ابول"
. 6 .
فراق تو سوزی است که از دل آغاز میشود .
سالها میگذرد ، درختها رنگ عوض میکنند چشمها . . . چشمها شاهد عبور زماناند و سکوت را بهتر میفهمند .
میدانی ؟ باد صدای قدمهایت را میآورد اما نه از کوچه ، نه از خاطرات ، بلکه از جایی درون من که هنوز منتظر است . تو نیامدی و من نرفتم ما در میانهی راه ماندیم مانند نامه نوشته شده که هرگز به دست نگار افراد نرسید . . .
مانند شاعری که تمام شبهای فراق را شعر مینوشت تا روزی جانان او بخواند اما قبل از وصال ؛ دیدگان بر کرانه میبندد و شعرها تا ابد میان قفسههای مملو از غربت و محبوبیت دلدار خاک میخورند .
نمیدانم چگونه سایه فراق و ویرانی را برایت بازگو کنم ؛ اما جان من ! هر لحظه بی تو ، همچون بارانی سرد است که بی انتظار بر در رنجور و انجماد من میبارد و دست نوازش بر گونه او میکشد .
دستانم پر از تهیاند و چشمانم از خستگی رو به انهداماند از انتظار ؛ همانند شمعی که در باران میلرزد .
این ندای تو خالی ، فریادی است از ژرف جانم که پیچیده و هیچ زبانی یارای بیانش را ندارد .
هر زخم این سینه حکایتی از عشق بی انتها که حتی زمان نیز نتوانست آن را ترمیم کند است .
ای جانان من ! تو در روح و سینهی من خانه کردهای ، هر چند که فاصلهها چون دیوار های بلند میان ما است .
چشمان من امید دارند که روزی این دیوارها فرو ریزند و دوباره پرتو فروغ وصال ، جانم را روشن سازد .
- تی اِن .
ابول"
- Una bella historia pero ' con la persona equivocada .
Te quiero mucho, pero tú siempre me pones triste .
1.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
Cuando este es mi estilo de vida, ¿qué esperas de mí, cariño?
ابول"
Cuando este es mi estilo de vida, ¿qué esperas de mí, cariño?
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا