و بدان نیز که منتهی می شود به موسی مبرقع نسب سید جلیل میر محمّد بدیع خادم رضوی رحمه اللّه چنانکه سید ضامن مدنی در ( تحفه ) گفته : محمّد بدیع بن ابی طالب بن ابی القاسم بن محمّد بن غیاث الدّین عزیز بن شمس الدّین محمّد بن محمود بن محمّد بن میرهادی حسن بن علی بن ابی الفتوح بن عیسی بن محمّد بن ابی محمّد بن جعفر بن ابی جعفر علی بن ابی علی محمّد بن ابی احمد موسی الابرش بن ابی علی محمّد الاعرج بن احمد بن موسی المبرقع سیدی بود صاحب مروّت و شهامت و رفعت و ریاست و عظمت و جلالت و جمّالمحاسن بود و با ما مودّت و صداقت داشت و من هدیه کردم به سوی او ( کتاب حقوق و مواریث ) تألیف عزالدّین عمر بن تاج الدّین محمّد فقیه حسینی و این محمّد بدیع والی امر بود در مشهد مقدس رضوی و بر او بود رجوع اعیان امجاد و زوار و قصاد و او بود مرجع اهل بلاد؛ پس منصب او را دادند به پسرش غیاث الدّین و او والی اوقاف حضرت امام رضا علیه السلام گردید به امر شاه عباس بن شاه صفی؛ پس مشغول گردید به نفس نفیس خود به تعمیر خرابیها و تمام کرد آنها را و احداث کرد عماراتی برای غلات و نحو آنها و پدرش ابوطالب سیدی بود جلیل القدر، وجیه ، رئیس جم المحاسن ، صاحب مروّت عالیه و خیرات جاریه ، مقصد و ملجاء مردم بود، خدمت داشت در حرم حضرت امام رضا علیه السلام از جانب شاه عباس بن شاه خدابنده. شاه عباس خواست دختر او را تزویج کند عذر آورد و تزویج کرد او را به پسر عمش میر حسن. آنگاه سید ضامن فرموده که میر حسن بن ولی اللّه بن هدایت اللّه بن مراد بن نعمت اللّه مشهور بود به میر حسن قاینی، دیدم او را به مشهد مقدس رضوی در ماه ذی الحجه سنه هزار و پنجاه و دو و او مردی بود عالم فاضل کامل مدرس محقّق مدقّق و پسر عمویش محمّد ابراهیم بن حسین بن نعمت اللّه بن هدایت اللّه سیدی بود جلیل القدر، عظیم الشأن ، رفیع المنزله ، عالم، کامل، شیخ الإسلام بود در قایین پس توجه فرمود به هند و مدتی در هند بود پس در سنه هزار و شصت و یک به مکه مشرفه رفت و در آنجا وفات کرد.
در ذکر حکیمه بنت حضرت جواد علیه السلام
بدان که حکیمه با کاف نه حلیمه با لام که در السنه عوام مشهور شده در میان دختران حضرت جواد علیه السلام به فضائل و مناقب ممتاز است و درک خدمت چهار امام نموده و حضرت هادی، مکرمه نرجس خاتون والده امام عصر علیه السلام را به او سپرد که معالم دین و احکام شرع را به او بیاموزد و به آداب الهیه او را تربیت کند و بعد از وفات حضرت امام حسن عسکری علیه السلام منصب سفارت داشت از جناب امام عصر صلوات اللّه علیه و عرایض مردم را به آن حضرت و توقیعات شریفه را که از آن ناحیه مقدسه صادر می شد به مردم می رساند و مفتخر شد به قابله گری حضرت صاحب الأمر علیه السلام و به رسیدگی به امور ولادت آن جناب چنانچه عمه این معظمه حکیمه خاتون دختر حضرت موسی بن جعفر علیها السلام مشرف شده به منصب قابله گری فرزند برادرش حضرت امام محمّد تقی علیه السلام چنانچه تصریح فرموده به آنچه گفتیم علامه بحرالعلوم طاب ثراه در کتاب رجال و این مخدّره اول کسی است که آن جناب را بوسید و در آغوش گرفت و به نزد پدر بزرگوارش برد و دوباره به نرجس خاتون برگردانید.
وبالجمله : این معظمه در میان سادات علویه و بنات هاشمیه از جهت فضائل و مناقب و عبادت و تقوی و علم ممتاز و به حمل اسرار امامت سرافراز بود و علما تصریح کرده اند به استحباب زیارت آن معظمه و قبر شریفش در سامراء در قبه عسکریین پایین پا ملاصق ضریح عسکریین علیهما السلام است ضریح علیحده دارد و در کتب مزار زیارت مخصوصی برای او ذکر نشده .
علامه مجلسی رحمه اللّه فرموده : نمی دانم به چه سبب علما متعرض نشدند از برای زیارت آن مخدره با آن مرتبه فضیلت و جلالت که از برای او است.
و علامه بحرالعلوم فرموده که ذکر نکردن زیارت آن معظمه با این جلالت چنانچه خال [ دایی ] مفضالم یعنی مجلسی فرموده عجیب است و عجیب تر از آن متعرض نشدن بیشتر مثل شیخ مفید در ( ارشاد ) و غیر او در کتب تواریخ و سیر و نسب آن مخدّره را در اولاد حضرت جواد علیه السلام بلکه حصر نمودن بعضی دختران آن جناب را در غیر آن.
مفید در ( ارشاد ) فرموده به جا ماند از حضرت جواد علیه السلام از فرزند علی علیه السلام که امام بود بعد از موسی و فاطمه و امامه ، و اولاد ذکوری نگذاشت غیر از آنچه نامیدیم . انتهی .
_____
»» فصل هفتم
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
#نهج_البلاغه | #حکمت ۴۶۵
🏷️ ارزش هاى والاى انصار
┄┅═✧ا﷽ا✧═┅┄
❁• وَ قَالَ عليهالسلام فِي مَدْحِ اَلْأَنْصَارِ هُمْ وَ اَللَّهِ رَبَّوُا اَلْإِسْلاَمَ كَمَا يُرَبَّى اَلْفِلْوُ مَعَ غَنَائِهِمْ بِأَيْدِيهِمُ اَلسِّبَاطِ وَ أَلْسِنَتِهِمُ اَلسِّلاَطِ
┅───────────────┅
☜ و درود خدا بر او، فرمود: (در ستايش انصار فرمود) به خدا سوگند! آنها اسلام را پروراندند، چونان مادرى كه فرزندش را بپروراند، با توانگرى، با دستهاى بخشنده، و زبانهاى برّنده و گويا
─┅•═༅𖣔✾✾𖣔༅═•┅─
♻️ ترجمه فیضالاسلام: امام عليه السّلام در ستايش انصار فرموده است: سوگند بخدا ايشان با توانگريشان #اسلام را تربيت و پرورش نمودند؛ چنانكه كرّۀ اسب از شير گرفته شده (يا يك ساله) تربيت ميشود (آنچه لازم بود دربارۀ اسلام بجا آوردند) به دستهاى با سخاوت و بخشنده و زبانهاى تيزشان (در فداء كارى براى اسلام از هيچ چيز خوددارى نكردند، و شكّ نيست كه خدا دين اسلام را كه در نهان بود بوسيلۀ ايشان آشكار ساخت و اگر آنها نبودند مهاجرين از جنگ با قريش و حمايت و نگاهدارى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ناتوان بودند).
🇯 🇴 🇮 🇳
📖 امام عليه السلام در اين گفتار فصيحانه مدح بليغى دربارۀ انصار (يارانى كه اهل مدينه بودند و به پيغمبر صلى الله عليه و آله پيوستند) بيان كرده، مىفرمايد: «به خدا سوگند آنها اسلام را همچون فرزندى در دامانشان پرورش دادند با دستهاى گشاده و پرسخاوت و زبانهاى گويا و فصيح، با اينكه نياز مادى به آن نداشتند»؛ (هُمْ وَ اللّٰهِ رَبَّوُا الإِسْلاَمَ كَمَا يُرَبَّى الْفِلْوُ، مَعَ غَنَائِهِمْ، بِأَيْدِيهِمُ السِّبَاطِ، وَ أَلْسِنَتِهِمُ السِّلاَطِ)
💡 «فِلْوْ» (بر وزن حلم) به معناى بچۀ اسب است.
← در بعضى از شروح نهجالبلاغه اين واژه را تفسير به مُهر كردهاند كه آن هم به معناى بچۀ اسب 🐎 است.
💡 «سِبَاطِ» (بر وزن صفات) جمع «سَبَط» (بر وزن سبد) به معناى شخص سخاوتمند است.
💡 «سِلاطِ» (بر وزن صفات) جمع «سليط» به معناى شخص فصيحى است كه منطق كوبندهاى دارد.
در اين گفتار حكيمانه، امام عليه السلام، هم اشاره به نقش انصار در پيشرفت اسلام كرده و هم دو صفت برجستۀ آنها را بيان نموده است.
در قسمت اول، كار آنها را تشبيه به پرورش فرزند مىكند و مىدانيم كه اسلام هنگامى كه #پيامبر_اكرم صلى الله عليه و آله از مكه به مدينه هجرت كرد در واقع همچون نهال يا كودكى بود كه هنوز پرورش نيافته بود. انصار و ياران مدينه بهسرعت به آن پيوستند و از آن حمايت كردند و در جنگهاى مختلف دفاع جانانه نمودند تا اسلام پرورش و گسترش يافت و اين نهال الهى به ثمر رسيد.
بهراستى اگر اسلام در مكه مىماند، بر حسب ظاهر نور آن خاموش مىگشت چراكه بتپرستان مكه تعصب عجيبى به بتهاى🗿 خود داشتند.
اضافه بر اين، سلطۀ آنها بر كعبه 🕋 و حرم مكه منافع مادى زيادى برايشان داشت و اسلام اين منافع را تهديد مىكرد.
به همين دليل با تمام قوا مقابل پيغمبر صلى الله عليه و آله ايستادند و حتى تصميم بر قتل آن حضرت گرفتند و اگر هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله به آن صورت پيچيده رخ نمىداد اى بسا به دست آنها به شهادت مىرسيد.
#نهج_البلاغه_بخوانیم
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────
#قرآن_کریم 226
💫 سوره مبارکه هود
[علی نبینا و آله و علیه السلام]
✨ آیات مبارکه 38 - 45
🎧 تلاوت 🎞 تصویری
🎙 تفسیر 📖 ترجمه
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
✨ ثوابِ تلاوت این صفحه هدیه به #حضرت_مسلم [سلام الله علیه]
✨ جهت سلامتی و تعجیل در فرج #امام_زمان (عجّل الله تعالی فرجه و علیهالسلام) و سلامتی و عزت و اقتدار نائب الامام امام خامنهای مدّظله العالی صلوات
═════❖•°🌸 °•❖════
✨ @Nafaahat
╰๛--- ‑ ‑ - -
┄═⊹❁❈【 ۲۲۶ 】 ❈❁⊹═┄
╔═════════
وَ يَصْنَعُ الْفُلْكَ وَ كُلَّمَا مَرَّ عَلَيْهِ مَلَأٌ مِنْ قَوْمِهِ سَخِرُوا مِنْهُ ۚ قَالَ إِنْ تَسْخَرُوا مِنَّا فَإِنَّا نَسْخَرُ مِنْكُمْ كَمَا تَسْخَرُونَ ﴿ ۳۸ ﴾
او به ساختن آن کشتی عظیم مشغول شد. هر بار که خواص بیدین جامعه از کنارش رد میشدند، مسخرهاش میکردند. نوح تهدیدشان کرد: «اگر ما را مسخره میکنید، ما هم مثل خودتان مسخرهتان میکنیم.
فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَنْ يَأْتِيهِ عَذَابٌ يُخْزِيهِ وَ يَحِلُّ عَلَيْهِ عَذَابٌ مُقِيمٌ ﴿ ۳۹ ﴾
بالاخره خواهید فهمید که عذاب خوارکنندۀ دنیا سراغ چه کسی میآید و عذاب دائمی آخرت یقۀ چه کسی را میگیرد!»
حَتَّىٰ إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَ فَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِيهَا مِنْ كُلٍّ زَوْجَيْنِ اثْنَيْنِ وَ أَهْلَكَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَيْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ آمَنَ ۚ وَ مَا آمَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِيلٌ ﴿ ۴۰ ﴾
گذشت تا... وقتی فرمانمان رسید و چشمههایی فراوان فوران کرد، به نوح گفتیم: «از هر نوع حیوانِ اهلی به اندازۀ نیازتان، سوار آن کشتی کن. اعضای خانوادهات را هم سوار کن، جز آنهایی که عذاب بر آنها حتمی شده است. مؤمنان را هم سوار کن.» البته با نوح، جز عدۀ کمی ایمان نیاوردند!
وَ قَالَ ارْكَبُوا فِيهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرَاهَا وَ مُرْسَاهَا ۚ إِنَّ رَبِّي لَغَفُورٌ رَحِيمٌ ﴿ ۴۱ ﴾
نوح ندا داد: «سوار آن کشتی شوید که حرکتکردن و پهلوگرفتنش با نام خداست و او مسافرانش را میآمرزد و نجاتشان میدهد؛ چون او آمرزندۀ مهربان است.»
وَ هِيَ تَجْرِي بِهِمْ فِي مَوْجٍ كَالْجِبَالِ وَ نَادَىٰ نُوحٌ ابْنَهُ وَ كَانَ فِي مَعْزِلٍ يَا بُنَيَّ ارْكَبْ مَعَنَا وَ لَا تَكُنْ مَعَ الْكَافِرِينَ ﴿ ۴۲ ﴾
کشتی مسافرانش را میان امواجی🌊 خروشان بهپیش میبُرد.
هنگام سوارشدن، نوح پسرش را که در کناری ایستاده بود، صدا زد: «پسرجان، بیا با ما سوار کشتی شو و با بیدینها نباش!»
قَالَ سَآوِي إِلَىٰ جَبَلٍ يَعْصِمُنِي مِنَ الْمَاءِ ۚ قَالَ لَا عَاصِمَ الْيَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَنْ رَحِمَ ۚ وَ حَالَ بَيْنَهُمَا الْمَوْجُ فَكَانَ مِنَ الْمُغْرَقِينَ ﴿ ۴۳ ﴾
پسرش گفت: «به بالای کوهی 🗻 پناه میبرم که از شرّ سیلاب حفظم کند!» نوح گفت: «امروز در برابر خروش خشم خدا، هیچ پشتوپناهی نیست؛ جز برای کسی که خدا به او رحم کند.» آب بهسرعت، بالا میآمد و هنوز گفتوگو بینشان تمام نشده، امواج 🌊 میانشان فاصله انداخت و پسر نوح هم به غرقشدهها پیوست.
وَ قِيلَ يَا أَرْضُ ابْلَعِي مَاءَكِ وَ يَا سَمَاءُ أَقْلِعِي وَ غِيضَ الْمَاءُ وَ قُضِيَ الْأَمْرُ وَ اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِيِّ ۖ وَ قِيلَ بُعْدًا لِلْقَوْمِ الظَّالِمِينَ ﴿ ۴۴ ﴾
بعد از هلاکت بیدینها، دستور رسید: «ای زمین، آبهایت را فرو ببر و ای آسمان، دیگر نبار.» سیلاب فرو نشست و دستور خدا به سرانجام رسید. کشتی در مکان مرتفعی بهآرامی پهلو گرفت و صدایی برخاست: «نفرین بر مردم بدکار!»
وَ نَادَىٰ نُوحٌ رَبَّهُ فَقَالَ رَبِّ إِنَّ ابْنِي مِنْ أَهْلِي وَ إِنَّ وَعْدَكَ الْحَقُّ وَ أَنْتَ أَحْكَمُ الْحَاكِمِينَ ﴿ ۴۵ ﴾
داخل کشتی، نوح خدا را صدا زد: «خدایا، پسرم که جزو افراد خوب خانوادهام بود و وعدۀ تو برای نجاتشان حتمی بود؛ بااینحال، قضاوت با توست که تو عادلتر از همۀ داورانی.»
══════❖•° 𑁍 °•❖══════
#قرار_روزانه | #تلاوت | #قرآن_کریم
🔗 مبـاحـث | فـقه و احـکام | تـلاوت |
🖱️ فـهرسـت سـور قـرآن کـریـم
╭══════════
✨ @Nafaahat
╰๛--- ‑ ‑ - -
مباحث
#لغات | #قرآن_کریم ❥༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀༅⊹━┅┄ 82 اِلْیاس: این شخص بزرگوار یکی از پیامبران خداست و از اینکه در
#لغات | #قرآن_کریم
❥༻⃘⃕࿇﷽༻⃘⃕❀༅⊹━┅┄
91 اُمّ: مادر، اصل و پایه هر چیزی که چیزهای دیگر به آن منضّم شود.
←«وَ اَوْحَیْنا اِلی اُمِّ مُوسی اَنْ اَرْضِعیهِ» (7 / قصص)، یعنی: ما به مادر موسی الهام کردیم که او را شیر ده.
┅───────────────┅
92 اُمَّهات مؤمنین: زنان حضرت رسول صلی الله علیه و آله اند.
←«اَلنَّبِیُّ اَوْلی بِالْمُؤْمِنینَ مِنْ اَنْفُسِهِمْ وَ اَزْواجُهُ اُمَّهاتُهُمْ» (6 / احزاب)، یعنی: پیامبر، به مؤمنان از خودشان برتر است و همسران وی مادر مؤمنان اند. در این آیه، همسران حضرت به مادران مؤمنان تشبیه شده اند و مراد چنان که شیعه و سنّی تصریح کرده اند، حرمت تزویج است مثل مادران حقیقی و نیز احترام منظور است.
ولی آنها به مؤمنین مَحْرَم نیستند، نگاه کردن به آنها جایز نیست، میان آنها و مؤمنین توارث نیست و دخترانشان بر مؤمنان حرام نیستند.
🔄 کلمه اُمَّهات (تکرار: 35).
┅───────────────┅
93 اُمَّة: جماعتی که وجه مشترک دارند، اُمّ در لغت به معنی قصد است.
← «آمِّینَ الْبَیْتَ الْحَرام» (2/مائده)، یعنی: قاصدان خانه خدا.
بنابراین، امّت به کسانی گفته می شود که قصد مشترک و نظر مشترک دارند.
راغب گوید: امّت هر جماعتی است که یک چیز مثل دین یا زبان و یا مکان آنها را جمع کند.
← مثلاً در آیه «کُلَّما دَخَلَتْ اُمَّةٌ لَعَنَتْ اُخْتَها» (38/اعراف)، یعنی: هر زمان گروهی وارد می شوند، گروه دیگر را لعن می کنند. منظور اشتراک در کفر و شرک است.
در آیه «اِنَّ اِبْراهیمَ کانَ اُمَّةً قانِتا لِلّهِ» (120/نحل)،
یعنی: ابراهیم (به تنهایی) یک امّت بود مطیع فرمان خدا.
گفته اند: او امّتی بود که فقط یک فرد داشت؛ زیرا که آن روز فقط او مُوَحِدّ بود.
راغب گوید: یعنی او در عبادت خدا در مقام یک جماعت بود.
🗣️ گویند: فلانی به تنهایی یک قبیله است.
🔄 (تکرار: 51)
┅───────────────┅
94 اُمَم: جمع اُمّت است
← آیه «وَ ما مِنْ دابَّةٍ فِی الاَْرْضِ وَ لا طائِرٍ یَطیرُ بِجَناحَیْهِ اِلاّ اُمَمٌ اَمْثالُکُمْ» (38 / انعام)، یعنی: هیچ جنبنده ای در زمین و هیچ پرنده ای که با دو بال خود پرواز می کند نیست مگر این که امت هایی همانند شما هستند. تصریح دارد به این که جنبندگان و طیور دارای تشکیلات و نظامات اند و در زندگی، اهداف مشترک و مقرّرات مخصوصی دارند.
🔄 (تکرار: 12).
┅───────────────┅
95 اُمّی: درس ناخوانده
در المیزان فرماید: امّی منسوب به ام (مادر) است؛ زیرا مهربانی مادر مانع از آن می شد که فرزندش را به دست معلّم بسپارد، فرزند فقط به تربیت مادر اکتفا می کرد.
← «وَ مِنْهُمْ اُمِّیُونَ لا یَعْلَمُونَ الْکِتابَ اِلاّ اَمانِیَّ» (78 / بقره)، یعنی: قسمتی از یهود بی سوادند، کتاب را جز دروغ هایی که علماء آنها می سازند، نمی دانند.
کلمه اُمّی در دو جا، صفت حضرت رسول صلی الله علیه و آله آمده.
← «اَلَّذینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الاُْمِیَّ … فَآمِنُوا بِاللّه وَ رَسُولِهِ النَّبِیِّ الاُْمِیّ» (157 158 / اعراف)، یعنی: آنها که از فرستاده (خدا) پیامبر «امّی» پیروی می کنند … پس ایمان بیاورید به خدا و فرستاده اش، آن پیامبر درس نخوانده.
اُمّی و درس ناخوانده بودن، یکی از دلائل نبوّت و من عنداللّه بودن آن حضرت است؛ زیرا که بعد از نبوّت عالی ترین احکام و علوم را آورد و دنیا را عوض کرد. و این کار از درس ناخوانده، محال است مگر آن که این موهبت از جانب خدا باشد، آیه «وَ ما کُنْتَ تَتْلُوا مِنْ قَبْلِه مِنْ کِتابٍ وَ لا تَخُطُّهُ بِیَمینِکَ إِذاً لاَرْتابَ الْمُبْطِلُونَ» (48/عنکبوت)، هم، معنی اُمّی را درباره آن حضرت روشن می کند و هم دلالت بر نبوّتش را، یعنی: تو پیش از نزول وحی کتابی نمی خواندی و با دست نمی نوشتی و اگر غیر آن بود، اهل باطل در کار تو شکّ می کردند و می گفتند در اثر خواندن و نوشتن، چنین چیزها را آورده است.
← «هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُْمِّییّنَ رَسُولاً مِنْهُمْ» (2/جمعه)، یعنی: او کسی است که در میان درس ناخوانده ها، پیغمبری از خودشان برانگیخت. مراد از اُمّییّن، اهل حجاز است. یهود ظاهرا غیر یهود را اُمّییّن می خواندند چنانکه قرآن از آنها نقل می کند. «لَیْسَ عَلَیْنا فِی الاُْمّییّنَ سَبیلٌ» (75/آل عمران). یعنی: در کتاب ما، غیر یهود را حرمتی نیست.
🔄 (تکرار: 6).
┅───────────────┅
96 اَمام: جلو. «بَلْ یُریدُ الاِْنْسانُ لِیَفْجُرَ اَمامَه» (5 / قیامت)، (انسان شک در معاد ندارد) بلکه او می خواهد (آزاد باشد و) مادام العمر گناه کند.
🔄 (تکرار: 1).
━━━━━━•••••••••••••••••
#قرار_روزانه
╭────๛- - - - - ┅╮
│📱 @Mabaheeth
╰───────────