eitaa logo
* انتشـاراتِ‌لیـمو ؛ 🍋
474 دنبال‌کننده
1هزار عکس
638 ویدیو
2 فایل
بخشِ‌خصوصی 🚶🏻‍♀️ یه گریفیندوری ِخسته / محب‌علی / خوره‌کتاب ִֶָ☾ در تضاد مشکی چشمان ِمن ، چشم تو را با هزاران حوصله ، با رنگ روشن آفرید [ : https://daigo.ir/secret/s-limo8-ent 🌀🤍 . 𐙚 حلال‌کنین🌟!
مشاهده در ایتا
دانلود
* انتشـاراتِ‌لیـمو ؛ 🍋
_
بعد از ماه ها ، یه کتابو تو سه روز تونستم تموم کنم . نمیدونم از چیش بگم . از اینکه ویلیام چیزی جز یه پسر دوازده ساله نبود . از اینکه ادموند با تموم مسخره بازی هاش داشت تلاش میکرد برادر خوبی واسه ی برادر بزرگتر و خواهر کوچیکترش باشه . از آنای نه ساله که با اون سنش مجبور بود حتی برای مدت کمی هم که شده واسه ی اون سه تا بچه مادری کنه . از خانوم مولر که هیچی تقصیر نبود و اون ظالم به حساب میومد و در آخر ... باورم نمیشد با کتابی هم بخندم هم گریه کنم همزمان *ملیکا واقعا مرسی نجاتم دادی😭
پ ن : تعداد دخترایی که با سیدنا چالش گرفتن از جمعیت مونیخ بیشتره 😂 - خیلی خوب بود 😂🤦🏻‍♂️ « ببینید و رسانه باشید ! » 🔻عضویت در کانال 👇🏻 https://eitaa.com/joinchat/2595225693Cb759e2481e
شاید اون چیزی که هرگز حتی خیال نمی‌کردی که برات اتفاق بیفته، برات درست‌ترین باشه و بشه و اتفاق بیفته.
استاد نوشته بود : عاشقِ همه ایرانیانِ دنیایم اما دلم می‌گیرد هنگامی که دیدند «سختی‌های‌تحریم‌ها» را تحمل کردیم؛ عزیزان‌مان از فقر‌ و نرسیدن دارو شرمنده شدند و‌ مُردند اما یکبار در اعتراض به تحریم‌ها راهپیمایی نکردند درکشورهای دیگر‌‌‌…
𝚃𝚑𝚒𝚜 𝚒𝚜 ( 𝚖𝚢 ) 𝙷𝙾𝙼𝙴 ...
* انتشـاراتِ‌لیـمو ؛ 🍋
روز یازدهم ⭐️ : چی میشد اگه فکر و خیالای توی سرم واقعی بود (: ؟
روز دوازدهم ⭐️ : اکثر سوتی هایی که دادم *مخصوصا جلو اقای ازادی وقتایی که به مربیام گفتم مامان ناخودآگاه وقتایی که فکر کردم با منن ولی با من نبودن
* انتشـاراتِ‌لیـمو ؛ 🍋
روز یازدهم:✨ چی میشد اگه غدیر فراموش نمیشد؟...
روز دوازدهم:✨ مثلاامروز سر کلاس زبان که تلفظ چند تا کلمه رو اشتباه گفتمم😅😭 کلا جاهایی که زیاد حرف میزنم😂میدونم دیگه نباید ادامه بدمااا اما نمیشهه😂انقدر حرف میزنم تا اصولا به یه سوتی ختم بشهه🤣🤦🏻‍♀ یا مثلا یه موقع هایی که موقع تقلب،معلما دیدَنَم🤡