#نهج_البلاغه | #حکمت ۱۱۹
🏷️ دنیای فریبنده
┄┅═✧ا﷽ا✧═┅┄
❁• وَ قَالَ عليهالسلام مَثَلُ اَلدُّنْيَا كَمَثَلِ اَلْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا وَ اَلسُّمُّ اَلنَّاقِعُ فِي جَوْفِهَا يَهْوِي إِلَيْهَا اَلْغِرُّ اَلْجَاهِلُ وَ يَحْذَرُهَا ذُو اَللُّبِّ اَلْعَاقِلُ
┅───────────────┅
☜ و درود خدا بر او، فرمود: دنياى حرام چون مار سمّى است، پوست آن نرم ولى سمّ كشنده در درون دارد، نادان فريب خورده به آن مىگرايد، و هوشمند عاقل از آن دورى گزيند.
─┅•═༅𖣔✾✾𖣔༅═•┅─
♻️ ترجمه فیضالاسلام: امام عليه السّلام (در بارۀ دنيا) فرموده است: داستان دنيا چون داستان مار است كه دست بر آن بكشى نرم و در اندرونش زهر كشنده است، #فريب خوردۀ نادان بطرف آن مىرود و خردمند پايان بين از آن دورى مىگزيند.
🇯 🇴 🇮 🇳
📖 امام عليه السلام در اين گفتار پربار خود تشبيه ديگرى براى دنياى فريبنده بيان كرده و به همگان #هشدار داده است، مىفرمايد: «دنيا مانند مار (خوش و خط و خال) است كه به هنگام لمس كردن نرم به نظر مىرسد در حالى كه سم كشنده در درون آن است (به همين دليل) مغرورِ نادان به سوى آن مىرود و خردمند عاقل از آن حذر مىكند»؛ (مَثَلُ الدُّنْيَا كَمَثَلِ الْحَيَّةِ لَيِّنٌ مَسُّهَا، وَ السَّمُّ النَّاقِعُ فِي جَوْفِهَا، يَهْوِي إِلَيْهَا الْغِرُّ الْجَاهِلُ، وَ يَحْذَرُهَا ذُو اللُّبِّ الْعَاقِلُ)
طبيعت دنيا داراى اين دو ويژگى ظاهرى فريبنده و باطنى خطرناك است؛ كاخها، زر و زيورها، لباسها، غذاهاى رنگارنگ و عيش و نوشها مظاهر جذّاب دنياست؛ ولى در درون، #غفلت، بىخبرى از خدا، آلوده شدن به انواع گناهان را براى به دست آوردن يا حفظ آن با خود دارد.
روى اين جهت امام عليه السلام در عبارات مختلفش با ذكر مثالهاى متعدد، تناقض اين ظاهر و باطن را آشكار ساخته و هشدار داده است.
در ذيل نامۀ 68 كه امام عليه السلام پيش از دوران خلافت ظاهرىاش به #سلمان_فارسى قدس سره نگاشته، همين مَثَل را با كمى تفاوت بيان فرموده است. ما تشبيهاتى براى دنيا از آيات قرآن و روايات اسلامى جمعآورى كرديم كه به هجده تشبيه بالغ مىشد و نشان داديم كه چگونه خداى متعال در قرآن و سپس پيشوايان معصوم در احاديث خود براى بيدار كردن غافلانِ بىخبر، از مثالهاى حسى مختلف بهره گرفتهاند. تعدد و تكثر اين امثله به خوبى نشان مىدهد كه تا چه اندازه اين مسئله داراى اهميت است.
در مثال مورد نظر تضاد ظاهر و باطن دنيا با تمثيل به مـ🐍ـــار نشان داده شده كه به هنگام لمس آن بسيار نرم و ملايم به نظر مىرسد و انسانِ بىخبر از لمس آن لذت مىبرد در حالى كه اگر يك لحظه غافل شود سم «ناقع» (سم قاتل و جانگدازى) كه در درون اين حيوان خطرناك است از طريق نيش آن به بدن انسان منتقل مىشود.
#مطالعه
#داستانهای_شگفت
58 - رؤیای صادقانه
مرحوم حاج معتمد نقل کرد روزی برای مجلس روضه در تکیه شاه داعی اللّه دعوت داشتم و چون در اثر برف و باران جاده ها گل بود از وسط قبرستان دارالسلام شیراز عبور کردم و پس از تمام شدن مجلس از همان راه برگشتم. شب در خواب مرحوم آقا سید میرزا مشهور به سلطان فرزند مرحوم آقای حاج سید علی اکبر فال اسیری را دیدم، به من گفت معتمد امروز از پهلوی خانه ما عبور کردی و دیدی خراب شده آن را درست نکردی ؟!
چون بیدار شدم اصلا خبر نداشتم که قبر آن مرحوم در کدام قبرستان است ، همان روز نزد شیخ حسن که امر قبرستان با او بود آمدم و سراغ قبر آقا سید میرزا را گرفتم که آیا در این قبرستان است؟ گفت بلی و همراه من آمد و نشانم داد . دیدم در مسیر دیروز من بود و به واسطه برف و باران فرورفته و خراب شده است .
پس مقداری پول به شیخ حسن دادم که قبر را مرمت نماید.
از این چند داستان و هزاران مانند آن به خوبی دانسته می شود که انسان پس از مرگ نیست نمی شود هرچند بدنش در خاک پوسیده و خاک شده باشد لکن روحش در عالم برزخ باقیست و از گزارشات این عالم باخبر است و به این مطلب در قرآن مجید و روایات تصریح شده است.¹
در جلد سوم بحارالانوار (صفحه 141) مرویست که رسول خدا صلی الله علیه وآله به کشته های مشرکین در جنگ بدر خطاب فرمود که :( بد همسایگانی برای رسول خدا صلی الله علیه وآله بودید، از خانه اش بیرونش کردید؛ پس از آن با هم جمع شُدید و با او جنگیدید، هرآینه آنچه را که خدا بحق مرا وعده داده بود یافتید ؛ یعنی هلاکت در دنیا و معذب بودن پس از #مرگ) .
عمر بن الخطاب به آن حضرت گفت : چگونه با مردگان و هلاک شدگان سخن می گویی ( یعنی آنها که نمی شنوند ) حضرت فرمود : ( ( ساکت باش ای پسر خطاب ! به خدا قسم که تو از ایشان شنواتر نیستی و نیست فاصله بین آنها و معذب شدنشان به دست ملائکه عذاب جز اینکه من از آنها رو برگردانم ) ) .
و نیز روایت کرده که در جنگ جمل پس از تمام شدن جنگ و فتح حضرت #امیرالمؤمنین علیه السلام آن حضرت در بین کشته ها عبور می فرمود تا به کشته کعب بن سور رسید و او از طرف عمر و عثمان قاضی بصره بود و با فرزندان و بستگانش به جنگ امیرالمؤمنین آمدند و تماما کشته شدند ، پس حضرت فرمود او را نشاندند و فرمود :( ای کعب ! من به آنچه خداوند بحق مرا وعده کرده بود رسیدم ( یعنی فتح و ظفر بر اعدا ) آیا تو هم به آنچه خداوند به حق تو را وعده داده بود رسیدی ؟ یعنی هلاکت دنیا و عذاب آخرت ).
و فرمود او را خوابانیدند ، قدری رفت تا به کشته ( طلحه ) رسید ، فرمود او را نشاندند و همان جمله را به او فرمود یکی از اصحاب گفت صحبت کردن شما با دو کشته ای که دیگر چیزی نمی شنوند چیست ؟
فرمود :( به خدا سوگند کلام مرا شنیدند چنانچه کشته های مشرکین بدر کلام رسول خدا صلی الله علیه و آله را شنیدند).
-------------------------------------------
1- (اَحْیاءٌ عِنَدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ - وَ مِنْ وَرائِهمْ بَرْزَخٌ اِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ) (سوره مؤمنون ، آیه 100).