eitaa logo
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷⁠*⁠.⁠✧
24 دنبال‌کننده
41 عکس
2 ویدیو
0 فایل
𝚆𝚎 𝚊𝚛𝚎 𝚠𝚛𝚒𝚝𝚎𝚛𝚜, 𝚠𝚎 𝚍𝚘𝚗'𝚝 𝚌𝚛𝚢. 𝚆𝚎 𝚋𝚕𝚎𝚎𝚍 𝚘𝚗 𝚙𝚊𝚙𝚎𝚛:) خودم اینجام: @Lilith_raining
مشاهده در ایتا
دانلود
داریم یه رمان می‌نویسیم:) تا حالا: یک روانشناس که یه وجه مشترک بین تمام مراجعین‌ش پیدا می‌کنه: همه قبل از مراجعه بهش یه اتاق رو توی خواب‌شون دیدن. روانشناس فکر می‌کنه اتفاقیه. با این حال به توصیفاتی که مراجعین راجب اتاق داشتن گوش میده. یک روز که توی تعطیلات روانشناس به خونه پدربزرگش می‌ره متوجه اتاق مخفی ای میشه که دقیقا با توصیفات مراجعین‌ش همخونی داره. طبق مشورت هامون : • روانشناس باید دو فرد خیلی عزیز توی زندگیش باشه. اولی: دوستی که آخرش میمیره دومی: کارآگاه که معشوقشه. • یکی از کسایی که باید طی حل کردن این پرونده کمک کنه یه پیرمرده که آشنایی طولانی با پدربزرگ رواشناس داره. ولی خب خیلی خالی و سرد حرف میزنه و مدرک کمی بهش میده. • مراجعین • دیوار چهارم باید چیزایی باشه که فرد ازش اجتناب میکنه یا یه خاطره‌ی بد ازش داره. • خونه‌ی پدربزرگ هر سال جا به جا میشه. دقت کن! عوض نمیشه، جا به جا میشه. از ده سال پیش، ده کیلومتر پایین تر رفته. • هرکس اون خواب رو میبینه، میمیره. • روانشناس اول همون به نظریه اول ما فکر میکنه، که شاید خونه هر سال چند متر حرکت می‌کنه. که کارآگاه بهش میگه دیوونه شدی؟ بعدش یه بار می‌ره خونه متئو تا باهاش پلی استیشن بازی کنه می‌فهمه که لوکیشن خونه‌‌ش متفاوت، ولی دکوراسیون و نمای داخلی دقیقا شبیه خونه پدربزرگشه. با این تفاوت که اتاقی توی خونه نیست. •(Cause baby there's a secret room) •خونه‌ی تمام مراجعین شبیه همه با این تفاوت که هیچکدومشون اتاق مخفی رو پیدا نکردن •حالا با توجه به روش قتلشون میتونیم اتاق رو پیدا کنیم • شارلوت فقط مصدوم میشه. • لیام از کارآگاه خوشش میاد و از اونجایی که رد فلگه و روانی تاکسیکه میخواد روانشناس رو بکشه، ولی توی همه‌ی نقشه هاش شکست میخوره و فقط مراجعین رو میکشه
𝑬𝒔𝒄𝒓𝒊𝒕𝒐𝒓𝒂𝒔 -'🍷⁠*⁠.⁠✧
خیلی قشنگههه
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا