ایده یه رمان جنایی دارم که ارم مینویسمش اسمش گالری نقاشی های خونینه
راجب چهارتا دوسته که به تازگی توسط یه قاتل زنجیره ای دوازدهمین قتل اخیر تو شهر بقلیشون اتفاق افتاده و یه روز یکی از این دوستا گم میشه
و خب این سه تا که یکیشون دوست پسر اونی که گمشده ام هست میگردن دنبال اونی که گم شده ولی یکیشون وقتی رفته به اتاق اونی که گم شدا سر بزنه یه نامه پیدا میکنه که خود اون شخص نوشته و یه چیزی شبیه وصیت نامه ایه که توش از ترس و تعقیب شدن توسط کسی حرف زده شده و آره خلاصه این سه تا میگردن دنبال دوستشون تا اینکه یکی دیگشونم گم میشه و جدا از ماجراهای این دوستا داستان از یه دیدگاه دیگه که دیدگاه یه کاراگاهه ام نشون داده میشه و اون هر قتلو با علت و جزئیات بررسی میکنه و تا اخر داستان هویتش مخفی میمونه تا اینکه اخر داستان متوجه میشن که قاتل و کاراگاه هم غریبه نیستن و بلاخره همه چیز بهم مرتبط میشه ولی خب نمیتونم اینجا کامل بگم🤣😭🥰
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
ایده یه رمان جنایی دارم که ارم مینویسمش اسمش گالری نقاشی های خونینه راجب چهارتا دوسته که به تازگی تو
خیلی خلاصه گفتم البته ولی خب🤣😭