🔴 بخورِ #زیبایی
♻️ بخورِ #بابونه و #گل_محمدی
🔹 با مخلوط کردن گلبابونه و گلبرگ های گل محمدی( و یا #گلاب) با آب میشه یک ترکیب عالی برای یک بخورِ آرامبخش ایجاد کنید، ضمن اینکه این بخور برای از بین بردنِ #چین_و_چروک ایجاد شده در صورت عالیه و برای درمان #پف_زیر_چشم نیز کمک کننده است.
#طب
....
....
🖇 تعلیقه:
۱. پس از امام، هاشمیرفسنجانی سیاست تنشزدایی را در دستورکار قرار داد و تمامیت تفکّر امام را در دهۀ شصت منحصر و محدود کرد؛ گویا دورۀ انقلاب، پایان یافته و باید در مدار دیگری قرار گرفت. چرخشها در همۀ عرصهها بود و از جمله در سیاست. پس از دورۀ سازندگی، خاتمی با شتاب خیرهکنندهای به سوی غرب و تجدّد شتافت و سیاستِ سازش و مدارا و عقبنشینی را برگزید و از گفتگو سخن گفت. بدیهیات و واضحات تفکّر سیاسی امام، انکار و ملامت گردید و انقلاب در لحظۀ ترمیدور قرار گرفت.
۲. در اینجا بود که آشکار گشت تفکّر امام، منحصر به خود وی بود و تنها کسیکه با ایشان همسو و همافق بود، آیتالله خامنهای بود که میکوشید در برابر موج ترمیدور بایستد. این خود نشانگر آن بود که انقلابیگری در نظام سیاسی، وجه ساختاری و تثبیتشده نیافته بود و همهچیز، به ارادۀ رسولانۀ شخص امام، وابسته بود. با رحلت ایشان، اینک زمینه برای آشکارسازی مکنونات قلبی بسیاری از کارگزاران فراهم شده بود.
۳. خود واقعۀ انقلاب نیز اینگونه بود که همهچیز، در کف ارادۀ قدسی امام قرار داشت؛ چنانکه اگر ایشان در چند ماه پایانی نهضت، گرفتار وسوسههای نیروی لیبرال میشد و بهجای انقلاب، به تشکیل مجلس مردمسالارانه بسنده میکرد، انقلاب رخ نمیداد. انقلاب، سراسر وابسته به وجود ملکوتی و عازم امام بود و همۀ عوامل دیگر، نقش فرعی داشتند. ارادۀ مردم نیز در طول ارادۀ امام قرار داشت و نه در عرض آن. وقتی نهضت و انقلاب، چنین حکم و وصفی دارد، نظام سیاسی برآمده از انقلاب نیز در امتداد همین وضع تاریخی قرار خواهد داشت. بههرحال، انقلاب در دورۀ پساامام، همواره با وسوسۀ چرخش و استحاله و مسخشدگی، دستبهگریبان بوده است.
۴. امام، «وظیفهگرا» بود نه «عملگرا»؛ تنها به خدا ارجاع میداد و تجدّد را دنیای پَست مادّیّت میانگاشت، نه معیارِ جرحوتعدیلِ سیاست خویش. سیاست امام، سیاست انقلابی بود و روایتش از دین نیز، انقلابی بود. این روایت از دین بود که عالَم تاریخیِ جدیدی را پدید آورد، وگرنه روایتهای سنّتی و خاموش و محافظهکار، همواره به حداقلها بسنده کردهاند و بیش از حفظِ اکنون، طلب و تمنّایی نداشتهاند. نگاه امام، فعّال و تهاجمی و پیشروانه بود و از هیاهوی تجدّد و تمدّن غربی، بیمی نداشت. صریح و بیپروا، تمامیّتِ تمدّنیِ آنها را انکار میکرد و بر رویکرد وظیفهگرایانۀ خویش، اصرار میورزید. در نظر او، غرب، معیار نبود که بخواهد گفتههایش را با آن تطبیق بدهد، بلکه برعکس، هویّت خویش را در برابر تجدّد تعریف کرده بود. اگر عملگرایان، موقعیّتی و اقتضایی هستند و ارزشها را نادیده میانگارند، اما وظیفهگرایان، تا عمقِ عدم در عالَم ظاهر پیش میروند، اما مسئولیّت قدسی و عهد ملکوتیِ خویش را فراموش نمیکنند. دولتهای سازندگی و اصلاحات و اعتدالگرا و وفاق، هیچ نسبتی با این خطّ و هویّت ندارند، جز اینکه در برابر آن صفبندی کردند و سیاست را از رهیافت وظیفهگرایانه به رهیافت عملگرایانه سوق دادند. آخرین نسخۀ عملگرایی در سیاست رسمیِ جمهوری اسلامی، تصویب پالرمو در مجمع تشخیص مصلحت نظام بود که با فشار دولت وفاق، تحقّق یافت. اینان را در مراسم سالگرد رحلت امام خمینی، در صف نخست خواهید دید؛ درحالیکه بیگانه با غایات و مقاصد امام خمینی هستند و انگارۀ سیاسی او را دگرگون کردهاند.
....
....