eitaa logo
* انتشـاراتِ‌لیـمو ؛ 🍋
472 دنبال‌کننده
1هزار عکس
638 ویدیو
2 فایل
بخشِ‌خصوصی 🚶🏻‍♀️ یه گریفیندوری ِخسته / محب‌علی / خوره‌کتاب ִֶָ☾ در تضاد مشکی چشمان ِمن ، چشم تو را با هزاران حوصله ، با رنگ روشن آفرید [ : https://daigo.ir/secret/s-limo8-ent 🌀🤍 . 𐙚 حلال‌کنین🌟!
مشاهده در ایتا
دانلود
حجره همون جای مخفیه که عده کمی دارنش اینجا انتشاراتمونع🕺🏻
باشه ولی زشته دیگه پشت سر شهدا هم حرف بزنین حرفای محبت آمیز بگین یکم حرمت‌ نگه دارین زشته بخدا
ایتا مرد 🕺🏻🔪
هدایت شده از «بآغِ‌لۍلۍ»
انسان است و رویایش؛ آدمی اگر رویا در دلش بمیرد، دیگر آدم نیست.
بی‌قرار دوید . چیزی نمی‌دانست . حتی نمی‌دانست فرار برای چه بود ؟ از خودش ؟ نه ! نمی‌توانست از خودش فرار کند . او همیشه کنارش خواهد بود . حتی در سالگرد های تولدش ، در خاکسپاری عزیزانش ، در جدایی هایش ، در وصال هایش ؛ در تمام ثانیه ها و دقیقه ها و ساعت ها و روز ها و هفته ها و ماه ها و سال‌ها ، وجود نحسش را به خوبی می‌توانست حس کند . او خودش بود ‌. باعث و بانی تمام شوربختی هایش . چقدر از آن خانه ی شوم دور شده بود ؟ یک متر یا یک کیلومتر ؟ اما مگر فاصله مهم بود ؟ تا زمانی که نحسی او را در کنار خودش حس می‌کرد ، فاصله و حتی زمان معنایی نداشت . ثانیه ای ایستاد . به اطرافش نگاه کرد ‌. صدا و سیمای رودخانه را به خوبی در کنار خودش داشت . سرعتش باعث شده بود درد در سینه اش بدود و تا اعماق قلبش جاری شود . از درد لباسش را چنگ زد . قدم هایش را به طرف آب تند کرد . آب زلال را با ولع می‌نوشید و به گلوی خشک شده اش روان می‌کرد . کمی آرام شد . اوضاع دستش آمد . ناخواسته انعکاسش را درون اب دید . ناخودآگاه به آب ضربه می‌زد و هرچه در دل داشت ، سر آبِ بیچاره خالی کرد . یک‌لحظه به خودش آمد . چه بلایی سرش آمده بود ؟ اینهمه تنفر ؟ آن‌هم از خود واقعی‌اش ؟ شاید او مقصر نبود . شاید هیچ کدامشان مقصر نبودند ، فقط ... نمی‌دانست ، حالا دیگر چیزی جز مقصر نبودنشان ، نمی‌دانست . نگاهش را از آب گرفت و رو به دست هایش برد . آنها را در هوا تکان داد . او خودش بود . خود واقعی خیال‌پردازش . و هیچوقت حق این را نداشت که از خودش بخاطر دور بودن از دنیای خسته کننده ی ادم ها ، متنفر باشد . حق این را نداشت به خودش بخاطر زیباترین تفاوتش با انسان ها نفرت بورزد ، از خودِ رویاپردازش . .
بقیه لینکا جز این کار نمیکنن
زندگی سرشار از فشاره ... غمم گینه و کاش مثل نبات تو چایی حل می‌شدم .
هدایت شده از 𝗠𝗢𝗢𝗡𝗕𝗘𝗥𝗥𝗬³
انتشارات لیمو🛐
اگه همه‌ی ریاضی مثل سوال ۶۹ بود شاید دوسش میداشتم