هدایت شده از نهج البلاغه
#نهج_البلاغه | #خطبه هفــدهـــم
#من_نهج_البلاغه_میخوانم
╭────๛- - - - - ┅╮
📗 @nahj_olbalaghe
╰──────────
هدایت شده از نهج البلاغه
#ترجمه_فیض (ره)
┄═══════════════(♻️)═┄
(از سخنان آن حضرت عليه السّلام است درباره كسيكه ميان مردم حكمرانى مي كند و لايق اين منصب نيست:)
(۱) دشمن ترين خلائق نزد خدا (كسانيكه هرگز رحمت حقّ شامل حال ايشان نمى شود) دو مردند؛
(اوّل) مردى كه خداوند او را (بسبب عصيان و نافرمانى) بخود وا گذاشته، پس (چنين مردى چون هر چه مى خواهد انجام مى دهد) از راه راست منحرف گرديده و به سخن بدعت آور و دعوت مردم به ضلالت و گمراهى دل داده است (دوست دارد باينكه سخنى بگويد كه سبب احداث چيزى در دين شود كه از دين نبوده و مردم را به گمراهى و بد عملى وا دارد)
(۲) پس اين مرد سبب فتنه و فساد است براى كسي كه بواسطه او در فتنه واقع شده، و گمراه است از راه كسي كه پيش از او براه راست رفته (بر طبق كتاب و سنّت رفتار كرده) و گمراه كننده است كسانى را كه در زنده بودن و بعد از مردنش از او پيروى ميكنند (و بسبب اضلال و گمراه كردنش) بار گناهان غير خود را حمل كرده و در گرو گناه خويش هم مى باشد
(۳) و (دوّم) مرديكه نادانيها را در خود جمع كرده (و بوسيله آنها) مردم نادان را گمراه مي كند، در تاريكىهاى #فتنه و فساد بىخبر است (از اينكه راه نجاتى براى او نيست) در موقع اصلاح كردن (ميان مردم) كور است (راه اصلاح ميان ايشان را نمى داند بچه نحوى است)
(۴) عوامّ او را دانا مى نامند و حال آنكه نادان است، صبح كرد هر روز و در پى زياد كردن چيزى بود كه كم آن بهتر از بسيار است تا اينكه بآن رسيد و سيراب گرديد از آب متعفّن گنديده و پر شد از مطالب بيهوده (جمع كرد چيزهائى را كه گفتار و كردارش را بر خلاف حقّ نموده و مانند آب گنديده زيان آور بود؛ زيرا آب متعفّن علاوه بر اينكه رفع تشنگى نمى كند سبب بيماريهاى گوناگون مى گردد)
هدایت شده از نهج البلاغه
(۵) ميان مردم براى حكم دادن نشسته و بآنچه كه بر غير او اشتباه است خود را دانا ميداند (براى اصلاح مرافعه و هر مشكلى مهيّا است) اگر باو يكى از مسائل مشكله عرضه شود در پاسخ آن سخنان بىمعنى و بيهوده از رأى خود تهيئه نموده (بر طبق سخنانش حكم مىدهد) و بدرستىِ آنچه در جواب گفته يقين دارد،
او در خلط نمودن شبهات (بيكديگر براى فريب عوامّ) مانند تنيدن تار عنكبوت است (براى صيد مگس، چنانكه عنكبوت 🕷 بلعاب دهن خود تارى 🕸 بافته كه پايه محكمى ندارد و بوزيدن نسيمى از هم جدا ميشود، سخنان بىمعنى اين مرد هم چون مبناى صحيحى ندارد بيك اشكال كردن جزئى از بين مىرود، و در آنچه را كه گفته مردّد مى ماند و) نمى داند آيا درست حكم كرده يا بخطأ رفته، اگر درست حكم نموده مىترسد كه مبادا خطأ كرده باشد و اگر غلط گفته اميد دارد (كه مردم بگويند) درست حكم كرده،
(۶) نادان است و در نادانيها هم بسيار اشتباه ميكند، چشم او كم سو است (كه در تاريكى هاى جهل و نادانى وا مانده نمىداند از كدام راه برود) و بسيار سوار بر شترهايى مي شود كه پيش راه خود را نمى بينند (در مسائل مشكله حيران 🧐 و سرگردان 🤯 است نمىداند چه جواب دهد) بواسطه نادانى جواب دندان شكنى نمىتواند بدهد (آنچه مى گويد از روى وهم و خيال است و در هيچيك از مسائل، علم و يقين ندارد) روايات را (از روى بى اطّلاعى و نفهميدن صحّت و بطلان آنها) به باد مىدهد مانند بادى كه گياه خشك و بىفايده را پراكنده ميكند (مقصودِ از آن روايات را نمى فهمد چيست و جاى استعمال آنرا نمى داند كجا است، روايات را بدون سبب هر جا نقل ميكند)
(۷) سوگند بخدا با مايه و توانا نيست (از علم و دانش بهرهاى ندارد) به پاسخ دادن پرسشى كه از او ميشود، و آنچه باو تفويض شده (از امور دين و دنياى مردم) لياقت ندارد، و چيزى را كه او انكار كرده گمان نمى برد ديگرى علم بر آن دارد (بسبب جهل مركّب كه نمىداند و مدّعى است كه ميداند، گمان ميكند آنچه براى او معلوم نيست براى ديگران نيز مجهول است و راه حلّى ندارد) و باور نمى كند كه بر خلاف آنچه كه گفته ديگرى را دانشى است (چون خود را اعلم از همه ميداند گمان ميكند كسيرا بر خلاف گفته او سخنى نيست).
(۸) و اگر امرى بر او تاريك باشد (در جواب مسئلهاى باز ماند) چون دانست كه آنرا نمى داند (از اهلش) مى پوشاند و نمى گذارد آشكار گردد (تا نگويند كه او دانا نيست)
و بسبب حكمهايى كه بظلم و ستم صادر كرده خونهاى بنا حقّ ريخته شده به زبان حال فرياد مي كنند، و ميراثها از دست جور او به آواز بلند مىنالند (كه به ناحقّ به صاحبانش نرسيده)
(۹) بخدا شكايت ميكنم (و درد خود را اظهار مى نمايم) از گروهى كه با جهل و نادانى زندگانى مي كنند و بر ضلالت و گمراهى مىميرند،
(۱۰) متاع و كالايى كاسدتر و بى قدرتر از كتاب خدا در ميان ايشان نيست موقعى كه بدرستى خوانده تغيير و تبديلى در آن ندهند، و متاعى رواجتر و گرانبهاتر از آن نيست هر گاه تحريف و تغيير در آن داده شود (و بر طبق اغراض باطله تأويل نمايند) و نزد ايشان چيزى زشتتر از معروف و نيكوتر از منكر نيست (زيرا اغراض آنان وابستگى بچيزى دارد كه در دين منع گرديده است).
#من_نهج_البلاغه_میخوانم
╭────๛- - - - - ┅╮
📗 @nahj_olbalaghe
╰──────────
هدایت شده از نهج البلاغه
#ترجمه_شهیدی (ره)
ـــــــ ــ ـــ ـ ـــ ـــ ـــ ــ ـ ــ ــ ـــ ـ ـ
[ و از سخنان آن حضرت است در وصف كسى كه داورى ميان مردم را عهده دار شود و شايسته آن نباشد: ]
دشمن روى ترين آفريدگان نزد خدا دو كسند: مردى كه خدا او را به خود وا نهاده، و او از راه راست به دور افتاده، دل او شيفته بدعت است، و خواننده مردمان به ضلالت است. ديگران را به #فتنه دراندازد و راه رستگارى پيشينيان را به روى خود مسدود سازد.
در مرگ و زندگى، گمراه كننده پيروان خويش است و برگيرنده بار گناه ديگران، و خود گناهان خويش را پايندان.
و مردى كه پشتواره اى از نادانى فراهم ساخته، و خود را ميان مردم نادان درانداخته. شتابان در تاريكىِ فتنه تازان، كور در بستن پيمان سازش ميان مردمان.
آدمىنمايان او را دانا ناميده اند و او نه چنان است، چيزى را بسيار فراهم آورده كه اندكش بهتر از بسيار آن است. تا آنگاه كه از آب بدمزه سير شود، و دانش بيهوده اندوزد و دلير شود، پس ميان مردم به داورى نشيند و خود را عهده دار گشودن مشكل ديگرى بيند. و اگر كار سربسته اى نزد او ببرند ترهاتى چند از رأى خود آماده گرداند، و آن را صواب داند.
كارها بر او مشتبه گرديده.
عنكبوتى 🕷 را ماند كه در بافته هاى تار 🕸 خود خزيده، نداند كه بر خطاست يا به حقيقت رسيده. اگر به صواب رفته باشد،
ترسد كه راه خطأ پيموده، و اگر به خطأ رفته، اميد دارد آنچه گفته صواب بوده.
نادانى است كه راه جهالت پويد، كورى 😑 است كه در تاريكى گمشده خود جويد. آنچه گويد نه از روى قطع و يقين گويد.
به گفتن روايتها پردازد، و چنان كه كاه بر باد دهند آن را زير و رو سازد.
به خدا سوگند، نه راه صدور حكم را دانسته است، و نه منصبى را كه به عهده اوست، شايسته است.
آنچه را خود نپذيرد علم به حساب نيارد، و جز مذهب خويش مذهبى را حق نشمارد.
اگر حكمى را نداند، آن را بپوشاند تا نادانى اش نهفته بماند.
خون بيگناهان از حكم ستمكارانه او در خروش است، و فرياد ميراث بر باد رفتگان همه جا در گوش.
گِله خود را با خدا مى كنم از مردمى كه عمر خود را به نادانى به سر مى برند، و با گمراهى رخت از اين جهان به در مى برند.
كالايى خوارتر نزد آنان از كتاب خدا نيست، اگر آن را چنان كه بايست خوانند، و پر سودتر و گرانبهاتر از آن نباشد، اگر آن را از معنى خويش برگردانند، و نه نزد آنان چيزى از معروف است ناشناخته تر و شناخته تر از منكر.
#من_نهج_البلاغه_میخوانم
╭────๛- - - - - ┅╮
📗 @nahj_olbalaghe
╰──────────