{•لُــومـیـࢪٰا•}
خدایا تروخدا 😭
انقد حرص خوردم نبودی بیهوش شده بودم🤣🤣🤣🤣ببین چه فشاری بهم وارد کرد این مدرسه
من میخواهم دستهایت را داشته باشم.
انگشتهایم را لابهلای انگشتهایت چفت کنم. رگ آبی پشت دستت را نوازش کنم و شاهین قلبم را آشنای دستان تو کنم تا هنگامی که خستهاز اوج گرفتن سینه آسمان را رها کرد، بر روی دست تو آرام بگیرد.
دستهای تو، در نزدیکی دستان من...
دستهای ما که در هم آمیخته شده، شاهکلید دروازهی شهر عشق است.
_دستها؛
- 🩵🫧
علاقه سالم فقط اونجایی که خلیل جبران میگه:
«تو قادری کاری بکنی که من بر بخشی درخشانتر و روشنتر از وجود خودم دست بگذارم.»
- ⭐️✨