امشب خیلی دلم گرفته بود
حس میکردم واقعا قلبم درد میکنه ، هیچوقت همچین حسی نداشتم
نشستم کنار مامان بزرگم و باهاش حرف زدم و برای چهلمین بار خاطره ای رو برام تعریف کرد : تو تازه به دنیا اومده بودی ولی مامانت هنوز بیمارستان بود ... یا اونموقع که سه سالت بود انقد پرحرف بودی همش نگران بودیم چشمت بزنن و ...
ولی من میترسم از یه روزی که کسی مثل مامان بزرگم و نداشته باشم ، روزی که کسی نباشه باهاش حرف بزنم ، وقتی ناراحتم براش مهم باشه و حالمو خوب کنه ، کسی نباشه مواظبم باشه ، از روزی که تنها بمونم خیلی میترسم اگه روزی بیاد که کسیو نداشته باشم واسه هر کاریم باهاش مشورت کنم نمیتونم به زندگیم ادامه بدم ...
داره بارون میاد . .
دلم میخواد برم زیر بارون قدم بزنم خیس بشم
دلم میخواد نقاشی بکشم
دلم میخواد بنویسم
دلم میخواد آشپزی کنم
دلم میخواد با آبجیم مسخره بازی در بیارم
AuroraAurora - Runaway ( GandomMusic.ir ).mp3
زمان:
حجم:
6.1M
Now take me home
Take me home where I belong
I got no other place to go
Now take me home
Take me home where I belong
I can’t take it anymore ..