توی کتاب ضاحیه
یه شخصیتی بود به اسمِ حسین حسین
عمو عماد(میگم کیه)ازش پرسید چرا صدات میکنن حسین حسین؟
اونم جواب داد وقتی برادرم داشت شهید میشد گفت من کم گفتم حسین .. کم اسمشو صدا زدم
منم از روزی که برادرم شهید شد همیشه زیر لب اسم حسین رو تکرار میکنم برای همین همه منو حسین حسین صدا میکنن .
میگفت من حسین حسین میگم تا موقع مرگم حسرت نخورم که چرا کم گفتم حسین ، چرا کم اسمشو صدا زدم ..