eitaa logo
ذاکرین خمین🎤
1.6هزار دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
695 ویدیو
366 فایل
🕋بنام خدای بی نیاز🕋 پدرم گفت علی،عاشق مولا شده ام بین مردم همه جا والهُ شیدا شده ام مادرم داد به من درس محبت با شیر نوکرُ ریزه خور سفرهٔ زهرا شده ام 🎤👋بامابروزمداحی‌کن.👌🎤 https://eitaa.com/joinchat/3542745823C3e1ead0ed9
مشاهده در ایتا
دانلود
🌷صلی الله علیک یاباب الحوائج یا موسی بن جعفر🌷 چشم صبح صادق از نورش منور می‌شود جاری اشک شوق از چشمان مادر می‌شود می‌شکوفد غنچه‌ای در بوستان معرفت یک جهان از عطر لبخندش معطر می‌شود صبر و حلم و بردباری می‌شود شرمنده‌اش خستگی‌های جهان از لطف او در می‌شود هفتمین خورشید گردد آشکار و رفتنِ هفت شهر عشق با شوقش میسر می‌شود در چه زندان می‌شود این کهکشان نور که پیش پای او همه دیوارها، در می‌شود حاجت از باب‌الحوائج خواه، هر حاجت‌ روا با دعای حضرت موسی بن جعفر می‌شود http://eitaa.com/Maddahankhomein
جانم حسین(ع) آزاد شد آن جان که گرفتار حسین(ع) است درمان شده آن قلب که بیمارِ حسین(ع)است از آتش دوزخ نرسد هیچ گزندی بر ساحتِ آن سینه که سرشارِ حسین(ع) است سیراب شود عاقبت از جامِ شهادت آن‌کس که فقط تشنه‌ی دیدار حسین(ع)است بیند به همه زندگی‌اش یاریِ حق را آن‌کس که به دلدادگی‌اش یار حسین (ع)است تا عرش الهی برسد مرتبتِ او آن‌کس که ز جان خادم دربار حسین(ع) است از مُلک جهان هیچ به جز سود نبرده‌است آن‌کس که در این قصه خریدار حسین(ع) است گفتیم که ما عاشق اوییم ولیکن عاشق شدن ما همه هم کار حسین(ع)است کی فکر بهشتیم که بهتر ز بهشت است قلبی که حسینیه‌ی سیار حسین (ع)است @Maddahankhomein
به عشق نماز عاشقانه‌ی ظهر عاشورا بسته‌است با شوق نمازی سرخ‌قامت با سینه‌ای لبریز از شور و ارادت با سینه‌ای آماده‌ی بارانی از تیر با قلب مالامال عشقی بی‌نهایت خورشید قامت بسته اینک تا بتابد بر قلب‌های عاشقان نور هدایت بسته‌است قامت تا بگوید کربلایش شرحی و تفسیری ندارد جز عبادت دل دادن و سر دادن و جان دادن او دارد نشان از شور عشقی بی‌نهایت هرکس، که در راه اطاعت هست سرباز سر خم کند نزد خدای خود به طاعت یعنی که بشتابید هنگام نماز است هرکس که دارد در دلش حب ولایت یعنی که تفسیر سعادت در نماز است یک آن نباید ماند محروم از سعادت یعنی تب سرخ نمازی عاشقانه وا می‌کند بر عاشقان راه شهادت یعنی اگر حتی میان جبهه‌ی جنگ شور نماز ماست فریاد امامت یعنی اگر پیروز و مغلوب نبرد است چیزی ندارد جان محروم از عبادت مشتاق شور آن شهیدم که در این حال بر سینه‌اش رویید گل‌های اجابت https://eitaa.com/Maddahankhomein
اندوه جمعه ای دیگر... جمعه ای این هفته هم با حسرت دیدار رفت عمرمان با جمعه هایِ خسته از تکرار رفت باز هم امروزمان پژمرده شد دیروز شد بازهم امسال مان در حسرتش شد پار رفت آه از روزی که با کوهی مصیبت می رسد آه از روی که با حالی مصیب بار رفت کوله بار خالی اعمال مان بر روی دوش فرصت یک عمرمان در گفتن اذکار رفت در فراقش سوختیم و سوختیم و سوختیم روزهای عمر ما این سان در استمرار رفت شادمان هستند در ظلمت همه ضحاک ها بس که در هر سو سرِ منصورها بر دار رفت بر دل هر عاشقِ آزاده آتش می زند آنچه بر ما در فراقِ حضرت دلدار رفت https://eitaa.com/Maddahankhomein
اندوه جمعه ای دیگر... جمعه ای این هفته هم با حسرت دیدار رفت عمرمان با جمعه هایِ خسته از تکرار رفت باز هم امروزمان پژمرده شد دیروز شد بازهم امسال مان در حسرتش شد پار رفت آه از روزی که با کوهی مصیبت می رسد آه از روی که با حالی مصیب بار رفت کوله بار خالی اعمال مان بر روی دوش فرصت یک عمرمان در گفتن اذکار رفت در فراقش سوختیم و سوختیم و سوختیم روزهای عمر ما این سان در استمرار رفت شادمان هستند در ظلمت همه ضحاک ها بس که در هر سو سرِ منصورها بر دار رفت بر دل هر عاشقِ آزاده آتش می زند آنچه بر ما در فراقِ حضرت دلدار رفت https://eitaa.com/Maddahankhomein
صلی الله علیکِ یا رقیه ی بنت الحسین مباد دخترِ کوچک اسیرِ غم باشد مباد جان ودلش خسته از اِلَم باشد مباد اینکه بلورِ دلِ پر احساسش شکسته از سرِ غمهایِ دم به دم باشد مباد دخترِ کوچک که سخت بابایی ست جدا از او و گرفتار در ستم باشد مباد حُرمت او بشکنند خاصه که او ز خانواده یِ بسیار محترم باشد مباد آنکه نگاه حرامیان برسد به دختری که جگر گوشه یِ حرم باشد مباد آنکه به سیلی کنند مهمانش مباد آنکه به رخسار او وَرَم باشد مباد آنکه لگد برتنش....زبانم لال مباد قامتش از فرطِ درد خم باشد از آنکه تاب ندارد که رویِ پا باشد مباد دست به دیوار،هر قدم باشد مباد آنچه که گفتم به دختری برسد... علی الخصوص که دختر سه ساله هم باشد https://eitaa.com/Maddahankhomein
اندوه جمعه ای دیگر... جمعه ای این هفته هم با حسرت دیدار رفت عمرمان با جمعه هایِ خسته از تکرار رفت باز هم امروزمان پژمرده شد دیروز شد بازهم امسال مان در حسرتش شد پار رفت آه از روزی که با کوهی مصیبت می رسد آه از روی که با حالی مصیب بار رفت کوله بار خالی اعمال مان بر روی دوش فرصت یک عمرمان در گفتن اذکار رفت در فراقش سوختیم و سوختیم و سوختیم روزهای عمر ما این سان در استمرار رفت شادمان هستند در ظلمت همه ضحاک ها بس که در هر سو سرِ منصورها بر دار رفت بر دل هر عاشقِ آزاده آتش می زند آنچه بر ما در فراقِ حضرت دلدار رفت https://eitaa.com/Maddahankhomein
اندوه جمعه ای دیگر... جمعه ای این هفته هم با حسرت دیدار رفت عمرمان با جمعه هایِ خسته از تکرار رفت باز هم امروزمان پژمرده شد دیروز شد بازهم امسال مان در حسرتش شد پار رفت آه از روزی که با کوهی مصیبت می رسد آه از روی که با حالی مصیب بار رفت کوله بار خالی اعمال مان بر روی دوش فرصت یک عمرمان در گفتن اذکار رفت در فراقش سوختیم و سوختیم و سوختیم روزهای عمر ما این سان در استمرار رفت شادمان هستند در ظلمت همه ضحاک ها بس که در هر سو سرِ منصورها بر دار رفت بر دل هر عاشقِ آزاده آتش می زند آنچه بر ما در فراقِ حضرت دلدار رفت https://eitaa.com/Maddahankhomein
اربعین در اربعین داغت همیشه در دلِ تنگِ زمین است ایامِ عالم اربعین در اربعین است پایان نخواهد داشت این داغ جهان سوز حتی اگر گردد چهل قرن این چهل روز ما و جدایی از غمت؟! امکان ندارد تا هست عالم داغ تو پایان ندارد ما را جدایی از عزیز در سفر نیست پایان این غم آخرِ ماهِ صفر نیست کی لحظه ای از داغِ جانکاه تو دوریم؟ مانند زینب غصه داریم و صبوریم بعد تو یارِ غصه و همراهِ آهیم دلسوخته در روضه هایِ قتلگاهیم ما از خرابه خاطری آزرده داریم با یاد غمهای رقیه اشکباریم دلخون ز یاد دردهایِ کاخ شامیم سرشار خشم از دشمنان بدمرامیم دلهایمان در روضه ات آتشفشان است رویِ لب ما نیز ردِ خیزران است دلهای عالم بیت الاحزان است از غم هر ماه عالم هست همرنگ محرم حتی اگر با مرگ هم آغوش گردیم حاشا از این آتش دمی خاموش گردیم ما سینه چاکِ این غم جانسوز هستیم از باده ی این عشق بی اندازه مستیم ما زنده از لبیک هایِ یا حسینیم ما ملت اوییم ،آری،با حسینیم ناجی در این طوفان محنت زا حسین است حلال مشکلهای عالم یا حسین است حتی اگر در خانه ها حسرت نشینیم با قلب مان در جاده های اربعینیم با عشق تو آسوده دل از هر بلاییم در گرمیِ مرداد هم در کربلاییم با روضه های تو سر وسامان گرفتیم ما جسم بودیم و ز عشقت جان گرفتیم هستیم مشتاق فدا گشتن در این خط روی لبِ ما ذکر" ارزقنی شهادت" راهت برای عاشقانِ حق،مسیر است عشق تو از عزت جدایی ناپذیر است در مکتبِ مختار و کیسان عاشقانه هستیم فکر کشتنِ شمر زمانه با غیرتِ ما قصه ی مختارنامه تا کشتن شمر زمان دارد ادامه کی لحظه ای آسودگی در خاطر ماست تا در زمانه،کربلایِ غزه برپاست وقتی ز عالم محو اسراییل گردد آیینِ هیات هایِ ما تکمیل گردد سوگند بر حق بی هراس از این نبردیم گر تن به تن روزی شهیدالقدس گردیم ما را نباشد ذکر،جز نصرُ من الله سیدعلی تا هست پرچمدارِ این راه در مکتب حق بی نشان از بیم هستیم خاکی شبیه سیدابراهیم هستیم هستیم در این راه پرشور و مقاوم فرمانده ما مرد میدان،حاج قاسم داریم در دل غیرت سید حسن را داریم ما در سَر ،سَرِ بی سَر شدن را باجان و دل آماده ی پیکار هستیم بیگانه با بیمیم چون سنوار هستیم ما در مسیر عاشقی آماده هستیم در راه حق یک فوج حاجی زاده هستیم هستیم از این آستانِ عشق حامی تا جان به تن داریم مانندِ سلامی در سینه ی ما قابِ یادِ باقری هاست یادِ شهیدانِ خدا همواره با ماست در راه سرخ شیرمردانِ رشیدیم فکر تقاصِ خونِ یارانِ شهیدیم هستیم با جان عاشق خدمت به میهن سرباز حق هستیم نه سربازِ دشمن! با دشمنانِ مکتبِ حق ناظریفیم هر خصم تا دندان مسلح را حریفیم بیگانه ایم از سازش و تسلیم بودن از های و هوی دشمنان در بیم بودن داغ تو را تا جاودانه داغداریم روز ظهورِ نور را چشم انتظاریم اوکه حضورش فصل آغاز بهار است وقتِ خروشِ تازه ای از ذوالفقار است ما لشکر آزادگان بی شکستیم چشم انتظار مهدیِ موعود هستیم https://eitaa.com/Maddahankhomein
اندوه جمعه ای دیگر... جمعه ای این هفته هم با حسرت دیدار رفت عمرمان با جمعه هایِ خسته از تکرار رفت باز هم امروزمان پژمرده شد دیروز شد بازهم امسال مان در حسرتش شد پار رفت آه از روزی که با کوهی مصیبت می رسد آه از روی که با حالی مصیب بار رفت کوله بار خالی اعمال مان بر روی دوش فرصت یک عمرمان در گفتن اذکار رفت در فراقش سوختیم و سوختیم و سوختیم روزهای عمر ما این سان در استمرار رفت شادمان هستند در ظلمت همه ضحاک ها بس که در هر سو سرِ منصورها بر دار رفت بر دل هر عاشقِ آزاده آتش می زند آنچه بر ما در فراقِ حضرت دلدار رفت https://eitaa.com/Maddahankhomein
صلی‌الله علیک یا علی‌بن‌موسی‌الرضا‌المرتضی یاد تو باران است و در جان می‌نشیند یادِ تو در جان مثل باران می‌نشیند پر می‌کشد سویت دلِ بابا بزرگم تا رو به مشهد تویِ ایوان می‌نشیند می‌جوشد اشک از دیده‌ی مادر بزرگم رویِ لبش ذکر رضاجان می‌نشیند از بردنِ نام تو یک عمرست بر درد آرامشی از جنسِ درمان می‌نشیند پر می‌کشد مرغ دل ما از بیابان کنج حرم در باغِ رضوان می‌نشیند روزی تو را کشتند تا یادت نباشد چیزی که در دل‌ها به هر آن می‌نشیند پیدا تویی، با فتنه‌هایِ شب‌پرستان کِی گرد بر خورشیدِ تابان می‌نشیند؟ ساعت دوباره هشت شد، دل باز هم، در پروازِ وردنجان_خراسان می‌نشیند @Maddahankhomein
اندوه جمعه ای دیگر... جمعه ای این هفته هم با حسرت دیدار رفت عمرمان با جمعه هایِ خسته از تکرار رفت باز هم امروزمان پژمرده شد دیروز شد بازهم امسال مان در حسرتش شد پار رفت آه از روزی که با کوهی مصیبت می رسد آه از روی که با حالی مصیب بار رفت کوله بار خالی اعمال مان بر روی دوش فرصت یک عمرمان در گفتن اذکار رفت در فراقش سوختیم و سوختیم و سوختیم روزهای عمر ما این سان در استمرار رفت شادمان هستند در ظلمت همه ضحاک ها بس که در هر سو سرِ منصورها بر دار رفت بر دل هر عاشقِ آزاده آتش می زند آنچه بر ما در فراقِ حضرت دلدار رفت https://eitaa.com/Maddahankhomein