشه برم حمام و سه روزه که حمام نرفتم و دارم کپک میزنم بخاطر همین اگه اجازه بدین اومدم اینجا حمام. پوف. فکر کردی من معطل چیزی میشم؟ نو نو، کله‌خر باشی کارت راه میفته🗿
هرکس که دید روی تو بوسید چشم من کاری که کرد دیده‌ی من بی‌نظر نکرد من ایستاده تا کنمش جان فدا چو شمع او خود گذر به ما چو نسیم سحر نکرد:) - حافظ.
مامانم رفت کارگاه خیاطی، خیلی سرش شلوغه، یه کوچولوو به خدای پر زور میگین کمکش کنه؟ لطفاً. منم می‌خوام برم وسایلامو جمع کنم، با بابام برگردیم جهرم. کلی هم باید درس بخونم که احتمالاً یکمشو تو راه بخونم، بقیه‌شو بزارم برا خوابگاه. دعا کنین امتحانا به خیر بگذره، و همین طور ارائه‌هایی که خود استادا هم نمی‌دونن چی ازمون می‌خوان، فقط می‌خوااان. مثلا یکیش همین "یه مجموعه کتاب داستان کودک و نوجوان رو انتخاب کنین و از طریق ناشرش اونو بهمون معرفی کنین و ارائه بدین." آخه یعنی چی؟ هر کتابی رو هم انتخاب می‌کردیم می‌گفت نه این مجموعه نیست. من که نمی‌فهمم. از هرکی هم می‌پرسم دست و پا شکسته جوابم میده. و مشکل بزرگتر اینه که من بلد نیستم پاور پوینت درست کنم. دیگه دارم غر می‌زنم، برم کارامو انجام بدم ایشالا که خدای پر زور کمکم می‌کنه.
اهااان یکی دیگه از مشکلاتم که الان یادم اومد اینه که استاده گفته باید کتاب رو بخونیم و یه فصلش رو ارائه بدیم، فصل ۱۳ مال منه. اما تا پایان ترم وقت نمیشه که به فصل ۱۳ برسیم، استاده گفته اونایی که ارائه ندادن به فکری برا خودشون بکنن. یعنی چی یه فکری بکنین مرد؟ وظیفه توعه که کلاست تایم بندی مشخصی داشته باشه که به همه برسه، وقتی وقت نمیشه من چه فکری بکنم آخه؟ هر فکری بکنم برای ارائه به وقت نیاز دارم. فهمیدن این موضوع خیلی کار سختیه؟
الان دیگه حساب کار دستم اومده، باید تو همه چیز اولین نفر باشی حتی اگه گند بزنی یا ندونی باید چی کار کنی یا هرچی. از ترم بعد معلوم تون می‌کنم 🗿😂