8.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 تفاوت منتقد باسواد و بیسواد را ببینید.
رسانههای غربگرا چه تصویری از فردای بعد از جمهوری اسلامی در اذهان مردم جا انداختهاند؟
🆔 @MH_Jamalzadeh
هدایت شده از حافظهـ
مسابقه کتابخوانی «چراغدار» ❤️
🌐 برگزاری به صورت مجازی
🇮🇷 در سراسر ایرانزمین
📚 با محوریت کتاب «چراغدار»
🌹 روایتهایی از واقعه و زندگی شهدای حادثه تروریستی حرم حضرت شاهچراغ (ع)
🛍 جوایز:
یک جایزه ۷ میلیون تومانی
سه جایزه ۳ میلیون تومانی
دوازده جایزه ۲ میلیون تومانی
➕همراه با دیگر جوایز فرهنگی به ارزش ۱۰ میلیون تومان
💌 نامنویسی با ارسال واژهی «چراغدار» به شمارهی ۰۹۹۹۱۳۵۷۱۱۱ در بله، ایتا و پیامک
حافظهـ؛ رسانه حسینیه هنر شیراز:
@hafezeh_shz
Rajab 1447.pdf
حجم:
313.8K
🌙 جدول مراقبهٔ رجبیه
🔹اعمال آورده شده در جدول مراقبه، مخصوص کل ماه است که برای آسانی انجام و دائمالذکر بودن، به تعداد روزهای ماه تقسیم شده است؛ با انجام اعمال و اذکار هر روز، خانهٔ مربوط به آن را در جدول علامت بزنید.
🔹مطابق توان و ظرفیت خود اذکار را انتخاب کنید و لازم نیست همهٔ اعمال را انجام دهید.
🔹دعاهای روزانهٔ ماه رجب نیز در جدول مراقبه وجود دارند. سعی کنید جدول را چاپ کنید و جلوی چشم قرار دهید و خانواده را به استفاده از آن ترغیب کنید.
🆔 @MH_Jamalzadeh
دیدم کمپینی راه افتاده بود به نام درخواست از رهبری برای ورود مستقیم به مشکلات معیشتی!
به نظر این یکی از بدترین کارهایی است که در شرایط حاضر میتوان انجام داد! آقا هر وقت صلاح بدانند اینچنین میکنند کما اینکه مطابق با آنچه رییسجمهور گفتند مطالبه اصلی رهبری از ایشان معیشت مردم بوده.
اما آنچه که باید درخواست و مطالبهاش را داشت، ورود جدیتر مسئولین سه قوه به این موضوع است، آنها که قانونا وظیفه چنین کاری دارند و مستقیم و غیرمستقیم از مردم بابت چنین کاری رأی گرفتهاند. این حتما #مطالبهگری نیاز دارد، کمااینکه هفته گذشته بعد از چند ماه مطالبهگری، تحرکاتی مبنی بر ورود مجلس به موضوع مشاهده شد. آن کسانی هم که در شرایط امروز مطالبهگری را پروژه صهیونی میدانند، هیچ فهمی از نقش مردم و تأمین نیازها و مطالباتشان در نظام اسلامی ندارند!
پروژه صهیونی را باید در جای دیگری جستجو کرد، نه در معارف اسلامی و انقلابی! پروژه صهیونی را باید در جایی جستجو کرد که میگوید صدای مردم در نیاید و اگر در آمد، آن را نشنوید ...
✍ حمید کثیری
@hamidkasiri_ir
🆔 @MH_Jamalzadeh
⭕️ تخریب انسجام ملی بدون پهباد و موشک
از آشوب خیابانی تا فروپاشی ذهنی؛ پروژه جدید موجسواری دشمن بر مشکلات معیشتی مردم
➖ آنچه این روزها در برخی شهرها، همچون فسا، کوهدشت، لردگان و …، از رفتارهای ساختارشکنانه شاهدش هستیم، رخدادهای خودجوش و مردمی در اعتراض به وضعیت اقتصادی و معیشتی نیست، بلکه بخشی از یک الگوی طراحیشده و تدریجی برای ناامنسازی ذهنی جامعه ایران است. طراحی جدید دشمن، برخلاف الگوهای کلاسیک براندازی که بر شوکهای بزرگ و ناگهانی متمرکز بود، مبتنی بر فرسایش آرام انسجام ملی و القای مداوم بیثباتی و ناامنی است.
➖ در این الگو، آشوبهای محدود اما پیدرپی در نقاطی خارج از کانونهای سیاسی و رسانهای پایتخت و دور از مراکز استانها شکل میگیرد؛ شهرهایی که حساسیت امنیتی کمتری دارند، اما از نظر روانی، «قابلیت تعمیم» بالایی برای افکار عمومی دارند و دشمن میتواند روایتسازی خود را از طریق شبکههای اجتماعی توسعه و بسط دهد. هدف اصلی این رخدادها، نه تصرف خیابان، بلکه تصرف ذهن است: القای این تصور که کشور در حال لغزش به سمت بینظمی و ناامنی فراگیر، به خاطر مشکلات اقتصادی است.
➖ این عملیات روانی، دقیقاً با اتکاء به شرایط معیشتی مردم عمل میکند. مشکلات اقتصادی، بهعنوان یک بستر واقعی، دستمایه تحریک تنشهای مصنوعی میشود؛ بهگونهای که نارضایتیهای پراکنده، بهتدریج رنگ و بوی ناامنی به خود میگیرند. ممکن است در یک برهه زمانی خاص، دامنه این اغتشاشات افزایش یابد، تعداد نقاط ملتهب بیشتر شود و جامعه در معرض یک «احساس مزمن بحران» قرار گیرد؛ تأکید میکنم «احساس مزمن بحران»، نه یک «بحران مزمن واقعی».
➖ در گام بعد، پروژه ممکن است وارد مرحلهای خطرناکتر شود: القای احتمال حمله خارجی، بهویژه حمله اسرائیل. نکته مهم اینجاست که در این مرحله، تحقق یا عدم تحقق حمله، اهمیتی ثانویه دارد؛ آنچه اصل است، جا انداختن تصور «آستانه جنگ» در ذهن جامعه است. جامعهای که پیشاپیش خود را در وضعیت حمله قریبالوقوع تصور کند، انسجام روانی و اعتماد درونیاش تضعیف میشود.
➖ این الگو، در واقع، مهندسی معکوس جنگ ۱۲روزه است. اگر در آن تجربه، انسجام ملی و همبستگی اجتماعی نقش بازدارنده و تعیینکننده ایفا کرد و تبدیل شد به پشتوانهای برای نظام و نیروهای مسلح در مقابله با اسرائیل و پاسخ کوبنده به حملات آن، اکنون هدف دقیقاً نقطه مقابل آن است: تخریب تدریجی همان انسجام و اتحاد مقدس، ابتدا در ذهن و سپس در خیابان. دشمن دریافته است که بدون شکستن پیوند جامعه با حس انسجام و امنیت، هیچ پروژه فروپاشیای قابل تحقق نیست.
➖ از همین رو، آشوبهای نقطهای، ناامنیهای موضعی و جنگ روانیِ مداوم، نه مقدمه یک حادثه مشخص، بلکه بخشی از یک فرآیند است؛ فرآیندی که در صورت موفقیت، میتواند اشتباهات محاسباتی بعدی را برای آمریکا و اسرائیل پدید آورد: «شورش مدنی»، «فروپاشی نظام» و سپس «تجزیه ایران».
➖ در برابر این الگو، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تشخیص درست میدان نبرد است: میدان اصلی، نه خیابان، بلکه ذهن و فکر مردم نسبت به اهمیت انسجام و اتحاد مقدس و احساس امنیت است. حفظ انسجام ملی، تقویت اعتماد اجتماعی و جلوگیری از تعمیم ناامنیهای ساختگی، مهمترین سد در برابر این پروژه مهندسیشده است.
➖ نقش دولت و مجلس در این برهه، مهمتر از هر وقت دیگری است. سخنان، اقدامات و انتصابات دولتمردان، و نیز حرفها، تصمیمات و تصویبات نمایندگان مجلس، اگر سنجیده و حسابشده باشد، میتواند «واقعی بودن اقدامات آنان برای رفع مشکلات اقتصادی» را در اذهان عمومی جا بیندازد و به «تقویت انسجام ملی» بینجامد؛ در غیر این صورت، ممکن است همچون کاتالیزوری برای از بین بردن انسجام ملی عمل کند.
🆔 @MH_Jamalzadeh
❓ چرا باید روحانیون میداندار اعتراض باشند؟
🔻 در این روزها که اغتشاشگرانِ پروژهبگیرِ اسلحهبهدست در شهرهای مختلف علیه مردم و نظام اسلامی صف کشیدهاند، عدهای میپرسند چرا فکری برای ساماندهی و سازماندهی اعتراضات مردمی و واقعی نمیشود؟ چرا باید صدای مردم در میان هیاهوی اغتشاش شنیده نشود؟ به هر حال مشکلات معیشتی و اقتصادی را نمیتوان انکار کرد و باید برای آن فکری اساسی کرد. حتی اگر در کنار این مشکلات، اغتشاش هم شکل بگیرد و عدهای بخواهند از آب گلآلودِ نارضایتی مردم، به نفع دشمنان نظام اسلامی ماهیِ نحس و نجس براندازی بگیرند، نباید صدای واقعی مردم و مردم واقعی نشنیده باقی بماند.
🔻 واقعیت این است که معیشت مردم تحت فشار است و نمیشود در برابر آن بیتفاوت بود. اما برای سازماندهی و ساماندهی اعتراض مردم چه باید کرد؟ پاسخها ممکن است متعدد باشد ولی من از منظری دیگر میخواهم به آن نگاه کنم: در برابر این مشکلات چه کسانی باید پیشقدم شوند؟ و چرا؟ پاسخ من این است که «روحانیون» باید پیشقدم و میداندار باشند اما «چرا باید روحانیون میداندار اعتراض باشند؟»
🔹 اول برای اینکه «اعتراض» به «اغتشاش» تبدیل نشود. اگر قرار است اعتراض مردم مسالمتآمیز، بهحق و رو به اصلاح باشد، نیاز به مرجعیت اخلاقی و اجتماعی دارد. مسئله معیشت اگرچه اقتصادی به نظر میرسد، اما خیلی زود پیامدهای اجتماعی و سیاسی پیدا میکند. تجربههای گذشته نشان داده اعتراضهایی که بدون چارچوب فکری و بدون هدایت اجتماعی شکل میگیرند، مستعد لغزش به سمت آشوب و بینظمی و اغتشاش است، خصوصاً که دشمن نیز بر آن تمرکز دارد. میدانداری روحانیت در اعتراضهای معیشتی به معنای کنترل مردم یا خاموشکردن صداها نیست؛ بلکه یعنی ایجاد یک مسیر مشروع برای بیان نارضایتی، مسیری که هم حق اعتراض را به رسمیت میشناسد و هم مرزش را با خشونت، تخریب و آشوب و اغتشاش روشن میکند.
🔹 دوم برای اینکه روحانیت در طول تاریخ ملجأ و پناه مردم بوده است. این جایگاه، محصول پیوند عمیق و تاریخی دین با زندگی روزمره مردم است، نه صرفاً موقعیت رسمی یا اداری روحانیت. در سنت اجتماعی ایران، روحانی کسی بوده که مردم دردشان را بیواسطه با او در میان میگذاشتند و انتظار داشتند شنیده شوند و پاسخی دریافت کنند. اگر امروز، در حساسترین مسئله زندگی مردم یعنی معیشت، این نقش کمرنگ شود، فاصلهای جدی میان دین و تجربه زیسته جامعه شکل میگیرد. میدانداری اعتراض در این موقعیت، در واقع احیای همان نقش تاریخی است: بازگرداندن دین به متن زندگی مردم، و بازگشت روحانیت به جایگاه مطلوب اجتماعیاش؛ نه در جایگاه تماشاگر، بلکه بهعنوان کنشگری مسئول.
🔹 سوم برای اینکه دشمن همواره میخواسته معیشت مردم را گروگان بگیرد. معیشت را گروگان می گیرند تا گرانی را بیشتر کنند. فشار اقتصادی یکی از مؤثرترین ابزارها برای ضربهزدن به انسجام ملی است؛ ابزاری که میتواند نارضایتی بهحق مردم را به آشوب و بیثباتی تبدیل کند. وقتی اعتراض معیشتی بدون منطق عدالتخواهی دینی و بدون توجه به حفظ انسجام ملی پیش برود، بهراحتی در روایتهای بیرونی مصادره میشود. حضور فعال روحانیت در صف اول مطالبهگری اقتصادی میتواند این مسیر را عوض کند؛ بهطوری که مطالبهگری، بهجای خدمت به پروژههای بیرونی، به حرکتی اصلاحگرایانه بر ساختارهای ناکارآمد و فاسد داخلی تبدیل شود. این همان نقطهای است که عدالت اقتصادی و امنیت اجتماعی به هم گره میخورند و روحانیت میتواند نقشآفرین باشد.
🔹 و آخر و مهمتر از همه، برای اینکه خداوند از علما پیمان گرفته است که در برابر شکمبارگی ستمگران و گرسنگی مظلومان سکوت نکنند (أَخَذَ اللَّهُ عَلَى الْعُلَمَاءِ أَلَّا يُقَارُّوا عَلَى كِظَّةِ ظَالِمٍ وَ لَا سَغَبِ مَظْلُومٍ). این عهد، روحانیون را از بیطرفی در برابر فقر و تبعیض و بیعدالتی دور میکند و آنها را به موضعگیری فعال و اثرگذار فرا میخواند. در این نگاه، عالم دینی فقط مفسر متن نیست؛ نگهبان عدالت در عرصه عمومی است. اگر اعتراض به وضعیت معیشتی با پرچمداری روحانیت شکل بگیرد، از جنس مسئولیت شرعی و اخلاقی خواهد بود، نه کنش هیجانی یا سیاسیکاری. چنین اعتراضی هم میتواند مطالبهگر باشد و هم سازنده؛ هم صدای مردم را برساند و هم جامعه را از افتادن در دوگانه خطرناک «سکوت یا آشوب» نجات دهد.
🆔 @MH_Jamalzadeh
هدایت شده از محسن قنبریان
💰دعوای دست چندمِ ارز!
• اگر می شد سکوت کرد، مثل تمام این مدت از مساله تک نرخی کردن ارز و آزاد سازی قیمت ها می گذشتم!
• راستش «دهک های اقتصادی»، ادبیات محترمانه همان «جامعه طبقاتی» است!
وقتی «دهک»، بین نسلی می شود و بچه دهکِ پایین، هم رتبه با پدر است، نمی تواند تحصیل بهتر و شغل و موقعیت بهتر از پدر کسب کند، دیگر«کلمه دهک»، بازی با الفاظ است؛ همان طبقه اجتماعی است.
❗️در جامعه طبقاتی، فرقی نمی کند یارانه را بالای زنجیره دهید یا پایین زنجیره!
انتخاب بین «رانت و فساد» است و «گرانی و تورم»؛ و هر دو به ضرر کف جامعه!
🔅 وقتی «ابزار کار و مالکیتِ تولید برای همه» (بند۲ اصل ۴۳ قانون اساسی) محقق نشد جامعه، مخروطی می شود!
یعنی عده ای محدود(تاجر و مالک) بالا، «سود» می برند و بقیه در قاعده ی مخروط فقط «دستمزد» می گیرند.
ارزش اسکناسِ ماهیانه اینان به «ارزش پول ملی» بند است!
در این وضعیت تزریق به بالا و پایین زنجیره فرقی نمی کند!
✔️ دادن یارانه به بالای زنجیره:
• اگر «یارانه به تولید» داده شود (بند۴ سیاستهای اقتصاد مقاومتی)، باز رانتی است که «در این وضعیت»، به عده ای محدود می رسد!
• اگر «دور زدن تحریم» ، به وضعیت اضافه شود، آن نوکِ مخروط، کوچکتر می شود و رانت، «فساد» هم می زاید! همین که می شنوی ارز را پس نمی دهند و...
اصولا تک نرخی کردن ارز + آزاد سازی قیمت ها + حذف نظارت دولت + تجارت آزاد جهانی
(به تعبیر imf:«گشودن اجباری درهای بازارهای ملی به سود تجارت و سرمایه») یک بسته سیاستیِ به هم مرتبط و توصیه بانک جهانی و صندوق بین المللی پول است که به «سیاست های نئولیبرال» معروف اند.
وقتی به خاطر تحریم، تجارت آزاد جهانی ممکن نباشد و فقط عده ای محدود امکان تجارت ارزی داشته باشند، طبعا دور زدن تحریم،«کاسب تحریم» هم می سازد!
• اگر بخواهی همه زنجیره ها را مثل یارانه نان تا مصرف کننده، تعقیبش کنی، «اقتصادی دولتی» می شود که سه دهه است به نام «کمونیست»، دولت از زیر بارش شانه خالی کرده است!
✔️ دادن یارانه به انتهای زنجیره:
• اگر ارز را آزاد و یارانه اش به انتهای زنجیره داده شود، موجب گرانی و تورم برای کف جامعه و قاعده مخروط می شود!
چون در زنجیره، فقط مواد اولیه و آن هم فقط برای یک بار گران نمی شوند؛ بلکه به تناسب زنجیره تولید، افزایش قیمت واقعی + افزایش قیمت انتظاری خواهد بود! (اینجا بخوانید)
نه فقط زنجیره متصل(مثلا از نهاده تا مرغ، تا فرآورده ها، تا رستوران ها و...) که شغل های جانبی( مثل اجاره مکان ها و کارهای خدماتی و...) هم نیازمند افزایش قیمت می شوند!
چیزی که بارها تجربه اش کرده ایم!
• اگر در انتهای زنجیره و محصولات مصرفی، «قیمت گذاری» صورت گیرد، آن حلقه زنجیره صدمه خواهد دید. تولید آن محصول مقرون به صرفه نخواهد بود؛ پس تولید آن تعطیل یا کاهش می یابد. اینبار کمیابی، موجب افزایش قیمت و گرانی می شود!
• در این وضعیت توصیف شده، قیمت ارز نیز واقعی و ثابت نخواهد ماند. چون باز به خاطر شرایط تحریم، وارد کنندگان محدودی دارد؛ پس «بازار واقعی ارز» شکل نمی گیرد و با «تبانی» در تالارها و کانال ها، قیمت گذاری می شود!
دوباره و چند باره افزایش قیمت ها بعد از «شوک اول» اتفاق خواهد افتاد!
❗️قابل پیش بینی است پس از ارزِ تک نرخی و پیدا شدن آثار تورمی اش در شرایط تحریم، بقیه بسته سیاستیِ نئولیبرال هم کلید بخورد!
حالا نوبت تجارت آزاد جهانی می شود! بعد از تکنوکرات ها، اینبار «دیپلمات های سازش» وارد می شوند!
«خنثی سازی تحریم» و «دور زدن تحریم» دو بدیلِ «سازش» بود.
«راهبردِ» خنثی سازی تحریم، با مشارکت عموم در تولید و افزایش تجارت با همسایگان و مجموعه «سیاستهای اقتصاد مقاومتی» ممکن بود؛ که تعقیب شایسته نشد!
«تاکتیکِ» دور زدن تحریم هم به کاسبانی انجامید که وزیر هم می گوید: ارز را پس نمی دهند! و همین بهانه تک نرخی شدن ارز شد.
⬅️ در «جامعه مخروطی» نانِ پایین دست، همیشه دست بالادست است!
یا باید تفاضل و رانت و فساد فرادستان را بپذیرد یا دلش را به واریزی سر ماه خوش کند که زود به وسیله تورم در جیب همان فرادستان ربایش می شود!
بالتبع عدالت اجتماعی عقب مانده و ضریب جینی روز به روز بدتر می شود!
❓با این تحلیل، به نظرتان اگر کسی تحقق اصل ۴۳ قانون اساسیِ ۵۸ را جای این دعواهای دست چندم سر دست بگیرد، «برانداز» نیست؟!!
بر اساس سیاست های کلی اصل ۴۴ و «گسترش مالکیت عموم مردم در راستای تحقق عدالت اجتماعی »، مطالبه ی «مردمی کردن بنگاه های خاص»، شعاری «ساختار شکن» نخواهد بود؟!
خصوصیت دعواهای دست چندم دقیقاً همین است که آرمان اصلی و «اصل اساسی» را زدنِ زیر میز و ساختار شکن جلوه می دهد!
✍ محسن قنبریان | ۱۴٠۴/۱٠/۱۷
#عدالت
#پیشرفت_مردم_پایه
☑️ @m_ghanbarian
گفتآورد | جمالزاده
❓ چرا باید روحانیون میداندار اعتراض باشند؟ 🔻 در این روزها که اغتشاشگرانِ پروژهبگیرِ اسلحهبهدست
25.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
تأثیر میدانداری روحانیت در اعتراضات و انتقادات واقعی مردم را اینجا در همدان و با حضور امام جمعه فهیم همدان ببینید.
🆔 @MH_Jamalzadeh
گفتآورد | جمالزاده
⭕️ تخریب انسجام ملی بدون پهباد و موشک از آشوب خیابانی تا فروپاشی ذهنی؛ پروژه جدید موجسواری دشمن بر
پنجشنبه پیش در این یادداشت سناریوی احتمالی دشمن تذکر داده شد. راهحل مقابله با آن هم بیان شد. یکبار دیگر مرور کنیم و ببینیم نقش هر کدام از ما چه میتواند باشد و برایش اقدام کنیم:
«در برابر این الگو، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد، تشخیص درست میدان نبرد است: میدان اصلی، نه خیابان، بلکه ذهن و فکر مردم نسبت به اهمیت انسجام و اتحاد مقدس و احساس امنیت است. حفظ انسجام ملی، تقویت اعتماد اجتماعی و جلوگیری از تعمیم ناامنیهای ساختگی، مهمترین سد در برابر این پروژه مهندسیشده است.»
🆔 @MH_jamalzadeh
هدایت شده از ایران ما
39.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔺 سرود شنیدنی در مهدیه معلی که زودتر از موعد به دلیل اتفاقات اخیر در کشور پخش شد.
🔹 «مهدیه معلی» از شب مبعث، جمعه ۲۶ دیماه، تا نیمه شعبان هر شب حوالی ساعت ۲۲:۳۰ از شبکه سه سیما
┄┅═☫ همیشه با خبر، با ما ☫═┅┄
@iraan_ma
⁉️ چرا ترامپ از «جایگزینی رهبری» حرف زد؟
🔺 اظهار توهینآمیز اخیر دونالد ترامپ درباره رهبر معظم انقلاب و سخن گفتن از «لزوم فکر کردن به جایگزین»، بیش از آنکه یک تهدید واقعی باشد، نشانهای روشن از بنبست راهبردی آمریکا در مواجهه با جمهوری اسلامی است. این سخن را نباید در سطح هیجان سیاسی یا ادبیات تند انتخاباتی دید، بلکه در چارچوب تحولات اخیر و مواجهات ایران و آمریکا، مشخصا از خروج آمریکا از برجام به دست ترامپ تا جنگ ۱۲روزه و اغتشاشات داعشیوار اخیر تحلیل کرد.
🔺 در منطق سیاست بینالملل، زمانی که یک قدرت خارجی مستقیماً «رهبر» یک نظام سیاسی دیگر را هدف میگیرد، به این معناست که مسیرهای پیشینِ فشار، از تحریم اقتصادی و تهدید نظامی تا تحریک ناآرامی داخلی، به نتیجه نرسیدهاند. شخصیسازی منازعه، معمولاً آخرین مرحله شکست راهبردی است؛ جایی که دیگر نه ساختارها فروپاشیدهاند، نه جامعه از هم گسیخته و نه نظام تصمیمگیری فلج شده است.
🔺 جنگ ۱۲روزه، صرفنظر از روایتهای رسانهای، یک پیام روشن داشت: انسجام فرماندهی و اراده سیاسی جمهوری اسلامی حفظ شد. نهتنها «بازدارندگی ایران» فرو نریخت و نهتنها بحران به شکاف در رأس حاکمیت منجر نشد، بلکه انسجام ملی تقویت شد و گفتمان «امام و امت» تجلی متفاوتی پیدا کرد. این واقعیت برای آمریکاییها و بهویژه برای ترامپ که سیاست را شخصی، هیجانی و تاجرمآبانه میفهمد، به معنای آن است که «گره اصلی معادله» همچنان پابرجاست. اما رهبری برای او گره است، برای مردم ایران به طور خاص و برای مردم منطقه به طور عام، به اسطورهای برای حفظ ایران و اسلام و مبارزه با استکبارطلبی آمریکا تبدیل شده است.
🔺 اغتشاشات اخیر نیز، علیرغم سرمایهگذاری سنگین رسانهای و امنیتی، نتوانست به پروژهی فرسایش اراده سیاسی و فروپاشی انسجام اجتماعی منجر شود. اغتشاشات فاقد زبان، فاقد رهبری اجتماعی و فاقد فکر راهبردی بود لذا بهسرعت به رفتارهای داعشیوار کشیده شد و بار دیگر، تنها نقطهای که توانست مرز اعتراض و اغتشاش را نگه دارد و انسجام ملی و اتحاد مقدس مردم را بازسازی کند و دولت و مسئولان را برای رفع مشکلات مردم به خط کند، مرجعیت رهبری بود.
🔺 از همینجاست که خشم ترامپ قابل فهم میشود. او در دوره پیشین خود، همه ابزارها را آزمود: نامه نوشت و پاسخ قاطع شنید، تحریم کرد و نتیجه معکوس گرفت، تهدید نظامی کرد و بازدارندگی ایران تقویت شد، ترور کرد اما جنگ تمامعیار شکل نگرفت، اغتشاش را حمایت کرد و مردم منسجمتر شدند. برای سیاستمداری که شکست را برنمیتابد، «توهین» جای «تحلیل» مینشیند.
🔺 برخلاف تصور ترامپ، چنین اظهاراتی نه نشانه قدرت، بلکه علامت ضعف است. قدرتها برنامه میریزند و ائتلاف میسازند؛ اما وقتی به خیالپردازی درباره «جایگزینی رهبری» میرسند، یعنی ابزارهای واقعیشان تمام شده است. در داخل ایران نیز، پیامد این قبیل مواضع معمولاً معکوس است. حساسترین نقطه انسجام ملی فعال میشود و حتی منتقدان داخلی نیز در برابر مداخله و توهین خارجی محتاطتر میشوند. در چنین بزنگاههایی، جایگاه رهبری از یک مقام سیاسی صرف، به نماد حاکمیت و استقلال ملی ارتقا مییابد.
🔺 بنابراین سخن ترامپ درباره «جایگزینی رهبری»، آغاز یک پروژه جدید نیست؛ اعلام ورشکستگی پروژههای قبلی است. وقتی تحریم، جنگ و اغتشاش به نتیجه نرسیدهاند، آخرین پناهگاه، توهین شخصی و خیالپردازی سیاسی است و این، بیش از هر چیز، نشانه ناتوانی است نه قدرت.
🆔 @MH_Jamalzadeh