همش خونه مامان بزرگ، مغازه، خونه.
وای نمیتانم.
شما کجا میرین؟ چی کار میکنین در طول روز؟
وای بچهاا.
خوابیده بودم یه شماره ناشناس زنگ زد. یه آقایی بود.
گفت خانم فلانی؟
گفتم بفرمایین.
گفت شما بسته سفارش داده بودین، فلان کوچه، میشه بگین خونه وسط کوچهس یا اول کوچه؟
گفتم وسط کوچهس.
گفت خب من دارم میام، شما بیاین دم در تحویل بگیرین.
من آدرس خونه دخترخالمو داده بودم، بخدا هنگ کرده بودم گفتم داره سر کارم میزاره. چون هی میگفت میاین تحویل بگیرین دیگه؟ گفتم آره میان.
گفت مثل اینکه خواب هم بودین، ببخشید بیدار تون کردم.
گفتم خواهش میکنم.
گفت خب بیاین دیگه، خداحافظ.
گفتم خداحافظ.
سه دقیقه بعد دوباره زنگ زد.
گفت من تو کوچه تو ماشین نشستما، شما چرا نمیاین؟
گفتم خداییش داری ایسگامو میگیری یا نه، اگه سرکاریه اذیتم نکن خوابم میاد.😂😂😂
میگفت مگه شما خانم فلانی نیستی؟ خب من الان اینجا وایسادم شما که گفتی دارم میام.
گفتم شما یه ساختمون با نمای خاکستری میبینی اونجا؟ بسته رو همونجا تحویل بده.
گفت یعنی شما نمیاین؟ همون ساختمونی که یه کولر ازش بیرون زده؟
گفتم احتمالا خودشه، همونجا بسته رو ازتون میگیرن.
گفت چشم خداحافظ.
تو عمرم انقد مکالمهای به این عجیبی نداشتم، جالبیش اینجاست که طرف قشنگگگ لهجه خودمونو داشت. فعلا که زنگ نزده دیگه :|