eitaa logo
ابول"
748 دنبال‌کننده
92 عکس
109 ویدیو
3 فایل
-Me @RuABOL has llenado de contradicciones , Ana ; hace no mucho me quejaba del amor , y ahora me quedo dormido entre tus brazos. Qué caprichoso es el destino .
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از O͠𝗎𝗍.
شاید دلم دیگر آن شوق خاموشِ روزگارانِ پیشین را ندارد؛ نه بی‌تاب روایت لحظه‌های کوچک است، نه چشم‌به‌راه دانستنِ حال و احوالِ تو. انگار نسیمی که مرا به هر نشانه‌ای از تو می‌کشاند، آرام شده؛ و من مانده‌ام با سکوتی که نمی‌دانم فروکشِ خستگی‌ست یا نشانی از رهایی. می‌ترسم این خاموشیِ درون حرفی باشد که زبانم جرئت گفتنش را ندارد: این‌که شاید دیگر آن‌گونه که بود، دوست‌داشتنی در من نمانده باشد.
همایون شجریان1_22162853732.mp3
زمان: حجم: 3M
با من امشب زیر باران گریه کن ...
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
- Pero todavía me debes ` muchos abrazos y besos .
. . .
- Una bella historia pero ' con la persona equivocada .
ابول"
. . .
You’re always a jinx. You bring bad luck .”
ابول"
. 6 .
فراق تو سوزی است که از دل آغاز می‌شود . سال‌ها میگذرد ، درخت‌ها رنگ عوض می‌کنند چشم‌ها . . . چشم‌ها شاهد عبور زمان‌اند و سکوت را بهتر می‌فهمند . می‌دانی ؟ باد صدای قدم‌هایت را می‌آورد اما نه از کوچه ، نه از خاطرات ، بلکه از جایی درون من که هنوز منتظر است . تو نیامدی و من نرفتم ما در میانه‌ی راه ماندیم مانند نامه نوشته شده که هرگز به دست نگار افراد نرسید . . . مانند شاعری که تمام شب‌های فراق را شعر می‌نوشت تا روزی جانان او بخواند اما قبل از وصال ؛ دیدگان بر کرانه می‌بندد و شعرها تا ابد میان قفسه‌های مملو از غربت و محبوبیت دلدار خاک میخورند . نمیدانم چگونه سایه فراق و ویرانی را برایت بازگو کنم ؛ اما جان من ! هر لحظه بی تو ، همچون بارانی سرد است که بی انتظار بر در رنجور و انجماد من می‌بارد و دست نوازش بر گونه او می‌کشد . دستانم پر از تهی‌اند و چشمانم از خستگی رو به انهدام‌اند از انتظار ؛ همانند شمعی که در باران می‌لرزد . این ندای تو خالی ، فریادی است از ژرف جانم که پیچیده و هیچ زبانی یارای بیانش‌ را ندارد . هر زخم این سینه حکایتی از عشق بی انتها که حتی زمان نیز نتوانست آن را ترمیم کند است . ای جانان من ! تو در روح و سینه‌ی من خانه کرده‌ای ، هر چند که فاصله‌ها چون دیوار های بلند میان ما است . چشمان من امید دارند که روزی این دیوار‌ها فرو ریزند و دوباره پرتو فروغ وصال ، جانم را روشن سازد . - تی اِن .
Quiero olvidarte, pero ¿cómo puedo no verte en mis sueños? Siempre eres mi sueño, cariño .