هدایت شده از تموم شد.
حاجی این ۴۰۴ تموم شد ولی
من عاشق دوستام میمونم
عاشق ستاره که انقد خاطره ساختیم نمیدونم کدومو بگم
عاشق ثنا که انقد خاطره ساختیم نمیدونم کدومو بگم
عاشق گلی که همیشه با هم آهنگ گوش میدادیم
عاشق نازی که با هم یهو شبا حرف بزنیم
عاشق تمیزی سیفید میفید- ببخشید نه عاشق تمیزی که با هم قربون اون دوتا آقایی تو سیرک بریم و زجه بزنیم برا مامیا مسک و تاپ و بهم بگه مامی یاس
عاشق سراج که هی بغلش کنم و بوش کنم
عاشق ملیکا که با هم میو میو و قور قور کنیم
عاشق دینا تا با هم به همه فوش بدیم
عاشق سیروس تا با هم برقصیم
عاشق زینب که با هم بخندیم
عاشق لعیا کوچولو من تا بهم بگه یاس پروانه ای و بغلم کنه با اون جثه کوچولوش
عاشق ابراهیمی تا با هم حرف بزنیم
عاشق خانم معینی بخاطر کل وجودش و نازیش
عاشق پسر بزرگم طهورا که انقد خوبه
عاشق پسر کوچیکم مریم شر و شیطون
عاشق عمو کمالی مشتی و عشق من
عاشق رضایی خانوم با موهای نازش
عاشق سعادت با پره های دماغش که موقع خندیدن تکون میخورن
عاشق یاس تا با هم برای سلیقه موسیقیمون زجع بزنیم و بگیم یااس تو کدوم یااسی من اصلا نشناختم تورو یاسس
عاشق ساسا تا منو بزنه و پرتاب بشم یه کره دیگه
عاشق بهار تا باهم صحبت کنیم راجع به همه چیز
عاشق هلیا تا بهم بگه نازی
عاشق حسنا تا باهم بخندیم
عاشق حسنا از نوع کوچک تا بزارم موهاشو ببندم براش
عاشق آلا تا باهم عکس بگیریم از دایی ستاره
عاشق لوکا تا بهم بگه ددی نیستی
عاشق نگار تا بزنه تو شونم و من شونمو از دست بدم و بعدشم بیاد بگه زنم شو
عاشق یکتا تا باهم بریم بیرون فیلم بگیریم و صبح بریم صبحونه بیرون
عاشق کوثر تا باهم راجع به کیومرث و مهلا و آرشیدا حرف بزنیم
عاشق آرشید تا با هم به عالم و آدم فوش بدیم و من کوچولو باشم کنارش
عاشق آرنوش تا بهش بگم ددی آری
عاشق ریحانه (to fun) تا راجع به کل زندگیم بهم مشاوره بده و از همون اول بگه آرشیدا آدم خوبی نبوده
عاشق مهنوش تا باهم سر کلاس زبان بمیریم از خنده
عاشق دایانا تا باهم عکس بگیریم تو آینه
عاشق مهلا چون به خودم مربوطه
عاشق ریحانه کتابی با چشمای نازش
عاشق خانوم آزادی با وجود کوچکش
عاشق انیسه با نوع حرف زدنش و لباسایی که خیلی خفنن و با انسیه میخرن
عاشق انسیه با انتخاب خفن اکسسوریاشو صحبت های یهوییش
عاشق فاطمه زهرا ط تا با اتو مو موهامو درست کنه
عاشق رادان با مژه های رو هواییش
عاشق اکلیلی با دماغش
عاشق فاطمه زهرا ح تا یهو بهم غذا بده
عاشق اعتباریان تا باهم سر مجری جشن بحث کنیم
عاشق ثنا قائلی با اکسسوریایی که عاشقشونم
عاشق ثنا اعطارزاده تا منو ادمین کنه تو چنلش
عاشق جیمیمنی تا باهم نقاشیامونو نشون هم بدیم
عاشق هانیه تا با هم حرف بزنیم
عاشق یونا چون چت کردیم با هم
عاشق مصی تا باهم گیف بازی کنیم
عاشق مهنا تا تیک تاکامو بفرستم براش
عاشق شوکا تا برینه سر تا پام همیشه
عاشق ستوده تا ازم انتقام بگیره
و در نهایت عاشق همه بچها و دوستام
باورم نمیشه انقد دوست داشتم هنوز نصفشونو ننوشتم
دوستدار شما یاس غ .
هدایت شده از ـ زیـٰـادیٰــاوهمیگویـَـم10:30🇮🇷ـ
404با تموم سختی هایش تموم شد
بهتره بگم
بلاخره تموم شد
خیلی نفرت انگیز بود
خیلی شکست خوردم
خیلی تغییر کردم
خیلی اطرافم تغییر کرد
آدمای اطرافم..
با زن خوشگلم هم آشنا شدم.
اتفاق های غیر منتظره زیادی توش اتفاق افتاد.
اون مشهد کذایی
و اتفاقاتی که هنوز براش خیلی کوچولو بودم
شکست های فراوان
شکوندن های زیاد
تغییر شخصیت ..
تغییر شخصیت..
تغییر شخصیت..
دلتنگی برای ورژن قبلی آدم ها..
تنهایی تنهایی تنهایی
صمیمیتر شدن با یسری آدما
سفر هایی که رفتم
مرگ افراد زیادی..
مشکلات جسمی/روحی جدید
سال پر غمی بود
خیلی غمگین بودم
خیلیییی تنها بودم
اما ..
اما آخرشو که نگاه میکنم..خوب بود:)
حداقل راضی بودم..
به عقب نگاه میکنم و...
ممنونم از همه کسایی که طردم کردن و باعث شدن بهتر بشناسمشون.
ممنون از آدمایی که رهام کردن تا بتونم خودمو دریابم.
ممنون از همه کسایی که بی دلیلی رفتن.
و ممنون از همه کسایی که دلیلی گفتن و رفتن.
ممنون از همه کسایی که خنجری وارد روحم کردند..
ممنون از همه کسایی که کنارم بودن...
واقعا،
حتی شده برای یک ساعت.
الان یه روح پر از زخم هستم که.. لبخند واقعی میزنه:)
شاید خیلی مسخره باشه حرفام ..
ولی شما بهم نخندید
چون از اعماق قلبمه
خودم حرف نمیزنم
زخم های وجودم حرف میزنن
از اصغرک
از حبیبکم
از باباییام
از عموم (رعیت مملکت)
از عمم(لاکپشت کوچولو)
از زن خوشگلم
از مامان کوچولو(لوبیا خانوم)
از مامان واقعیم
از یاس (غ)
از داداشم
از زنموم
از آجی کوچولو
از قورباغه کوچولو
از دوقلو ها
از گلی:)
از خانوم معینی
از لارا
از ریحانه سادات
از یارا
از خوااهری
از همه معلم های راحیل
از باتم زاده
ابراهیمی نازم(که تنها کسی هستیم که خواسته هامون شبیه همه)
از شوکا:)
از حسنا کوچولوو خواهذش
از کوثر که تازه باهاش آشنا و اینا شدم
از همتون...
ممنونم بچه ها:)
واقعا دوستتون دارم
ببخشید اگه بعضی وقتا که نه
بیشتر وقتا
واقعا دختر خوبی نیستم..
دختر بد
نفرت انگیز
رو مخ
دیونه
یا هر چیز دیگه ای هستم
اما ..
همیناست که منو زینب میکنه؟..
مگه نه؟..
فقط حلالم کنید..
همه
نه فقط کسایی که اسم بردم
منو ببخشید بخاطر هر اتفاقی
یاحق:)
هدایت شده از <جیمین > ᵇˡᵘᵉ ˢⁱᵈᵉ⊙⊝⊜⁷🍀
دربین الحرمین، حرم امام علی
بهیادهمهاهالیایتابهخصوص:
"𝐬𝐞𝐫𝐞𝐧𝐝𝐢𝐩𝐡𝐨𝐫𝐢𝐚"
امپراطور امیر سرشار، ملیجک، فادیا، دنیای کوچک ما، حاج باربی ها، آمیگدال روانی، وزیر و رویا فروشی پلوتون، افکار همان سرباز اعدامی ،مثل پژواکی در جنگل، sana، ꜱᴡᴇᴇᴛ ɴɪɢʜᴛ،اورا، Bora، Background، wallpaper، یه دختر کوچولو، پلاک 21کوچه بوسان،زیاد یاوه میگویم، شیرکاکائو،عطر نعناع، Dream، creze، Moonlight، Mangata،مارمالاد پرتغال،ستاد حمایت از حبیب،ماه من، Banglara
عقاید یک Entp،خنده های ولگرد میرا، انتشارات لیمو، منگه، ویروس شادی، عزیز ترین دشمن، mono
، 𝘚𝘦𝘳𝘦𝘯𝘢𝘥𝘦 𝘣𝘺 𝘚𝘵𝘢𝘳𝘴⁷𐙚، ،SNOOZED، BILE Star، Epiphany، Univers، Shinygirl، ARIRANG، Game over،Clown Velorang، پنجه های شوگولی، مکانی دور از شلوغی شهر، 로 상، Farangis Association، رنهو و چیمی اش، MihoNa
نپتون
بچه های اکیپ شوعاف کنندگان ریچ نما
ثلثله تریاکایان
باجناقان
اوقودااا
ویژونال
و تمام کسایی که این پیامو میبینن
و آرزوی موفقیت برای همه کنکوری های عزیز
-ᵇˡᵘᵉ ˢⁱᵈᵉ🍀
هدایت شده از عروسهلندیکتابفروشیخیابونهفتم·
وقتی خانم مصوری و خانم کریمی ازم تعریف میکنن🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
در کوچه میگذشتم و پایم به سنگ خورد
سنگی که فکر و ذکر دلم را، دچار کرد
؛
از ذهن من گذشت که با سنگ میشود
آیا چه کارها که در این روزگار کرد
؛
با سنگ میشود جلوی سیل را گرفت
طغیان رودهای روان را، مهار کرد
؛
یا سنگ روی سنگ نهاد و اتاق ساخت
بیسرپناهها همه را، خانهدار کرد
؛
یا میشود که سنگ کسی را به سینه زد
جانب از او گرفت و بدان افتخار کرد
؛
یا سنگ روی یخ شد و القصه خویش را
در پیش چشم ناکس و کس، شرمسار کرد
؛
ناگاه بیمقدمه آمد به حرف، سنگ
اینگونه گفت و سخت مرا بیقرار کرد:
؛
تنها به یک جوان فلسطینیام بده
با من ببین که میشود آنگه چه کار کرد