«اعتماد مثل یه پل شیشهایه»
خیلی شفاف و قشنگه و بهت اجازه میده از روی درههای عمیق رد بشی. تا وقتی که سالمه، حتی متوجه وجودش هم نمیشی؛ فقط راه میری و به مقصدت فکر میکنی
اما کافیه یه ترک کوچیک بیفته روش، دیگه هیچوقت نمیتونی با همون اطمینان قدم برداری
وقتی اعتماد از بین میره، دیگه فقط یه خاطره از یه مسیر امن باقی میمونه.
هر حرفی، هر نگاهی، هر قدمی، تبدیل به یه سوال میشه. مثل اینه که توی یه اتاق پر از آینه باشی، ولی هیچ کدوم تصویر واقعی رو نشون ندن. دیگه دنبال حقیقت نمیگردی، دنبال نشانههایی میگردی که دروغ رو ثابت کنن
شاید بشه پل رو تعمیر کرد، شاید بشه ترکها رو پوشوند. اما اون حس اطمینان اولیه دیگه برنمیگرده
همیشه یه صدای کوچیک توی ذهنت میگه: "اگه دوباره بشکنه چی؟" و این صدا، از هر شکستی دردناکتره
چون اون دیگه فقط مربوط به یه نفر نیست، مربوط به خودته که دیگه نمیتونی بهش اعتماد کنی.
به خودت که یه بار دیگه اجازه دادی اون پل شکسته بشه:))))
«فَإِذَا قَضَىٰ أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ»
خُدا بخواهد غیرممکن هم ممکن میشود...🌱🕊
2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز،روزیه که باید شروع کنی به دست بیاری، بهتر از چیزهایی که قبلا از دست دادی، فقط اندکی تلاش لازمه!:))
صبحتون بخیر 💛 🌻>.
«¹⁴⁰⁴.⁷.¹»