✨ ﴾﷽﴿✨
#آسیابان_و_مسئولین😏
💠آسیابان پیری در روستای دور افتاده ای زندگی می کرد هر بار که مردم گندم خود را برای آسیاب کردن نزد او میبردند مرد آسیابان یک پیمانه از آن گندم را برای خود بر میداشت.
مردم روستا با اینکه از دزدی او با خبر بودند اما چون آسیاب دیگری در حوالی روستا نبود فقط او را نفرین میکردند و پس از مدتی اسیابان مرد و به خواب پسران خود رفت و گفت چارهای بیندیشد که من از نفرین های مردم به خاطر دزدی از گندم از آنها در عذابم
پسران او دور هم جمع شدند و هرکدام راهکاری ارائه کردند 👨یکی گفت از این پس با مردم منصفانه رفتار کنیم و از آنها دزدی نکنیم اما👴 پسر بزرگتر مخالفت کرد و گفت اگر این کار را کنیم و مردم اتصاف ما را ببینند پدردر را بیشتر لعنت می کنند بهتر است که ما از گندم های مردم دو پیمانه برداریم اینگونه مردم برای پدر دعا می کنند که یک پیمانه از آنها دزدی میکرد🙃
بعد از آن هم این کار را کردم و پس از مدتی پیش بینی پسر بزرگ درست از آب درآمد و مردم برای پدر آنها دعا کردند و پدر از عذاب نجات پیدا کرد!
و این نصیحت گران بها نسل به نسل در میان نوادگان آسیابان انتقال پیدا کرد تا سرانجام به نسل مسئولان ما رسید!😏😎
✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️✳️
⚘أللَّھُـمَ ؏َـجِّـلْ لِوَلیِڪْ ألْـفَـرَج⚘
╭═━⊰🍃🌸🍃⊱━═╮
روشـــــــنگــــران https://eitaa.com/joinchat/2089287787C2a644ad91e
╰═━⊰🍃🌸🍃⊱━═