My heart 🤍💜
پارت یازدهم My heart 💜🤍 آیسان، مزاحم نشید لطفا نیما، کاریت ندارم بپر بالا بریم خونه آرمین، پسر
پارت دوازدهم
My heart 💜🤍
دیانا ، مطمئنی
آرمین ، دیاناااااااااااا
دیانا ، باش داداش ببخشید
آیسان ، لپام از خجالت سرخ سرخ شده بود که
آرمین ، بفرمایید
آیسان، گونه هام سرخ تر شد
رفتم داخل
دیانا ، داشتم میرفتم که آرمین در گوشم گفت
آرمین، من برای تو یکی دارم
دیانا، ایششش
امیر، خب بسه دیگه داداش م.ت بودم خودتو آیسانو ندیدی
آرمین ، مگه چیکار کردم
دیانا ، هیچی فقط آیسان و ب.ل کرده بودی همین کار خاصی نکردی
آیسان ، داشتم از خجالت میمردم
امیر ، برید تو تا نیومدن
دیانا ، کیا
امیر ، خلافکارا
همه رفتن داخل که یهو صدای تیر اومد برگشتم پشتم نگاه کردم دیدم
https://eitaa.com/MLKAMg