غمی که امروز تو دلمه رو نمیتونم تحمل کنم…
واقعا حس و حال انجام هیچ کاری نیست
همش یاد پارسال میفتم
این ساعت ها بود همه تو استرس بودیم
نکنه اقا رو شهید کردن
نکنه واقعا اقا از پیشمون رفته باشه
غافل از اینکه اون سال آخرین محرمی بود که رهبرمون کنارمون بودن… :)
هیچ وقت فکرش و نمیکردم دقیق سال بعد روز تاسوعا آقامون پیشمون نباشه
از لحاظ روحی نیاز دارم مثل شب عاشورای پارسال مامانم دوباره با ذوق بگه اقا اومد حسینیه… اقا سالمن…
اقا سید علی ما هنوز رفتنتون و باور نکردیم
ما دلمون میخواد بازم توی قاب تلویزیون پخش زنده های سخنرانیتون رو ببینیم:)
بیا برگرد خیمه ای علمدارم…
برگردین که بچه هاتون دیگه نمیتونن دوریتون و تحمل کنن:)💔
ما چه میدونستیم که تاسوعای امسال
باید برات روضهی علمدار بخونیم...
ایاهلحرم میروعلمدار نیامد💔
#رهبرشهیدم
کتاب من زنده ام
نویسنده: معصومه آباد
موضوع: خاطرات دوران اسارت
انتشارات بروج
#بهیادریحانه♥️
#رفیقشهیدم🫀
تکه ای از کتاب:
تعجب کردم:چی؟ از اینجا موندن که بهتر بود.اینجا حتی وسایل کمک های اولیه هم نداریم و با فشار دست میخواهیم خون ریزی را بند بیاوریم.
پرسیدم: شما باهم اسیر شدید؟
گفت: من و میرظفرجویان و مجید جلال وند و عبدالله باوی با هم بودیم.
به آرامی گفت: عراقی ها کجا هستند؟
_آن طرف ایستاده اند.
+صدای ما را می شنوند؟ چند نفرند؟
_چرا می پرسی؟
+در یک فرصت مناسب کیفم زا از جیب شلوارم بیرون بکشید و ...
پارسال ی همچین شبی از حضور حضرت آقا توی حسینیه ذوق زده شدیم💔
+عع میگن امشب آقا رفته حسینیه🤩
_واقعا؟!
×خداروشکر آقا سالمن
*تلویزیون و روشن کن
•آخ آقا قربونت برم🫀
ولی امسال ما موندیم ی دل تنگ که فقط آرزو داریم ی بار دیگه تو قاب تلویزیون ببینیمتون🖤🥀
آقا جون ما رو امشب کنار ابیعبدالله یاد کنید..
ازاونبالاحواستبهماباشهباباایران💔
5.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ما هنوز امیدداریم پردهی حسینیه کنار بره و آقا وارد بشن ..
بسم رب الحسین(ع)🖤
نفره ای بود پر از خون وسط سینه ی من
مهرت افتاد به قلبم ضربان شکل گرفت🫀
عاشورای حسینی🥀