eitaa logo
ابول"
748 دنبال‌کننده
92 عکس
108 ویدیو
3 فایل
-Me @RuABOL has llenado de contradicciones , Ana ; hace no mucho me quejaba del amor , y ahora me quedo dormido entre tus brazos. Qué caprichoso es el destino .
مشاهده در ایتا
دانلود
ابول"
. 6 .
فراق تو سوزی است که از دل آغاز می‌شود . سال‌ها میگذرد ، درخت‌ها رنگ عوض می‌کنند چشم‌ها . . . چشم‌ها شاهد عبور زمان‌اند و سکوت را بهتر می‌فهمند . می‌دانی ؟ باد صدای قدم‌هایت را می‌آورد اما نه از کوچه ، نه از خاطرات ، بلکه از جایی درون من که هنوز منتظر است . تو نیامدی و من نرفتم ما در میانه‌ی راه ماندیم مانند نامه نوشته شده که هرگز به دست نگار افراد نرسید . . . مانند شاعری که تمام شب‌های فراق را شعر می‌نوشت تا روزی جانان او بخواند اما قبل از وصال ؛ دیدگان بر کرانه می‌بندد و شعرها تا ابد میان قفسه‌های مملو از غربت و محبوبیت دلدار خاک میخورند . نمیدانم چگونه سایه فراق و ویرانی را برایت بازگو کنم ؛ اما جان من ! هر لحظه بی تو ، همچون بارانی سرد است که بی انتظار بر در رنجور و انجماد من می‌بارد و دست نوازش بر گونه او می‌کشد . دستانم پر از تهی‌اند و چشمانم از خستگی رو به انهدام‌اند از انتظار ؛ همانند شمعی که در باران می‌لرزد . این ندای تو خالی ، فریادی است از ژرف جانم که پیچیده و هیچ زبانی یارای بیانش‌ را ندارد . هر زخم این سینه حکایتی از عشق بی انتها که حتی زمان نیز نتوانست آن را ترمیم کند است . ای جانان من ! تو در روح و سینه‌ی من خانه کرده‌ای ، هر چند که فاصله‌ها چون دیوار های بلند میان ما است . چشمان من امید دارند که روزی این دیوار‌ها فرو ریزند و دوباره پرتو فروغ وصال ، جانم را روشن سازد . - تی اِن .
Quiero olvidarte, pero ¿cómo puedo no verte en mis sueños? Siempre eres mi sueño, cariño .
نیاز به دوجتی که آهنگ بفرسته @RuABOL
ابول"
- Una bella historia pero ' con la persona equivocada .
Te quiero mucho, pero tú siempre me pones triste .
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Cuando este es mi estilo de vida, ¿qué esperas de mí, cariño?
ابول"
Cuando este es mi estilo de vida, ¿qué esperas de mí, cariño?
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
ابول"
Solo en mis sueños puedo volver a tomar tus manos . 95
گویِ چشم‌هایت برسانِ اقیانوسی‌است که روزها و روزها خودم را غرق در آن می‌پندارم؛ مضحک است بگذار اقیانوست مرا غرق کند ؛ غرق کند اگر ژرف آن باز به تو میرسم، غرق کند ؛ اگر بوسه‌هایت دوباره نوازشم کنند غرق کند ؛ هزارها هزار می‌بوسمت هزار‌ها هزار دور می‌شوی . . هرچه‌ به اعماق اقیانوست‌ می‌روم بیشتر دور میشوم ازت ؛ یا دور می‌شوی ز من ؟ می‌بینی ؟ لحظه‌ای آرام نمیگذارد خیالت خیالم را ، آنقدر که شب‌ها به ماه خیره می‌مانم از تو برایش میگویم و امیدوارانه به او چشم می‌دوزم، صبح‌ها دو فنجان قهوه‌ میریزم هردو در خیالت سرد می‌شوند ، بعد از ظهرها برایت نامه سر می‌دهم ؟ کنج‌ طاقچه نالان می‌مانند‌ . افسوس که میدانم تو همانی که مرا غرق کردی ، در خودَت ، چشم‌هایت ، بطن‌ت ، نفس‌هایت ، کلماتت‌ ، انتظارت ، آه از آن انتظارت که رسوایی کرانه‌ام کرده. چرا هنوز به وصال دیدنت چشم‌هایم برق همچون ستارگان دارند؟ مگر تو همانی نیستی که عاشقانه‌ ، مفتون و دلباخته دیدگانم فقط تورا می‌نگرید به دستان خودت به دار بستی و چشم‌ خویشتن به روی من بستی ؟ تو اینی ، اما خیالم نمی‌گذارد ، نمی‌گذارد و بیشتر افکارم را پیچان و حقیر تو می‌کند پیچان و حقیر و غرق تو می‌کند . - تی اِن .
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Los recuerdos que fueron enterrados, pero cuyas heridas siguen frescas . A veces pienso en cómo pasó que ya no nos tenemos ; y pienso en lo que me hiciste, y entonces recibo mi respuesta . ۵۱