یکسال پیش؛ در چنین روزی.
۱ مهر ۱۴۰۴.
شهید سیدعلیخامنهای رو به روی مردمش نشست، با همان لبخندهمیشگی و با حوصله، بدیهیاتِ دنیا را برایشان گفت.
گفت: «طرف مقابل ما در همهچیز خُلف وعده میکند، دروغ میگوید، فریب اعمال میکند. وقت و بیوقت تهدیدنظامی میکند، دستشان برسد ترور میکنند، یا مراکزهستهای را بمباران میکنند. بااینطرف نمیشود مذاکره کرد، نمیشود با اطمینان و اعتماد نشست و حرف زد، و حرف شنید و قرار گذاشت. به نظر من مذاکرهٔ با آمریکا برای مسئلهٔ هستهای و شاید مسائل دیگر بنبست محض است… البته این مذاکره برایِ رئیسجمهور فعلی آمریکا مفید است، سرش را بالا خواهد گرفت، خواهد گفت من ایران را تهدید کردم، او را آوردم پای میزمذاکره نشاندم. او در دنیا از این افتخارات میکند اما برایِ ما #ضرر_محض است؛ و هیچ فایدهای برای ما ندارد…»
گفت:
«تجربهها را فراموش نکنیم، این تجربهٔ این ۱۰ سال گذشته را فراموش نکنیم…»
او حالا دیگر بینِ ما نیست. امریکا باز وسطِمذاکره خلف وعده کرد. فریب داد. حمله کرد. او را در کنارِ خانوادهاش به قتل رساند. اما در محافلِ سیاسی هنوز در به همان پاشنه میچرخد… او راست میگفت.