eitaa logo
اشتباه.
298 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
504 ویدیو
5 فایل
اینجا و زندگی اصلا جالب نیست.
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از MoWji 🦇
مستأصل. [ م ُ ت َءْ ص َ ] - نعت مفعولی از مصدر استیصال . از بیخ برکنده . (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). از بیخ کنده . ریشه کن شده یعنی درختی که ریشه‌هاشو کَندن، اما هنوز سایه‌ش رو زمین پهنه. یعنی قایقی که بادبان داره، اما باد همیشه خلافش می‌وزه. یعنی آدمی که همه‌ی راه‌هاش یه‌جور عجیبی به بن‌بست ختم میشه. این روزا من دقیقاً همینم. مثل پرنده‌ای که بالاشو باز کرده، ولی هرچی می‌پره انگار آسمون کوتاه‌تر میشه. مثل ماهی‌ای که خودش رو به موج می‌کوبه، اما هنوز اسیر توریه که کس دیگه ای پهن کرده. یا مثل آدمی که تو وسط اتاقی پر از ساعت گیر کرده؛ همه تیک‌تاک می‌کنن، اما زمان برای اون هیچ‌وقت کافی نیست. امتحانات دانشگاه مثل غول‌های بی‌رحم جلوی پام سبز شدن و همه‌ی وقتمو بلعیدن. از یه طرف دارم جون می‌کنم واسه پول، واسه نفس کشیدن تو این زندگی مستقل. از یه طرف دیگه دنبال پروژه‌هام اینور و اونور سر می‌خورم، اما همون کارای دانشگاه هر بار میان جلو و نمی‌ذارن حتی یه قدم درست بردارم. بدتر از همه اون کارای نیمه‌کاره‌ست. همون قول‌هایی که به خودم دادم، همون پروژه‌هایی که با هزار امید و آرزو شروع شدن و نصفه ول شدن. الان زندگیم عین یه کارگاهه که وسطش پر از وسایل نیمه‌ساخته‌ست؛ شلوغ، خاک‌گرفته، بی‌نظم، بی‌سرانجام. منم بین این خرابه‌ها می‌چرخم و هی به خودم میگم: «زندگیت داره عین همین پروژه‌ها میشه؛ نصفه، رها شده، بدون پایان.» حتی زمان هم باهام سر جنگ داره. انگار قبلاً ۲۴ ساعت روز کش‌دارتر بودن، جا داشتن برای نفس کشیدن. حالا اما چشمامو می‌بندم باز می‌کنم شب شده. روزا میرن و من جا می‌مونم. منِ پر از آرزوهای بزرگ، حالا تو کوچیک‌ترین کارای روزمره لنگ زدم. جدیدا با خودم میگم: «تو چجوری می‌خوای کوهارو جابه‌جا کنی، وقتی همین سنگ‌ریزه‌های دم دست داره زمین‌گیرت می‌کنه؟» آدمای دور و ورم؟ انگار هیچ‌کدوم واقعی نیستن. همه‌شون مثل سایه‌های روی دیوارن. هیچ‌کس نفهمیده تو این کله چه خبره بجز یه نفر. حتی مامان و بابامم ایمان ندارن بهم. و من؟ من فقط یه آرزو دارم؛ یه روز کاری کنم که بابام بهم افتخار کنه... همین. اما حتی رفیقام، اونایی که باهاشون کار می‌کنم، حتی نزدیک‌ترینام، اونا هم باورم ندارن. مجتبی این روزا داره بدترین ورژنشو زندگی میکنه! این روزا حس می‌کنم صدام شبیه فریادیه توی تونل بی‌انتها، فریادی که فقط خودم می‌شنوم و هیچ‌کس دیگه حتی برنمی‌گرده ببینه منبع صدا کجاست. اما خسته شدم از اثبات کردن. دیگه نمی‌خوام خودمو به آدما ثابت کنم. می‌ذارم زمان، اگه انصاف داشته باشه، یه روز این کارو بکنه. خلاصه که این روزا همه‌چی از دستم دررفته. فرمون زندگی دیگه تو دستام نیست. حسای قدیمی برگشتن: همون افسردگی‌ها، همون کلافگی‌ها، همون سردردهای همیشگی. نمی‌خوام دوباره بشم مجتبای پارسال. امیدوارم این بار دیگه به اون پرتگاه برنگردم.
هدایت شده از MoWji 🦇
میگه که you can kill me if i kill you first
اشتباه.
آخرین بار که همچین چیزی رو یادم میاد برای سه سال پیشه، روی صندلی آهنی و با یه میز آهنی بزرگ. کنارم ریحانه و کنار ریحانه بهار و سر میز مامان. اونور هم خانم عبدی. ریحانه با ولع می‌خورد و می‌گفت چه خوشمزست. من ادا اومده بودم و گفته بودم نمیخورم. از بوش داشت حالم بد میشد. رفتم بیرون. وایسادم تا غذاشون تموم شه. هم هوا گرم بود و هم من گشنه، ولی هوای گرم کاظمین عجیب خوب بود و باعث می‌شد به گشنگی خودم فکر نکنم.
اشتباه.
آخرین بار که همچین چیزی رو یادم میاد برای سه سال پیشه، روی صندلی آهنی و با یه میز آهنی بزرگ. کنارم ر
کاش الان هم گشنه بودم و هم زیر تیغ آفتاب، ولی برمیگشتم به اون‌موقع، اون لحظات، اون احوالات.
اشتباه.
تارعکسی
اشتباه.
واضح‌عکسی
هدایت شده از  نانالان ( پغایوت مرضیه )
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
هدایت شده از  نانالان ( پغایوت مرضیه )
2.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
اشتباه.
عه یاد @MOOD_channel افتادم.