My heart 🤍💜
پارت دهم My heart 🤍💜 دیانا: اشکالی نداره چیز خاصی هم نگفتید نویسنده: آیسان اسنپ گرفت که دیانا گفت
پارت یازدهم
My heart 💜🤍
آیسان، مزاحم نشید لطفا
نیما، کاریت ندارم بپر بالا بریم خونه
آرمین، پسر خوشگله برو اونور تا .........
نیما، نه بابا
آرمین ، آره
نیما، شما چکارشی
آرمین، دوست پسرشم فهمیدی هرییی
امیر ، بفرما تاپد.ت در نیاوردیم
نیما، نمیدونستم شرمنده
آرمین ، حالا که فهمیدی برو
نیما ، گازشو گرفت و رفت
آیسان، ببخشید آقا آرمین من از کی تا حالا دوست دختر شماهم
آرمین، میخواستم این پسره بره وگرنه منظوری نداشتم
https://eitaa.com/MLKAMg
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
و یه روزی نوبت ماهم میرسه بریم شادی کنیم مگه نه ؟
https://eitaa.com/MLKAMg
رمان در مورد دیانا بهادر
آیسان، سوار شدم که تو ماشین یه بوی گندی میومد که فک کنم بوی الکل بود
آرمین، خیلی خورده بودم اصلا حالیم نبود چی میگم
رسیدم رفتیم بلیت گرفتیم و سوار شدیم به خودم که اومدم دیدم دیانا نشسته ب.ل امیر داره میگه و میخنده پاشدم رفتیم نزدیک گفتم دیانا پاشو زود (دادزدم)
دیانا ، داداش چی شد
امیر ، راست میگه چته
آرمین، پاشو تو ب.ل امیر تا دهن دوتا تون و نیاوردم پایین
دیانا ، باش داداش آروم باش
https://eitaa.com/MLKAMg
My heart 🤍💜
پارت یازدهم My heart 💜🤍 آیسان، مزاحم نشید لطفا نیما، کاریت ندارم بپر بالا بریم خونه آرمین، پسر
پارت دوازدهم
My heart 💜🤍
دیانا ، مطمئنی
آرمین ، دیاناااااااااااا
دیانا ، باش داداش ببخشید
آیسان ، لپام از خجالت سرخ سرخ شده بود که
آرمین ، بفرمایید
آیسان، گونه هام سرخ تر شد
رفتم داخل
دیانا ، داشتم میرفتم که آرمین در گوشم گفت
آرمین، من برای تو یکی دارم
دیانا، ایششش
امیر، خب بسه دیگه داداش م.ت بودم خودتو آیسانو ندیدی
آرمین ، مگه چیکار کردم
دیانا ، هیچی فقط آیسان و ب.ل کرده بودی همین کار خاصی نکردی
آیسان ، داشتم از خجالت میمردم
امیر ، برید تو تا نیومدن
دیانا ، کیا
امیر ، خلافکارا
همه رفتن داخل که یهو صدای تیر اومد برگشتم پشتم نگاه کردم دیدم
https://eitaa.com/MLKAMg