هدایت شده از ـ زیـٰـادیٰــاوهمیگویـَـم10:30🇮🇷ـ
404با تموم سختی هایش تموم شد
بهتره بگم
بلاخره تموم شد
خیلی نفرت انگیز بود
خیلی شکست خوردم
خیلی تغییر کردم
خیلی اطرافم تغییر کرد
آدمای اطرافم..
با زن خوشگلم هم آشنا شدم.
اتفاق های غیر منتظره زیادی توش اتفاق افتاد.
اون مشهد کذایی
و اتفاقاتی که هنوز براش خیلی کوچولو بودم
شکست های فراوان
شکوندن های زیاد
تغییر شخصیت ..
تغییر شخصیت..
تغییر شخصیت..
دلتنگی برای ورژن قبلی آدم ها..
تنهایی تنهایی تنهایی
صمیمیتر شدن با یسری آدما
سفر هایی که رفتم
مرگ افراد زیادی..
مشکلات جسمی/روحی جدید
سال پر غمی بود
خیلی غمگین بودم
خیلیییی تنها بودم
اما ..
اما آخرشو که نگاه میکنم..خوب بود:)
حداقل راضی بودم..
به عقب نگاه میکنم و...
ممنونم از همه کسایی که طردم کردن و باعث شدن بهتر بشناسمشون.
ممنون از آدمایی که رهام کردن تا بتونم خودمو دریابم.
ممنون از همه کسایی که بی دلیلی رفتن.
و ممنون از همه کسایی که دلیلی گفتن و رفتن.
ممنون از همه کسایی که خنجری وارد روحم کردند..
ممنون از همه کسایی که کنارم بودن...
واقعا،
حتی شده برای یک ساعت.
الان یه روح پر از زخم هستم که.. لبخند واقعی میزنه:)
شاید خیلی مسخره باشه حرفام ..
ولی شما بهم نخندید
چون از اعماق قلبمه
خودم حرف نمیزنم
زخم های وجودم حرف میزنن
از اصغرک
از حبیبکم
از باباییام
از عموم (رعیت مملکت)
از عمم(لاکپشت کوچولو)
از زن خوشگلم
از مامان کوچولو(لوبیا خانوم)
از مامان واقعیم
از یاس (غ)
از داداشم
از زنموم
از آجی کوچولو
از قورباغه کوچولو
از دوقلو ها
از گلی:)
از خانوم معینی
از لارا
از ریحانه سادات
از یارا
از خوااهری
از همه معلم های راحیل
از باتم زاده
ابراهیمی نازم(که تنها کسی هستیم که خواسته هامون شبیه همه)
از شوکا:)
از حسنا کوچولوو خواهذش
از کوثر که تازه باهاش آشنا و اینا شدم
از همتون...
ممنونم بچه ها:)
واقعا دوستتون دارم
ببخشید اگه بعضی وقتا که نه
بیشتر وقتا
واقعا دختر خوبی نیستم..
دختر بد
نفرت انگیز
رو مخ
دیونه
یا هر چیز دیگه ای هستم
اما ..
همیناست که منو زینب میکنه؟..
مگه نه؟..
فقط حلالم کنید..
همه
نه فقط کسایی که اسم بردم
منو ببخشید بخاطر هر اتفاقی
یاحق:)
هدایت شده از <جیمین > ᵇˡᵘᵉ ˢⁱᵈᵉ⊙⊝⊜⁷🍀
دربین الحرمین، حرم امام علی
بهیادهمهاهالیایتابهخصوص:
"𝐬𝐞𝐫𝐞𝐧𝐝𝐢𝐩𝐡𝐨𝐫𝐢𝐚"
امپراطور امیر سرشار، ملیجک، فادیا، دنیای کوچک ما، حاج باربی ها، آمیگدال روانی، وزیر و رویا فروشی پلوتون، افکار همان سرباز اعدامی ،مثل پژواکی در جنگل، sana، ꜱᴡᴇᴇᴛ ɴɪɢʜᴛ،اورا، Bora، Background، wallpaper، یه دختر کوچولو، پلاک 21کوچه بوسان،زیاد یاوه میگویم، شیرکاکائو،عطر نعناع، Dream، creze، Moonlight، Mangata،مارمالاد پرتغال،ستاد حمایت از حبیب،ماه من، Banglara
عقاید یک Entp،خنده های ولگرد میرا، انتشارات لیمو، منگه، ویروس شادی، عزیز ترین دشمن، mono
، 𝘚𝘦𝘳𝘦𝘯𝘢𝘥𝘦 𝘣𝘺 𝘚𝘵𝘢𝘳𝘴⁷𐙚، ،SNOOZED، BILE Star، Epiphany، Univers، Shinygirl، ARIRANG، Game over،Clown Velorang، پنجه های شوگولی، مکانی دور از شلوغی شهر، 로 상، Farangis Association، رنهو و چیمی اش، MihoNa
نپتون
بچه های اکیپ شوعاف کنندگان ریچ نما
ثلثله تریاکایان
باجناقان
اوقودااا
ویژونال
و تمام کسایی که این پیامو میبینن
و آرزوی موفقیت برای همه کنکوری های عزیز
-ᵇˡᵘᵉ ˢⁱᵈᵉ🍀
هدایت شده از عروسهلندیکتابفروشیخیابونهفتم·
وقتی خانم مصوری و خانم کریمی ازم تعریف میکنن🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐🛐
در کوچه میگذشتم و پایم به سنگ خورد
سنگی که فکر و ذکر دلم را، دچار کرد
؛
از ذهن من گذشت که با سنگ میشود
آیا چه کارها که در این روزگار کرد
؛
با سنگ میشود جلوی سیل را گرفت
طغیان رودهای روان را، مهار کرد
؛
یا سنگ روی سنگ نهاد و اتاق ساخت
بیسرپناهها همه را، خانهدار کرد
؛
یا میشود که سنگ کسی را به سینه زد
جانب از او گرفت و بدان افتخار کرد
؛
یا سنگ روی یخ شد و القصه خویش را
در پیش چشم ناکس و کس، شرمسار کرد
؛
ناگاه بیمقدمه آمد به حرف، سنگ
اینگونه گفت و سخت مرا بیقرار کرد:
؛
تنها به یک جوان فلسطینیام بده
با من ببین که میشود آنگه چه کار کرد