eitaa logo
مباحث
1.9هزار دنبال‌کننده
46.4هزار عکس
45.1هزار ویدیو
2.1هزار فایل
﷽ 🗒 کانالهای دیگر ____________ ❒ قرآن کریم ؛ @Nafaahat | @ye_ayeh ❒ نهج البلاغه ؛ @nahj_olbalaghe ❒ صحیفه سجادیه ؛ @ghararemotalee ❒ فقه و احکام @feqh_ahkam ⚠️ برای تقویت کانال، مطالب را با آدرس منتشر کنید. 📨 دریافت نظرات: 📩 @ali_Shamabadi
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
هدایت شده از فقه و احکام
11.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
سلام الله علیها | 🌸🌸🌸🌸🌸 💚 تقدیم به تمامی مادران 🦋 ان‌شاءالله همیشه سالم باشید 🌸 سایه پر برکت‌تون پایدار باد. ❣️روز "مادر" و روز ″زن″، به همه مادران گرامی و بانوان محترمه مبارک باد. ╭─── │❣️ @arame_janam │📖 @feqh_ahkam │✨ @Nafaahat │🌐 @Mabaheeth ╰──────────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 چگونه حق مادرم را ادا کنم؟ 🎙️حجت الاسلام | ╭─── │ 🌐 @Mabaheeth ╰──────────
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
6.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎞️ صحبت های حجت الإسلام را گوش کنیم ... عجّل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف ╭─── │ 🌐 @Mabaheeth ╰──────────
، یک نامه از ╭─── │ 🌐 @Mabaheeth ╰──────────
مباحث
...نهج البلاغه | #نامه_ها ✉️ نامه ۲۷ - سفارش به محمد بن ابى بكر هنگام عزیمت برای حکومت مصر
...نهج البلاغه | ✉️ نامه ۲۸ - جواب نامه معاويه (علیه اللعنة) ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ 📜 و من كتاب له عليه‌السلام إلى معاوية جوابا؛ قال الشريف و هو من محاسن الكتب (جواب نامه معاويه: كه يكى از نيكوترين نامه‌هاى امام است كه پس از جنگ جمل در سال 36 هجرى نوشته شد) 📃 أَمَّا بَعْدُ فَقَدْ أَتَانِي كِتَابُكَ تَذْكُرُ فِيهِ اِصْطِفَاءَ اَللَّهِ مُحَمَّداً صلى‌الله‌عليه‌وآله لِدِينِهِ وَ تَأْيِيدَهُ إِيَّاهُ لِمَنْ أَيَّدَهُ مِنْ أَصْحَابِهِ پس از ياد خدا و درود! نامه شما رسيد، كه در آن نوشتيد، خداوند محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را براى دينش برگزيد، و با يارانش او را تأييد كرد. فَلَقَدْ خَبَّأَ لَنَا اَلدَّهْرُ مِنْكَ عَجَباً إِذْ طَفِقْتَ تُخْبِرُنَا بِبَلاَءِ اَللَّهِ تَعَالَى عِنْدَنَا وَ نِعْمَتِهِ عَلَيْنَا فِي نَبِيِّنَا فَكُنْتَ فِي ذَلِكَ كَنَاقِلِ اَلتَّمْرِ إِلَى هَجَرَ أَوْ دَاعِي مُسَدِّدِهِ إِلَى اَلنِّضَالِ راستى روزگار چه چيزهاى شگفتى از تو بر ما آشكار كرده است! تو مى‌خواهى ما را از آنچه خداوند به ما عنايت فرمود، آگاه كنى‌؟ و از نعمت وجود پيامبر با خبرمان سازى‌؟ داستان تو داستان كسى را ماند كه خرما به سرزمين پر خرماى «هجر» برد يا استاد خود را به مسابقه دعوت كند. وَ زَعَمْتَ أَنَّ أَفْضَلَ اَلنَّاسِ فِي اَلْإِسْلاَمِ فُلاَنٌ وَ فُلاَنٌ فَذَكَرْتَ أَمْراً إِنْ تَمَّ اِعْتَزَلَكَ كُلُّهُ وَ إِنْ نَقَصَ لَمْ يَلْحَقْكَ ثَلْمُهُ وَ مَا أَنْتَ وَ اَلْفَاضِلَ وَ اَلْمَفْضُولَ وَ اَلسَّائِسَ وَ اَلْمَسُوسَ و پنداشتى كه برترين انسان‌ها در اسلام فلان كَس، و فلان شخص است‌؟ چيزى را ياد آورده‌اى كه اگر اثبات شود هيچ ارتباطى به تو ندارد، و اگر دروغ هم باشد به تو مربوط‍‌ نمى‌شود، تو را با انسانهاى برتر و غير برتر، سياستمدار و غير سياستمدار چه كار است. وَ مَا لِلطُّلَقَاءِ وَ أَبْنَاءِ اَلطُّلَقَاءِ وَ اَلتَّمْيِيزَ بَيْنَ اَلْمُهَاجِرِينَ اَلْأَوَّلِينَ وَ تَرْتِيبَ دَرَجَاتِهِمْ وَ تَعْرِيفَ طَبَقَاتِهِمْ هَيْهَاتَ لَقَدْ حَنَّ قِدْحٌ لَيْسَ مِنْهَا وَ طَفِقَ يَحْكُمُ فِيهَا مَنْ عَلَيْهِ اَلْحُكْمُ لَهَا اسيران آزاد شده و فرزندانشان را چه رسد به تشخيص امتيازات ميان مهاجران نخستين، و ترتيب درجات، و شناسايى منزلت و مقام آنان! هرگز! خود را در چيزى قرار مى‌دهى كه از آن بيگانه‌اى، حال كار بدين جا كشيد كه محكوم حاكم باشد. أَ لاَ تَرْبَعُ أَيُّهَا اَلْإِنْسَانُ عَلَى ظَلْعِكَ وَ تَعْرِفُ قُصُورَ ذَرْعِكَ وَ تَتَأَخَّرُ حَيْثُ أَخَّرَكَ اَلْقَدَرُ فَمَا عَلَيْكَ غَلَبَةُ اَلْمَغْلُوبِ وَ لاَ ظَفَرُ اَلظَّافِرِ وَ إِنَّكَ لَذَهَّابٌ فِي اَلتِّيهِ رَوَّاغٌ عَنِ اَلْقَصْدِ اى مرد چرا بر سر جايت نمى‌نشينى‌؟ و كوتاهى كردن‌هايت را به ياد نمى‌آورى‌؟ و به منزلت عقب مانده‌ات باز نمى‌گردى‌؟ برترى ضعيفان، و پيروزى پيروزمندان در اسلام با تو چه ارتباطى دارد؟ تو همواره در بيابان گمراهى سرگردان، و از راه راست روى گردانى. أَ لاَ تَرَى غَيْرَ مُخْبِرٍ لَكَ وَ لَكِنْ بِنِعْمَةِ اَللَّهِ أُحَدِّثُ أَنَّ قَوْماً اُسْتُشْهِدُوا فِي سَبِيلِ اَللَّهِ تَعَالَى مِنَ اَلْمُهَاجِرِينَ وَ اَلْأَنْصَارِ وَ لِكُلٍّ فَضْلٌ «آنچه مى‌گويم براى آگاهاندن تو نيست؛ بلكه براى ياد آورى نعمت‌هاى خدا مى‌گويم» آيا نمى‌بينى جمعى از مهاجر و انصار در راه خدا به شهادت رسيدند؟ و هر كدام داراى فضيلتى بودند. حَتَّى إِذَا اُسْتُشْهِدَ شَهِيدُنَا قِيلَ سَيِّدُ اَلشُّهَدَاءِ وَ خَصَّهُ رَسُولُ اَللَّهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله بِسَبْعِينَ تَكْبِيرَةً عِنْدَ صَلاَتِهِ عَلَيْهِ امّا آنگاه كه شهيد ما «حمزه» شربت شهادت نوشيد، او را سيّد الشهداء خواندند، و پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در نماز بر پيكر او بجاى پنج تكبير، هفتاد تكبير گفت. أَ وَ لاَ تَرَى أَنَّ قَوْماً قُطِّعَتْ أَيْدِيهِمْ فِي سَبِيلِ اَللَّهِ وَ لِكُلٍّ فَضْلٌ حَتَّى إِذَا فُعِلَ بِوَاحِدِنَا مَا فُعِلَ بِوَاحِدِهِمْ قِيلَ اَلطَّيَّارُ فِي اَلْجَنَّةِ وَ ذُو اَلْجَنَاحَيْنِ آيا نمى‌بينى‌؟ گروهى كه دستشان در جهاد قطع شد، و هر كدام فضيلتى داشتند؛ امّا چون بر يكى از ما ضربتى وارد شد و دستش قطع گرديد، طيّارش خواندند؟ كه با دو بال در آسمان بهشت پرواز مى‌كند. ═══════❖•° 𑁍 °•❖═══════ ╭─── │ 🌐 @Mabaheeth ╰──────────
... ادامه‌ نامه ۲۸ | ┄┄┅┅┅❅❁❅┅┅┅┄┄ وَ لَوْ لاَ مَا نَهَى اَللَّهُ عَنْهُ مِنْ تَزْكِيَةِ اَلْمَرْءِ نَفْسَهُ لَذَكَرَ ذَاكِرٌ فَضَائِلَ جَمَّةً تَعْرِفُهَا قُلُوبُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَ لاَ تَمُجُّهَا آذَانُ اَلسَّامِعِينَ فَدَعْ عَنْكَ مَنْ مَالَتْ بِهِ اَلرَّمِيَّةُ فَإِنَّا صَنَائِعُ رَبِّنَا وَ اَلنَّاسُ بَعْدُ صَنَائِعُ لَنَا و اگر خدا نهى نمى‌فرمود كه مرد خود را بستايد، فضائل فراوانى را بر مى‌شمردم، كه دل‌هاى آگاه مؤمنان آن را شناخته، و گوش‌هاى شنوندگان با آن آشناست. لَمْ يَمْنَعْنَا قَدِيمُ عِزِّنَا وَ لاَ عَادِيُّ طَوْلِنَا عَلَى قَوْمِكَ أَنْ خَلَطْنَاكُمْ بِأَنْفُسِنَا فَنَكَحْنَا وَ أَنْكَحْنَا فِعْلَ اَلْأَكْفَاءِ وَ لَسْتُمْ هُنَاكَ وَ أَنَّى يَكُونُ ذَلِكَ اينكه با شما طرح خويشاوندى ريختم، ما از طايفه شما همسر گرفتيم، و شما از طايفه ما همسر انتخاب كرديد، و برابر با شما رفتار كرديم، عزّت گذشته، و فضيلت پيشين را از ما باز نمى‌دارد، شما چگونه با ما برابريد كه ! وَ مِنَّا اَلنَّبِيُّ وَ مِنْكُمُ اَلْمُكَذِّبُ وَ مِنَّا أَسَدُ اَللَّهِ وَ مِنْكُمْ أَسَدُ اَلْأَحْلاَفِ وَ مِنَّا سَيِّدَا شَبَابِ أَهْلِ اَلْجَنَّةِ وَ مِنْكُمْ صِبْيَةُ اَلنَّارِ وَ مِنَّا خَيْرُ نِسَاءِ اَلْعَالَمِينَ وَ مِنْكُمْ حَمَّالَةُ اَلْحَطَبِ فِي كَثِيرٍ مِمَّا لَنَا وَ عَلَيْكُمْ پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از ماست، و دروغگوى رسوا از شما، حمزۀ شير خدا (اسد اللّه) از ماست، و ابو سفيان، (اسد الاحلاف) از شما، دو سيّد جوانان اهل بهشت از ما، و كودكان در آتش افكنده شده از شما، و بهترين زنان جهان از ما، و زن هيزم كش دوزخيان از شما، از ما اين همه فضيلت‌ها، و از شما آن همه رسوايى‌هاست. فَإِسْلاَمُنَا قَدْ سُمِعَ وَ جَاهِلِيَّتُنَا لاَ تُدْفَعُ وَ كِتَابُ اَللَّهِ يَجْمَعُ لَنَا مَا شَذَّ عَنَّا وَ هُوَ قَوْلُهُ سُبْحَانَهُ وَ تَعَالَى وَ أُولُوا اَلْأَرْحٰامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىٰ بِبَعْضٍ فِي كِتٰابِ اَللّٰهِ ما را همه شنيده، و شرافت ما را همه ديده‌اند، و كتاب خدا براى ما فراهم آورد آنچه را به ما نرسيده كه خداى سبحان فرمود: «خويشاوندان، بعضى سزاوارترند بر بعض ديگر در كتاب خدا. وَ قَوْلُهُ تَعَالَى إِنَّ أَوْلَى اَلنّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ لَلَّذِينَ اِتَّبَعُوهُ وَ هٰذَا اَلنَّبِيُّ وَ اَلَّذِينَ آمَنُوا وَ اَللّٰهُ وَلِيُّ اَلْمُؤْمِنِينَ فَنَحْنُ مَرَّةً أَوْلَى بِالْقَرَابَةِ وَ تَارَةً أَوْلَى بِالطَّاعَةِ و خداى سبحان فرمود: «شايسته‌ترين مردم به ابراهيم، كسانى هستند كه از او پيروى دارند، و اين پيامبر و آنان كه آوردند و خدا ولىّ‌ مؤمنان است». پس ما يك بار به خاطر خويشاوندى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم، و بار ديگر به خاطر اطاعت از خدا، به خلافت سزاوارتريم. وَ لَمَّا اِحْتَجَّ اَلْمُهَاجِرُونَ عَلَى اَلْأَنْصَارِ يَوْمَ اَلسَّقِيفَةِ بِرَسُولِ اَللَّهِ صلى‌الله‌عليه‌وآله فَلَجُوا عَلَيْهِمْ فَإِنْ يَكُنِ اَلْفَلَجُ بِهِ فَالْحَقُّ لَنَا دُونَكُمْ وَ إِنْ يَكُنْ بِغَيْرِهِ فَالْأَنْصَارُ عَلَى دَعْوَاهُمْ و آنگاه كه مهاجرين در روز سقيفه با انصار گفتگو و اختلاف داشتند، تنها با ذكر خويشاوندى با پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر آنان پيروز گرديدند، اگر اين دليل برترى است پس حق با ماست نه با شما، و اگر دليل ديگرى داشتند ادّعاى انصار به جاى خود باقى است. ═══════❖•° 𑁍 °•❖═══════ ╭─── │ 🌐 @Mabaheeth ╰──────────
📜 از نامه‌هاى آن حضرت عليه السّلام است در پاسخ نامۀ معاويه (كه در آن دعاوى نادرست و سخنان بيهودۀ او را گوشزد نموده، و پيروان خود را به حقائقى كه در مقام احتجاج اهميّتى بسزا دارد متوجّه ساخته، از اينرو سيّد رضىّ‌ «عليه الرّحمة» فرموده:) و آن از نيكو نامه‌ها است (با اينكه هر نامه و هر سخنى از آن بزرگوار در جاى خود در منتهى درجۀ نيكوئى است). (۱) پس از ستايش خداى يكتا و درود بر حضرت مصطفى، نامه‌ات بمن رسيد كه در آن برگزيدن خدا محمّد (صلّى اللّه عليه و آله) را براى دين خود، و توانا ساختن آن بزرگوار را بيارى اصحاب و همراهانش كه بآنها توانائى داده بود يادآورى مى‌نمايى؛ پس روزگار بر ما از تو امر شگفتى را پنهان داشته بود چون كه تو آغاز كرده‌اى كه ما را بخير و نيكوئى خداى تعالى كه در نزد ما است و بنعمت و بخششى كه بما در بارۀ پيغمبرمان داده آگاه سازى، در اين كار تو مانند كسى هستى كه خرما بسوى هجر بار كرد، يا مانند كسيكه آموزندۀ خود را به مسابقۀ🎯 در تير اندازى🏹مى‌خواند (ابن ميثم «رحمه اللّه» در اينجا فرموده: هجر نام شهرى است در بحرين كه در آنجا نخلستان🌴 بسيار و خرما فراوان است و اصل مَثل كناقل التّمر إلى هجر يعنى مانند كسيكه خرما بشهر هجر بار كرده آنست كه مردى از هجر، مالى بشهر بصره بُرد كه فروخته از آنچه بجاى آن مى‌خرد سود بدست آورد، در بصره چيزى كسادتر از خرما نيافت، خرما خريد و بشهر هجر بار كرد و آنها را در خانه نگاه‌داشته منتظر شد كه نرخ آن بالا رود، ولى پى در پى نرخ پائين آمد تا همۀ خرماها تباه گشته از بين رفت؛ پس اين مثل زده شد براى كسيكه چيزى را بسوى معدن و كان آن ببرد، و جملۀ كداعي مسدّده إلى النّضال يعنى مانند كسى هستى كه آموزندۀ خود را به مسابقۀ در تير اندازى🏹 بخواند، مثلى است براى كسيكه شخصى را بچيزى آگهى مى‌دهد كه آن شخص بآن چيز از او داناتر است) (۲) و گمان كردى كه بهترين مردم در فلان و فلان (ابو بكر و عمر) است؛ پس چيزى (آنان) را يادآورى نمودى (ستايش كردى) كه اگر درست باشد ترا از آن بهره‌اى نيست، و اگر نادرست باشد زيان و ننگى بتو ندارد، و چه كار است ترا با برتر و كهتر و با زبردست و زيردست، و چه كار است آزاد شدگان (ابو سفيان) و پسرانشان (معاويه) را با تشخيص بين كسانيكه در آغاز از مكّه به مدينه هجرت نمودند، و تعيين مرتبه‌ها و شناساندن طبقاتشان‌؟ (تو كه آزاد شده هستى و هنوز هم به حقيقت دين و ايمان نرسيده‌اى چه دانى فاضل و زبردست كيست و مفضول و زير دست كدام است) چه دور است (اين سخنان از تو)! آواز داد تيرى كه از تيرهاى قمار نبود، و آغاز كرد حكم كردن در بارۀ خلافت و امامت را كسيكه روا نيست مگر پيروى از آنكه شايستۀ خلافت است (جملۀ لقد حنّ‌ قدح ليس منها يعنى آواز داد تيرى كه از تيرهاى قمار نبود از آنجا مثل شد كه عرب تيرهاى قمار را زير بساطى مى‌نهاد و بر هم مى‌زد تا آواز دهد، و گاه بود كه از آواز دانسته مى‌شد كه تيرى در بين آنها بيگانه است)