My heart 🤍💜
پارت یازدهم My heart 💜🤍 آیسان، مزاحم نشید لطفا نیما، کاریت ندارم بپر بالا بریم خونه آرمین، پسر
پارت دوازدهم
My heart 💜🤍
دیانا ، مطمئنی
آرمین ، دیاناااااااااااا
دیانا ، باش داداش ببخشید
آیسان ، لپام از خجالت سرخ سرخ شده بود که
آرمین ، بفرمایید
آیسان، گونه هام سرخ تر شد
رفتم داخل
دیانا ، داشتم میرفتم که آرمین در گوشم گفت
آرمین، من برای تو یکی دارم
دیانا، ایششش
امیر، خب بسه دیگه داداش م.ت بودم خودتو آیسانو ندیدی
آرمین ، مگه چیکار کردم
دیانا ، هیچی فقط آیسان و ب.ل کرده بودی همین کار خاصی نکردی
آیسان ، داشتم از خجالت میمردم
امیر ، برید تو تا نیومدن
دیانا ، کیا
امیر ، خلافکارا
همه رفتن داخل که یهو صدای تیر اومد برگشتم پشتم نگاه کردم دیدم
https://eitaa.com/MLKAMg
خب خب این دوتا رمان فول صحنه
رو آمار ۶۰میدم بهتون ولی تا نیم ساعت بیشتر نمیمونه
https://eitaa.com/MLKAMg
My heart 🤍💜
پارت دوازدهم My heart 💜🤍 دیانا ، مطمئنی آرمین ، دیاناااااااااااا دیانا ، باش داداش ببخشید آیسا
پارت سیزدهم
My heart 💜🤍
امیر، که دیدم آیسان تیر خورده
آرمین ، به سمت آیسان دویدم و ب.لش کردم و بردمش تو ماشین
امیر، دیانا بدو ماهم بریم
دیانا ، با دو رفتیم سوار ماشین شدم و گریه میکردم
امیر ، چته چیشده
دیانا ، اگر آیسان چیزیش بشه من میمیرم
امیر ، باش آروم باش
آرمین ، تو ماشین بودیم تو ترافیک گیر کردم و ماشین جلویی هم حرکت نمیکرد لامصب و بالاخره رسیدم بیمارستان دوست نداشتم اون دختر بخاطر من چیزیش بشه واقعا بی گناه بود
تو ب.لم گرفتم و بردمش تو بیمارستان
نعره زدم ، زنم تیر خورده کسی نیست
یه لحظه نمیدونم چرا گفتم زنم
سریع اومدن و بردنش اتاق عمل
امیر و دیانا هم رسیدن
https://eitaa.com/MLKAMg