شبا این موقع ها خانواده خوابن.
من با یه نور خیلی کمی میتونم افکارمو بریزم رو کاغذ و خالی شم یا مثلا دکلمه های آقای عسکری که تو برنامه سحر میخونن رو برم از تلوبیون درارم و گوش بدم و بنویسمشون و این وضعیت رو واقعا دوست دارم . قشنگ یه تراپیه واسه خودش.
مــأوا | 🇮🇷 𝐌𝐚𝐯𝐚
شبا این موقع ها خانواده خوابن. من با یه نور خیلی کمی میتونم افکارمو بریزم رو کاغذ و خالی شم یا مثلا
البته اگه اسرائیل با موشکاش آرامشمو بهم نزنه.
ماهیچهای میان قفسهی سینهی من زندگی میکند.
که میتپد و خون را به تکتک سلول های من هدیه میدهد.
خون،مایعی زنده است،که بیمارمیشود،سرد و گرم میشود،غلیظ و رقیق میشود و گاهی باعث عاقبت بخیری و عاقبت به شری خواهد شد.
پنج لیتر خون در کالبد من در رفت و آمد است.
همه اش را وقف خودت کن!:)
که در زیارت میخوانم" الذین بذلوا مهجهم دون الحسین(ع)" و عرب به خونی که غذای قلب است میگوید:مهجته .
که اگر از قلب تخلیه شود،قلب سفید است چونان ریه.
مهجتهی قلب من را هم فدای وطنم کن که دوست داشتنِ وطن یک کاشی از محرابِ دوست داشتنِ دینِ خداست.
من تمامِ این شب های ماه رمضان را آمدم درِ
خانه ات،خودت لطف کردی،خودت خواستی .
چند شب آینده را به دلم ، به این ماهیچه ی کوچک ، وسعت و عمقی بده که بَهبَه و چَهچَه مردم بادم نکند و اَهاَه و پیفپیفشان فرسوده ام نسازد. به من یقین عطا کن.یقینِ ایمانت که نعمتیست که میان بندگانت کم توزیع کردی .
به حقِ رمضان.
_حامد عسکری
(خونده شده در برنامه ی به وقت سحر)
مــأوا | 🇮🇷 𝐌𝐚𝐯𝐚
ماهیچهای میان قفسهی سینهی من زندگی میکند. که میتپد و خون را به تکتک سلول های من هدیه میدهد. خ
سحرا برنامه اش رو میبینم اگه خوشم اومد ساعتِ اون حرف یا شعری که خوند رو یادداشت میکنم فرداش میرم تلوبیون یک ساعت اون یه تیکه رو درمیارم هی تیکه تیکه قطش میکنم مینویسم روی برگه . بعد تایپ میکنم . یبار میخونم اشتباهی نباشه . بعد میفرستم اینجا👩🦯
پس #فور اش کن😭
مــأوا | 🇮🇷 𝐌𝐚𝐯𝐚
سحرا برنامه اش رو میبینم اگه خوشم اومد ساعتِ اون حرف یا شعری که خوند رو یادداشت میکنم فرداش میرم تلو
وای دلم میخواد سلام کردن این مرد رو هم بنویسم.
ولی هرچقدر بنویسم بازم یه برنامه داره که از سلام اول تا خدافظ آخرش قشنگ حرف زده باشه😭
پس تا جایی که میتونم هرچی میگه رو دارم مینویسم. . .
یجا نوشته بودم:
به قرآن اعتقاد داری؟
به یاسین که قلبش است قسم که دوستت دارم.😭
آخ نننهههههه
آی مردم بهار آمدنیست.
گفته بودیم یار آمدنیست.
گفته بودیم فصل عاشق هاست.
دوره ی نکبت منافق هاست.
به نظر میرسد زمانِ خداست .
آخرین فصلِ داستانِ خداست.
عِطر عصر ظهور پشتِ در است.
این هنوز از نتایج سحر است.
با ولی،جان قلندری شده بود.
دلِ ما بیتِ رهبری شده بود:)
هرکه را عاشقی پرو بال است.
زخم مُهر قبولِ اعمال است.
حالِ عشق است و خرقِ عادت کرد.
پیرِ ما ، میل بر شهادت کرد.
کربلا جاری است ای مردم.
روضه تکراری است ای مردم.
اُف به بی غیرتی که دم نزند.
یا در این روضه ناله هم نزند.
صبحِ ما با غروب توئم شد.
رمضان ناگهان محرم شد=)))
شمر پنجه به روی ماه کشید.
کارِ آقا به قتلگاه کشید.
بازهم همهمه است در گودال.
پسرِ فاطمست در گودال.
وسط عِطر سیب کشته شد.
ای بمیرم غریب کشته شد:)
باور ماست گرچه مستور است.
مرگ از ساحتِ ولی دور است.
پیر ما گفت: انما با ماست.
نیست دلشوره تا خدا با ماست.
_احمد بابایی
(خونده شده در برنامه ی به وقت سحر)
زمان:
حجم:
643.8K
این برا اون شَبیِ که آیتالله سدمجتبی خامنه ای رهبر شدن😭✨.