متروکــــــــــــه:)
00:25 ؛
شمر تنت رو پا که زد...
دیدم چه دردی روبرومه...
متروکــــــــــــه:)
00:25 ؛ شمر تنت رو پا که زد... دیدم چه دردی روبرومه...
آستینش و بالا که زد
گفتم حسین کارش تمومه...
متروکــــــــــــه:)
01:42 ؛
از دور با زخم تنت
گفتم دیگه بی سر نمیشی
هر چی بهم میچینمت
از این مرتب تر نمیشی...
متروکــــــــــــه:)
01:09 ؛
دلمو خون کرد
شمر موهاتو پریشون کرد...
با لگد داداش
از گودال منو بیرون کرد...