#استدلالی_ساده_در_مقابل_منکران_خدا
روزي علی بن میثم، دانشمند شیعه، بر حسن بن سهل، وزیر مأمون وارد شد و دید فردی مادی مسلک (منکر خدا) در کنار وزیر نشسته است و وزیر نسـبت به او احترام شایانی می گذارد.
بزرگان و دانشـمندان هم در مقامی پست تر از او نشسته اند و آن منکر خدا با کمال گستاخی درباره حقانیت مسلک خود سخن می گوید.
🔸علی بن میثم سخت ناراحت شد و سخنان کوبنده خود را در مقابل حسن بن سهل چنین آغاز کرد:
اي وزیر! امروز در بیرون از خانه تو چیز بسـیار شگفت انگیزی دیدم!
وزیر گفت: چه دیدی؟
علی بن میثم: یک کشتی بدون ناخدا از این طرف به آن طرف حرکت می کرد.
آن شخص منکِر خدا به وزیر گفت: اين آقا دیوانه است. زیرا حرف های چَرَند و نادرست می گوید.
✨علی بن میثم گفت: نه، دیوانه نیستم و درست سخن می گویم.
منکر خدا گفت: کشتی که از چوب و جمادات ساخته شده، عقل و شعور ندارد. چگونه بدون ناخدا از این سو به آن سو می رود؟!
علی بن میثم گفت:
آیا سـخن من شـگفت آور است یا گفتار تو که می گویی این دنیای بیکران بدون آفریدگار در تلاطم است و اینکه این گیاهان گوناگونی که از زمین می روینـد و این بارانی که از آسـمان فرود می آید، خالق مدبّری ندارد و در عین حال از حرکت یک کشتی بدون ناخدا در تعجب هستی؟
آن منکِر خدا از پاسخ دادن فرو ماند و دریافت که مثال کشتی برای محکوم کردن اوست.
📚 داستان های بحارالانوار، ج۱۰، ص۲۰۸
🪴قَصص🪴
https://eitaa.com/joinchat/2929197515Cae97183ec0