eitaa logo
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷⁠*⁠.⁠✧
24 دنبال‌کننده
41 عکس
2 ویدیو
0 فایل
𝚆𝚎 𝚊𝚛𝚎 𝚠𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛𝚜, 𝚠𝚎 𝚍𝚘𝚗'𝚝 𝚌𝚛𝚢. 𝚆𝚎 𝚋𝚕𝚎𝚎𝚍 𝚘𝚗 𝚙𝚊𝚙𝚎𝚛:) خودم اینجام: @Lilith_raining
مشاهده در ایتا
دانلود
دیوار اصلیه چیه؟
شاید باید یه سرنخ مهم توش باشه
یا چیزی که همه قربانیا رو بهم متصل میکنه
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷⁠*⁠.⁠✧
تووخونه بابابزرگش؟
آها. میتونیم بگیم توی خونه بابابزرگش اون دیوار خالیه ولی چند سال پیش اونجا یه چیزی بوده...
(به اسما توجه نکنید باهم درستش میکنیم) • متئو : پونزده ساله / مبتلا به اختلال افسردگی / ظاهر: موهای فرفری قهوه ای و همیشه هودی میپوشه / اتاق رو اینطوری توصیف می‌کنه: "خب... میدونی دکتر؟ اتاق کسل کننده ای بود. چهارتا دیوار داشت. یه دیوارش یه پنجره‌ی دوجداره و یه تخت قهوه ای زیرش بود، دیوار دوم یه صندلی که کتاب های باز روش قرار گرفته بودن، دیوار سوم هم یه گیتار افتاده بود رو زمین. من بیشتر جذب دیوار چهارم شدم! چون کلی بازی های ویدئویی داشت." • رزالین: بیست و یک ساله / تروما بعد از سانحه / موی بلوندش همیشه بازه و یه ور چتری‌هاش با گیر صورتی کنار زده شده. هرچند این اواخر از بی خوابی رنج میبرد و زیر چشماش مشکی شده بود. حوصله گیر صورتی هم نداشت. / طوری که اتاق رو توصیف می‌کرد: "آقای دکتر باید اونجا بودی و می‌دیدی! کلی پوستر از امی واینهاوس روی دیوارش بود! البته یکم مسخره بود چون وقتی زیر پنجره روی تخت دراز می‌کشیدی امی واینهاوس زل زده بود توی چشمات!" - روانشناس :"همین بود؟" - "معلومه که نه. یه صندلی توی اتاق بود... یه سری خنزر پنزر روش. انگار صاحب اتاق خیلی آشفته اس... حتی بخاری هم نبود! خدایا خیلی نگران صاحب اتاقم... مثل هوای کنار ریل سرد بود. امیدوارم..." دستاش می‌لرزه "صاحب اتاق خوب باشه." دوباره. • مارکوس: بیست و هفت ساله / اختلال سلوک / ظاهرش: هیکلی + تیشرت مشکی جذب میپوشه. موهاش تراشیده شده و اهل دعواست/ اتاق رو اینطوری توصیف می‌کنه "روانشناس، صاحب اتاق شدیداً حالش بده. -خنده-. فکر کنم حسابی روانی شده! کلی برگه ریخته بود رو صندلیش. تختش زیر پنجره نامرتب بود و اوه! فکر کنم خیلی عصبانی بود چون گیتار افتاده بود روی زمین. یه طرف اتاق هم پر از مواد مخدر و اسلحه بود. برنو دیدی؟" روانشناس "چی؟" - "بیخیال! یه اسلحه است." • لیام: نوزده ساله / مبتلا به اختلال نارسیسم / موهای مشکی مرتب + همیشه کت و شلوار پوشیده و چشمای مشکی کشنده ای داره / توصیفش : "اوه روانشناس! من قطعا بهتر میتونستم اون اتاق رو دکور کنم. آخه کی توی این نسل گیتار میزنه؟ کی تختش رو می‌زاره زیر پنجره؟ کی سودوکو حل میکنه؟ البته فکر کنم خود یارو میدونست سودوکو مسخره اس چون همه رو روی صندلی رها کرده بود! تازه یه آینه گذاشته بود جلوی چشماش که هر روز خودش رو ببینه." • شارلوت: شونزده ساله / اختلال آتش افروزی / ظاهر : چتری سیاه، همیشه ساکت و خط چشم کشیده. / توصیفش: "یه خواب عجیبی بود! هوا بیرون اتاق سرد بود پس یه شومینه بزرگ با آتیش شلعه ور به پا کرده بود. - توی چشماش برقه - همه‌ش منتظر بودم برگه های روی صندلی آتیش بگیره."