eitaa logo
ملجأ
206 دنبال‌کننده
1.3هزار عکس
1.1هزار ویدیو
11 فایل
﷽ یا( مَلجَاَ )کُلِّ مَطرُود ای( پناه )هر طرد شده تاسیس:۱۴۰۳/۴/۱۳ کپی؟واجبه:) کانال وقف اقای¹¹⁸:) ارتباط با من @MLjaa_118 https://harfeto.timefriend.net/17776240853454 ناشناسمون:)
مشاهده در ایتا
دانلود
امشب وسط تجمع یهو گفتن محرم نزدیکه ها کم کم داره بوی عزای امام حسین میاد به لحظه دلم لرزید خودمونیما اصلا آماده ایم برای عزاداری اباعبدالله؟:) چهل روز قبل محرم چله گرفتیم ولی شد این وسطا بگیم اقای امام حسین من فلان گناه و فلان کار بد و بخاطر شما انجام نمیدم؟:) چند روز بیشتر نمونده بیاید این چند روز و درست زندگی کنیم… نشه یه وقت به خودمون بیایم ببینیم محرم اومده و با یه دل پر از گناه و یه قلب سنگین وارد ماه عزای ارباب شهیدمون شدیما نشه یه وقت محرم بشه و ببینیم از روضه ها و هیئت رفتن جا موندیم…:)💔
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
دعای‌سلامتی‌امام‌زمان (عج)🤍✨
1.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
گر به محرم نرسیدم حلالم کن حسین:)
برد اصلی و اونی کرد که الان داره میره کربلا...💔👩🏻‍🦯
- هم اکنون ابراهیم ذوالفقاری🇮🇷
رفاقت؟! فقط ابومهدی و حاجی🥲♥️
کتاب آقا مصطفی نویسنده: محمدعلی جابری تصویرگر: زینب شبر موضوع: زندگینامه شهید مصطفی صدرزاده 💚🌱 نشر تخصصی کودک و نوجوان کتابک ♥️ 🫀
ملجأ
#معرفی‌کتاب
تکه ای از کتاب: بیا تو! جعفرجان رو در اتاقش نوشته بود:((ورود افراد متفرقه اکیدا ممنوع است. بدون هماهنگی وارد نشوید!)) مرتضی از مصطفی اجازه خواست برگه را بکند و به او تذکر بدهد. سری تکان داد و دست مرتضی را گرفت و گفت: ((نه عزیزم، بیا بریم تو اتاق خودمون.)) داخل اتاقشان که رفتند، برگه‌ای گذاشت روی میز و به مرتضی گفت:《 بنویس: اتاق فرماندهی. در نزن! هر وقت خواستی، بیا تو!》 برگه را چسباندند پشت در. ساعتی نگذشته بود که جعفر جان برگه را از روی در اتاقش کند‌. تذکر شهدایی 🥲