𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
ایده بدید بچه ها😭😭😭 خیلی ناقصه
میشه مثلا ترسناکش کرد
مثلا چندتا از مراجعینش میمیرن بخ طرز عجیبی
هر هفته توی یروز و توی ی ساعت
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
من واقعا بعد از جنگ نتونستم درس بخونم
+++ خیلی سخت خوندم منم
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
دارمش تازه نصب کردم اما بلد نیستم باهاش کار کنم
راحته تقریبا😭
یکم بهش ور بری میفهمی
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
میشه مثلا ترسناکش کرد مثلا چندتا از مراجعینش میمیرن بخ طرز عجیبی هر هفته توی یروز و توی ی ساعت
یا مثلا بعدش
خودشم یه روز اون کابوسو میبینه🥰
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
میشه مثلا ترسناکش کرد مثلا چندتا از مراجعینش میمیرن بخ طرز عجیبی هر هفته توی یروز و توی ی ساعت
البته این فقط ی نظره
یا مثلا میشه یک مراجع پیر بیاد که قبلا ارتباط نزدیکی با پدربزرگش داشته و خیلی چیزا میدونه
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
راحته تقریبا😭 یکم بهش ور بری میفهمی
امیدوارم جدی😭
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
یا مثلا بعدش خودشم یه روز اون کابوسو میبینه🥰
اره
همچی بهم ربط پیدا میکنه کم کم
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
ایده بدید بچه ها😭😭😭 خیلی ناقصه
بهنظرم یه شخصیت زن باهوش هم داشته باشیم
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
لیلیییی دلم برات تنگ شده بود🥲
الان دیدم 😭😭 دورت بگردمم
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
البته این فقط ی نظره یا مثلا میشه یک مراجع پیر بیاد که قبلا ارتباط نزدیکی با پدربزرگش داشته و خیلی
به نظرم اون پیرمرده که دوست بابابزرگش بوده رو خودش باید در طول داستان پیدا کنه
باهاش حرف میزنه و یه سرنخ مهم بدست میاره ولی مکالمه شون بیشتر یه حس سرد و خالی داره انگار فقط داری حرفای یه دوست قدیمس رو میشنوی
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷*.✧
بهنظرم یه شخصیت زن باهوش هم داشته باشیم
که داستان حول محور اون هم بچرخه