زلفت به رویِ چهره پریشانی آورد
این کج مدار، بی سر و سامانی آورد
این جلوهزار حسن قد خوش خرام تو
مرغ خموش را به غزلخوانی آورد
از گریه ساختند دل نازک مرا
با یک نگاه روی به ویرانی آورد
هرگز مباد ره به کمندت نسیم را
کاین هرزهگرد گَرد پریشانی آورد
نه عافیت پذیرم و نه عاقبت نیوش
بیزارم از هر آنچه گران جانی آورد
در راه عقل گام زدن شرط عشق نیست
راهیست پر فسون که پشیمانی آورد
تا کی در این خیال که خط گشایشی
زان سوی غیب پیک سلیمانی آورد
بیعشق از قبیلهی آدم نبود و نیست
اکسیر عشق سیرت انسانی آورد.
#حبیب_الله_بیگناه
°•♥️•°
∩_∩
(„• ֊ •„)♥️@Loveyoub♥
━━∪∪━━