اصطلاح pull up و چند تا معنی به درد بخور:
تو زبان محاوره رایج ترین مفهوم برای pull up، سر رسیدن/ از راه رسیدن/ سر و کله کسی پیدا شدن هست :
Mitya pulled up to the party smiling after his long trip.
میتیا لبخند زنان از سفر طولانیش به مهمونی رسید.
به معنی اشتباه کسی رو گرفتن/ حرفی رو به روی کسی آوردن / تذکر دادن درمورد اشتباه/ حساب باز کردن روی حرف کسی
*البته اینجا حتما حواسمون باشه باید از on بعد اصطلاح استفاده کنیم*
The teacher pulled me up *on* my grammar mistake.
معلم اشتباه گرامریم رو گرفت.
Don't pull me up on that! I was just joking!
به روم نیار دیگه! داشتم شوخی میکردم!
معنی دیگه ماشین رو کنار زدن/ ماشین رو یه گوشه نگه داشتن هست :
The taxi pulled up next to the curb.
تاکسی کنار جدول نگه داشت.
هدایت شده از چهارخونه
باید یه انجمن حمایت از جوک های ساینو بزنم. چون نمیفهمم چه چیزی در جوک های این بشر خنده دار نیست.
* هشتگ انجمن حمایت از جوک های ژنرال ماهاماترا *
به ما بپیوندید HAHAHAHA 🪄