- نیلوفر آبی -
چون دیشب ساعت ۴ خوابیده بودم ظهر ساعت ۱ بیدار شدم و خب صبونه که نه بهتره بگم ظهرونه خوردیم و باهاش ی
فیلم مِگان و دیدم و فیلم ترسناک و جالبی و عجیبی بود
- نیلوفر آبی -
فیلم مِگان و دیدم و فیلم ترسناک و جالبی و عجیبی بود
یه جورایی میخواست مفهوم اینکه درسته تکنولوژی خیلی خوبه و مارو خوشحال میکنه ولی در واقع داره حواس مارو پرت میکنه و اصلا نمیتونه جای دنیای واقعی و آدمای واقعی و برای ما بگیره . .
آدمایی که خیلی زود احساساتی میشن و گریه شون میگیره ولی سعی میکنن بغضشونو قورت بدن زیادی کیوتن
یه سریال دیشب همینطوری پلی کردم خیلی ازش خوشم اومد وایب کیوتی داشت
اسمش ' ام عزیز ' بود .
چرا همش فکر میکنید احساسات بد و اضافی و بیهوده است و منطق فقط میتونه راه درست رو نشون بده ؛
آیا شمایی که اینطوری فکر میکنید خودتون ذره ای منطق دارید ، اصلا میفهمیدش ؟
وقتی منطق به تکامل میرسه میشه احساسات
همین اسطوره های ادبیات خودمون مثل حافظ و سعدی و فردوسی و .. ، اونا شاعر نبودن که بخوان با احساسات شعر بگن ، اونا دانشمند بودن و حجم عظیمی از منطق و علم داشتن که در نهایت به ابزار شعر و ادبیات و از طریق احساس برای ارائه منطقشون رسیدن و .. اینطوریه که وقتی منطق به تکامل میرسه در نهایت میرسه به احساس . .
#میمسین_نوشت
- نیلوفر آبی -
یه سریال دیشب همینطوری پلی کردم خیلی ازش خوشم اومد وایب کیوتی داشت اسمش ' ام عزیز ' بود .
خب دوستان میخوام با شاتای این سریال اکلیلی تون کنم ؛