eitaa logo
کانال خبر و تحلیل
689 دنبال‌کننده
19.9هزار عکس
22.6هزار ویدیو
174 فایل
شهید حاج قاسم سلیمانی: «والله والله والله از مهمترین شئون عاقبت بخیری رابطه قلبی و دلی و حقیقی ما با این حکیمی(رهبر معظم انقلاب)است که امروز سکان انقلاب را به دست دارد. در قیامت خواهیم دید مهمترین محور محاسبه این است.»
مشاهده در ایتا
دانلود
11.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
حتما ببینید؛ چند بار ببینید ... خصوصا وقتی حالتان بهتر است اما نه برای اینکه حال خوبی دست بدهد! بلکه برای اینکه بیندیشیم و بررسی کنیم آیا ما خودمان و خانواده‌مان را اینگونه کرده‌ایم؟! ◾️ @MASHOUF401
21.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کدام «اصلاحات رادیکال» مردم ایران را نجات می دهد؟ در گفتگو با سیدیاسر جبرائیلی ◾️ @MASHOUF401
كِتابٌ أَنزَلناهُ إِلَيكَ مُبارَكٌ لِيَدَّبَّروا آياتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الأَلبابِ سوره ص - آیه ۲۹
2.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👆ایشان هم مثل دکتر پزشکان زیاد قول‌های الکی میده و خالی می بنده !! 💚آقای قالیباف در روزهای اول کارش در شهرداری با تیتربزرگ در روزنامه همشهری نوشت/ من جاده مخصوص کرج بزرگراه شهید لشگری را ۶ بانده میکنم که نکرد !!! 🔷او بارها گفته که من از خالی بودن یخچال منازل بازنشستگان اطلاع کامل دارم وحتما حقوقشان را افزایش میدهم که نکرد !!! ❌ آقای دکتر قالیباف بود به داد رزمندگانی که بطورپیوسته در عملیاتهای قبل از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ در جبهه بودند و بعداز پذیرش قطعنامه هم در عملیات مرصاد (شمالغرب کشور) حضور فعال داشتند و سوابق جبهه آنها را در هیچ سازمان و اداره ای نمی پذیرند را درست کند و این قانون مجلس را که در سالیان خیلی قبل تصویب شده را ملغی و یا در صحن علنی مجلس به نفع اینگونه رزمندگان تصحیح نمایند که هنوز نکردند
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
42.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام لطفا رفقا این ۶/۵دقیقه را دقیق گوش کنید و در انتشار آن بکوشید ◾️ @MASHOUF401
18M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
⭕️ کاسبی با مرگ! 🔹وقتی فوت طبیعی یک وکیل با موج سواری رسانه‌ای، سوخت یک پروژه ی سیاسی میشه! 🔸🎙 آمنه سادات ذبیح‌پور گزارش می‌دهد ◾️ @MASHOUF401
27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
مشکل «امیراحمدی» با «ظریف» چیست؟ در گفتگوی با هوشنگ امیراحمدی ◾️ @MASHOUF401
‌عضو هیأت نمایندگان اتاق بازرگانی تهران گفته است: «افزایش نرخ ارز نتیجه دخالت‌های نادرست اقتصادی و رشد بی‌ضابطه نقدینگی است». یعنی مبادا حتی یک لحظه به این فکر کنید که عدم بازگشت ۱۱۶ میلیارد دلار ارز صادراتی کمترین اثری روی افزایش نرخ ارز دارد. یعنی مبادا خیال کنید که مهندسی عرضه ارز در «بازار» اثری روی جهش نرخ دارد. یعنی مبادا تصور کنید وقتی بو بردیم قرار است از تالار اول به دلار دوم برویم و هر دلار را بجای ۷۰ هزار تومان، ۱۱۰ هزار تومان بفروشیم، از عرضه ارز خودداری کردیم (درست مثل پارسال که قرار شد دلار ۴۰ هزار تومانی حذف شود). بروید دنبال نخود سیاه نقدینگی و کاری به کار ما نداشته باشید. چطور؟ مبادا به فکر جمع کردن بانک‌های خصوصی باشید! بانک که خلق پول می‌کند، همانطور که ابر می‌بارد. کاملا طبیعی است. راه کنترل نقدینگی این است که اگر تورم ۵۰ درصد است، حقوق‌ها را ۲۰ درصد افزایش دهید تا نقدینگی بالا نرود. اگر تولید محتاج نقدینگی است، جلوی وام به تولید را بگیرید. اصلا می‌توانید برای کنترل تورم، طی یک حرکت کاملا علمی، نرخ بهره بانکی را افزایش دهید. اینهمه راه! چرا به بازگشت ارز فکر کنید؟! چرا به ممنوعیت واردات کالاهای غیرضرور و لوکس مثل بنز و رولزرویس فکر کنید؟ چرا به جمع کردن بساط بانک‌های خصوصی فکر کنید؟ اقتصاد که دستوری نمی‌شود. قیمت همه چیز را باید عرضه و تقاضا تعیین کند. از نرخ ارز تا قیمت میوه شب یلدا. الحمدلله این آیه کتاب مقدس نئولیبرالیسم کم کم دارد جا می‌افتد و حتی وزیر جهاد کشاورزی هم شجاعانه قیمت را به عرضه و تقاضا ارجاع می‌دهد. باید به این قانون پایبند باشید، ولو به قیمت سقوط کشور. حفظ کشور در ریل نئولیبرالیسم، اوجب واجبات است. این وصیت شهداست که اگر کشور هم سقوط کرد، مراقب باشید ایمانتان به اقتصاد آزاد سقوط نکند... @syjebraily
▪️درنگِ دوباره: ضریب هم‌ارزشی، ضریب هم‌کنشی مهدی جمشیدی ۱. نقد را اهانت معرفی می‌کنند تا به‌جای عرضۀ «استدلال علمی»، «موعظۀ اخلاقی» کنند. قدیس‌سازی و شخصیّت‌سالاری نیز برای تولید خط قرمزِ ساختگی و گروهی است. من ذیل «ولایت عقل» می‌اندیشم. اگر این نقادی‌های صریح نباشد، به همۀ نقایص و اعوجاجات، عادت خواهیم کرد. کسی باید قاطعانه، تلنگر بزند و آشنایی‌زدایی و عادت‌شکنی کند، وگرنه تصوّر خواهیم کرد وضع کنونی، طبیعی و بهنجار است. می‌توان جور دیگر دید و نقش ناظرِ موشکافی را ایفا کرد که در مقام نقد علمی، تعارف و رحم ندارد و تیغ می‌کِشد و می‌بُرد. شک ندارم که گذار و تحوّل و بازسازی، از نقادی میسّر خواهد شد، وگرنه سخنان اثباتی و ایجابی، گم می‌شوند. ابتدا باید ساختارشکنی کرد. اما برخی می‌خواهند با لابی‌گری و کلّی‌بافی، از تدقیق‌های نظری فرار کنند. برخی آنچنان دچار غرور و توقع و خودمرکزبینی و توهّم هستند که چاره‌ای جز ایجاد شوک نداریم؛ به تعبیر علامه مصباح، گاهی باید «شوک‌درمانی» کرد. ۲. ادّعای من درباره «تاریخِ متأخّر» بود ولی استنادات اینان به «تاریخِ متقدّم». من از «لحظه»، سخن گفتم اینان از «دهه». من نقطه‌ای نقد کردم ولی اینان تعمیم دادند تا به سادگی ابطال کنند. «نقد موردی» را به «نفی کلّی» تبدیل می‌کنند تا طرف مقابل را منفعل گردانند. من کلّیّت و تمامیّت را انکار نکردم، بلکه فقط به «یک قطعه» از کنش سیاسی اشاره کردم و آن را مبدأ چرخش انگاشتم. در ضمن، «نقطۀ آغاز»، همۀ علّیّت نیست، بلکه فقط لحظۀ تکوین است. و در مسیر تداوم این نقطۀ آغاز، علل و دلایل دیگری از راه می‌رسند و هم‌افزایی می‌کنند و از یک خطا، خط می‌آفرییند. این‌چنین است که «زاویه» به «استحاله» می‌انجامد. ۳. همانند لیبرال‌های ایرانی، مرا ایدئولوژیک می‌خوانند. ایدئولوژی من چیست؟ جز مقوّمات و ذاتیات انقلاب اسلامی؟! مگر من به گزاره‌ای جز درون‌مایه‌های گفتمان انقلاب ارجاع داده‌ام؟! مسأله همین است که اینان، جوهرۀ انقلاب اسلامی را ایدئولوژیک می‌دانند و صحیفۀ امام خمینی را در دهۀ شصت به خاک می‌سپرند و استناد به آن را واقعیّت‌گریزی و آرمان‌گرایی خام و ایدئولوژی‌زدگی می‌دانند. به‌گمانم مخاطب دریافته بود که این خودافشایی، چه معنایی دارد و لیبرالیسمِ ایرانی، تا کجا رسوخ یافته و چگونه از زبان آنانی که به‌ظاهر در درون گفتمان انقلاب نشسته‌اند، شنیده می‌شود. مرا دچار ذهن بسته معرفی می‌کنند؛ چون همچنان، صحیفۀ امام خمینی را معتبر و معیار می‌انگارم و همانند صاحب صحیفه معتقدم آنان که عقیدۀ «واقعی» و «خالص» به اسلام و انقلاب ندارند، نباید به اندرونیِ قدرت سیاسی راه یابند. کاش همچون لیبرال‌ها ایرانی، زبان به صراحت می‌گشودند و نسبتِ تجدیدنظرشدۀ خویش را با صحیفۀ امام، آشکار می‌کردند. ۴. منطق رهبر انقلاب، سیاست‌ورزی مبتنی بر «اصالت اصول» است؛ یعنی وحدت، فرع بر اصول است و نباید به بهانۀ وحدت، اصول را نادیده انگاشت. ازاین‌رو، مناسبات و تعاملات، «تشکیکی» و «درجه‌ای» هستند؛ یعنی هرچه هم‌اصول‌تر باشیم، مرتبط‌تر نیز خواهیم بود: «منظور من [از اتحاد،] اتحاد بر مبنای اصول است. بنابراین وحدت با کیست؟ با آن کسی‌که این اصول را قبول دارد. به همان اندازه‌ای که اصول را قبول دارند، به همان اندازه ما با هم مرتبط و متّصلیم؛ این [حالت] می‌شود ولایت بین مؤمنین. آن کسی‌که اصول را قبول ندارد، نشان می‌دهد که اصول را قبول ندارد یا تصریح می‌کند که اصول را قبول ندارد، او قهراً از این دائره، خارج است. بنابراین، [...] هم طرفدار وحدتیم، هم طرفدار خلوصیم.»(بیانات در دیدار دانشجویان، ۱۳۸۹/۵/۳۱). این همان استعارۀ «دایره‌های متحدالمرکز» است که علامه مصباح در مقام بیان منطقِ ارتباطات سیاسی مطرح کرده بود. در این منطق، ضریب تعهّد به ارزش‌ها، معیار و مبنای ائتلاف و اتحاد است، نه کامیابیِ عملی در انتخابات. باید دایره‌ها و دامنه‌های تشکیکیِ مبتنی بر «هم‌ارزشی» طرّاحی کرد و با کنشگران این پهنه‌ها، بیشتر «هم‌کنشی» داشت و آنان را برای حضور در قدرت سیاسی برگزید. اصالت اصول، همان «اصالت آرمان‌ها» است و به‌این‌ترتیب، واقعیّت را باید به خدمت آرمان‌ها گمارد. سیاست‌ورزی مؤمنانه، بازیِ موقعیّتی و عمل‌گرایانه میان آرمان‌ها و واقعیّت‌ها نیست، بلکه به تعبیر شهید بهشتی، انقلاب ما، «انقلاب آرمان‌ها» است، نه انقلاب تسلیم‌شدن به واقعیّت‌ها. برخی عادت کرده‌اند که همواره به جانب مصلحت مایل ‌شوند و حقیقت‌سوزی و ارزش‌فروشی و آرمان‌زدایی کنند. در نظر اینان، ما همواره در فضای مصلحت هستیم و نه حقیقت. ازاین‌رو، انتخاب‌های‌شان، تنازل‌یافته و تقلیل‌گرایانه است. انقلاب اسلامی، میدان امکان‌های تولّد حقیقت است، نه ورطۀ امتناع‌های مولّد مصلحت. ◾️ @MASHOUF401
2.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
👿ما با حالمون خوب نمیشه ولو برقصیم 🔆ما با حالمون خوب میشه... ◾️ @MASHOUF401