اینکه تو زندگیت خاطرات خوب داشته باشی یا خاطرات بد بستگی به این داره کودومو به یاد بیاری .
کلاس دوم که بودم
یه دوست داشتم اسمش نرگس بود
خونمون نزدیک هم بود ، می رفتیم خونه هم مشقامونو مینوشتیم . معلممون میگفت ۱۰ تا سوال از کتاب ریاضی در بیارید ماهم آسون ترین و مسخره ترین سوالارو می نوشتیم بعد میگفتیم بعد از مثلا سوال ۸ بزن ۱۰ به خیال خودمون معلمو ایسگا میکردیم انقدد میخندیدیم (: .
یه بارم با یکی از دوستای دیگهم از مدرسه برمی گشتیم دیدیم خوراکیامونو نخوردیم ، گفتیم اگه بریم خونه مامانامون دعوامون میکنن برا همین خوراکیامونو دادیم به یه رفتگر بعد انقد خوشحال شد (:
میرفتیم تو زمین چمن به قول خودمون اون دور دورا زیر انداز و خوراکی و و اینا میبردیم بازی میکردیم ..🙂
- نیلوفر آبی -
وایییی کتاب مینوشتیم 😭
کتابای مسخره
از تخیلات خودمون نقاشی میکشیدیم و چرت و پرت مینوشتبم بعد چسب میزدیم به عنوان کتاب😭
- نیلوفر آبی -
که اینم بستگی به این داره که حالت خوب باشه یا بد .
قول بده همیشه حالت خوب باشه .