"مـھـد۪ا۽ .ʍuɦda"
_
آرزوی شهادت داشت . . !
مادرم در تب و تاب خرید جهیزیه
برای او بود ، اما خواهرم در فکر
و اندیشه دیگری بود ، آخرین باری
که تلفنی با خانواده صحبت کرد
برای ما از شهادت گفت، مرور
دفترچه و دستنوشتههایش او را
مشتاق شهادت نشان میداد
در بانه او را به عنوان مربی آموزش
اسلحه برای خواهران انتخاب کردند
چون استعداد و علاقه ویژهای به
مسائل نظامی داشت
آنقدر فعالیت مذهبی و فرهنگی
داشت که خار چشم منافقین شده
بود تا جایی که منافقین او را تهدید
به مرگ کردند و گفتند
اگر چه رفتار تو با ما خوب است ،
اما اگر تو به دست ما بیفتی ،
پوست بدنت را کنده و آن را با کاه پرخواهیم کرد !
_شهیدهصدیقهرودباری🌱
"مـھـد۪ا۽ .ʍuɦda"
مـن کــم آوردم به ابـلفـضـل ((((((:💔
و ضامن قلب های نا آرام ابالفضله...💔
#مجنونالعباس
"مـھـد۪ا۽ .ʍuɦda"
با بغضی که تو صداش بود میگفت : مارا کسی نخواست ، حتی حسین 💔 .
گفت ؛
از همین که میخرد بی ارزشی مثل مرا
میشود فهمید که این اقا به فکر سود نیست .
برادر محمدحسین زاهدیma1403.03.10.11.mp3
زمان:
حجم:
2M
عاصی و بی سر و پا بوده ام و معترفم
حضرت عشق ، علمدار (ع) مرا آدم کرد
جونم فدات خوشگل ام البنین...❤️