「بنیادِحمایتمردمیِپرندهیِآبی』
باز گفتمش
این دل
این همیشه در به در چه میشود
سرنوشت این هبوط
این سفر
چه میشود؟
چشمهای من
داد میزند که باز
گریه کردهام
سرنماز!:)
#قیصر_امین_پور
#شعر
「بنیادِحمایتمردمیِپرندهیِآبی』
بر حاشیه برگ شقایق بنویسید
گل تاب فشار در و دیوار ندارد
#شعر
هدایت شده از اردوگاهستارگانزیرزمینی☆
Mahmoud KarimiMahmoud Karimi - Gole Chadore Goldaret.mp3
زمان:
حجم:
3.4M
گل چادر گلدارت،
تب دستای تب دارت ....
هرروزِ خدا روی زمین مینشست و با صدای بلند گریه میکرد؛ میگفت مادرش را میخواهد. هرچه گفتیم دختر خوب این کارها مال بچه های اول دبستان است نه تو که اندی به کنکورت مانده گوشش بدهکار نبود که نبود.
امروز نشستم، سرم را میان دستانم گرفتم و زار زدم. اشک ریختم و اشک ریختم و اشک ریختم. امروز اورا میفهمیدم؛ مادرم را میخواستم.
#کاغذپارههام
هدایت شده از 🇮🇷↯palimpsest↯
زیر باران دوشنبه بعد از ظهر
اتفاقی مقابلم رخ داد
وسط کوچه ناگهان دیدم
زن همسایه بر زمین افتاد
سیب ها روی خاک غلطیدند
چادرش در میان گرد و غبار
قبلا این صحنه را... نمی دانم
در من انگار می شود تکرار
آه سردی کشید، حس کردم
کوچه آتش گرفت از این آه
و سراسیمه گریه در گریه
پسر کوچکش رسید از راه
گفت: آرام باش! چیزی نیست
به گمانم فقط کمی کمرم...
دست من را بگیر، گریه نکن
مرد گریه نمی کند پسرم
چادرش را تکاند، با سختی
یا علی گفت و از زمین پا شد
پیش چشمان بی تفاوت ما
ناله هایش فقط تماشا شد
صبح فردا به مادرم گفتم
گوش کن! این صدای روضه ی کیست
طرف کوچه رفتم و دیدم
در و دیوار خانه ای مشکی است
با خودم فکر می کنم حالا
کوچه ما چقدر تاریک است
گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه
راستی! فاطمیه نزدیک است ...
~حمیدرضا برقعی
「بنیادِحمایتمردمیِپرندهیِآبی』
که مي گويد “مايوس نباش”؟
من امیدم را در یأس یافتم
مهتابم را در شب
عشقم را در سال بد یافتم
و هنگامی که داشتم
خاکستر میشدم
گر گرفتم.
#احمد_شاملو
#شعر