#روضه_را_تعطیل_نکنیم
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
درپیش چشم خواهرت درهم شدی تو
با زخمهای پیکرت درهم شدی تو
وقتی که گیر افتاد بین تیر و نیزه
افتاد تا بال و پرت درهم شدی تو
خیلی دلت میخواست باشی درکنارم
با حسرت چشم تر ت درهم شدی تو
در قحطیِ آب اصغرت را دادی از دست
پیش نگاه مادر ت درهم شدی تو
آرامش اهل حرم رفتی توازدست
با آهِ سرد آخر ت درهم شدی تو
شمروسنان وخولی اینجا شیرگشتند
بانیزه ها وخنجرت درهم شدی تو
تو که تمام عمر اشکم را ندیدی
اصلا نمیشد باورت درهم شدی تو
از خیمهگه تا قتلگه خیلی دویدم
وقتی رسیدم در بر ت درهم شدی تو
زینب پس از تو پیش چشمان ونگاهت
بوسدبرادرحنجر ت درهم شدی تو
جسم شریفت را به تیرِ کینه بستند
با حالت چون مضطر ت درهم شدی تو
دیدم سرت رابین گودالی بریدند
با آه آهِ خواهر ت درهم شدی تو
✅ #آرمین_غلامی
#مجنون_ڪرمانشاهی
@Maddahankhomein
#روضه_را_تعطیل_نکنیم
#حسین_جان😭
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
#روضه_باز_و_مکشوف
به سراشیبی گودال تو، خواهر آمد
ازحرم ناله زنان سوی برادر آمد
چه کندعمه سادات،جدایی سخت است
این همه راه بیاید،تو نیایی سخت است
یوسفم بودی و از آمدنت بی خبرم
ساعتی هست که از پیرهنت بی خبرم
آمدم برسره گودال، تودیدم رفتم
با تن خسته و این قد خمیدم رفتم
پی غارت همه جا دور و برت ریخته اند
شمروخولی وسنان، روی سرت ریخته اند
چقدر مردم این شهر به توبدکردند
شمروخولی وسنان،راه مرا سدکردند
ای برادربخدا مردم این شهربدند
تونبودی ومرا،ضربه ی شلاق زدند
پیش چشم توبر روی سرم سنگ زدند
به خداوند روی بال و پرم سنگ زدند
چادرم رامکشید،چونکه برا مردم
معجرم روی سرم بود،که سیلی خوردم
وای من شام کجا زینب بی یار كجا؟
وای من بام کجا کوچه و بازار کجا؟
گرمرا زجردهند بازحسین مال توام
تو روی نیزه ای و،وای به دنبال توام
گر زمانی به سوی کوفه ی ویران رفتم
بی تو ای نیزه نشین میان زندان رفتم
یاد دارم که حسین بس کس و عطشان شده ای
درسراشیبی گودال تو عریان شده ای
درسراشیبی گودال ،سرت گشت جدا
زیرخنجرمیزنی، یوسف زینب ، دست وپا
ناسزا بود حسین جان که بارت شده است
در کنارت پسری بودکه غارت شده است
او کجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟
او کجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟
وسط شام سری بر سر نی جا می کرد
خواهرت گریه کنان برتو تماشا می کرد
✅ #آرمین_غلامی #مجنون_ڪرمانشاهی
@Maddahankhomein
#روضه_را_تعطیل_نکنیم
#حسین_جان😭
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
#روضه_باز_و_مکشوف
بین گودال تنش بود که ذبحش کردند
زیرچکمه بدنش بودکه ذبحش کردند
ساربان درپی انگشتری،انگشت برید
گندم ری ثمنش بود که ذبحش کردند
هرکسی آمده چیزی ببرداما شمر
درپی پیرهنش بود که ذبحش کردند
زنده زنده زتنش شمر،سرت کردجدا
غرق خون کل تنش بود که ذبحش کردند
وای از واعطشا گفتن،او درگودال
ناله ی دلشکنش بود که ذبحش کردند
بین گودال به لب ذکر مناجاتش بود
نیمه کاره سخنش بود که ذبحش کردند
برسره سینه ی او شمربه خنجرآمد
قطعه قطعه بدنش بود که ذبحش کردند
مادرت فاطمه آمد و لی باقده خم
اولین سینه زنش بود که ذبحش کردند
روی خاک است غریبانه تن سلطانی
بوریایی کفنش بود که ذبحش کردند
✅ #آرمین_غلامی
#مجنون_ڪرمانشاهی
@Maddahankhomein
بسم الله الرحمن الرحیم
#روضه_را_تعطیل_نکنیم
#حسین_جان😭
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
#روضه_باز_و_مکشوف😔
ای دست وپا بریده دگر، دست و پا مزن
اینگونه دست وپا وسط قتلگا مزن
دیدم که نیزه ای به گلویت فرونشست
درزیرچکمه، مادر خود را صدا مزن
درزیرخنجری وشدی پاره پاره تن
آتش به جان این جگر مبتلا مزن
بر روی سینه ی تونشسته شمروسنان
مردم زناله، نالهی واغربتا مزن
از شانهی شکسته کمی هم کمک بگیر
بر روی خواهش من دلخسته، پا مزن
زینب کنارخیمه آتش گرفتهاست
ملعون بیاحسین مرا بی هوا مزن
قدری بنوش جرعهی خون ازگلوی خود
سیراب گشته ای ازخون،نوا مزن
جسم تواز شرارهی غم آب گشته است
باناله ات شرر به دل مبتلا مزن
دیدم که شمربرده به غارت عبای تو
حرف از عبای رفته به غارت شه ها مزن
✅ #آرمین_غلامی
#مجنون_ڪرمانشاهی
https://eitaa.com/Maddahankhomein
بسم الله الرحمن الرحیم
#روضه_را_تعطیل_نکنیم
#حسین_جان😭
#مناجات_امام_حسین_ع
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
به سراشیبی گودال تو، خواهر آمد
ازحرم ناله زنان سوی برادر آمد
چه کندعمه سادات، جدایی سخت است
این همه راه بیاید، تو نیایی سخت است
یوسفم بودی و از آمدنت بی خبرم
ساعتی هست که از پیرهنت بی خبرم
آمدم برسره گودال، تودیدم رفتم
با تن خسته و این قد خمیدم رفتم
پی غارت همه جا دور و برت ریخته اند
شمروخولی وسنان، روی سرت ریخته اند
چقدر مردم این شهر به توبدکردند
شمروخولی وسنان،راه مرا سدکردند
ای برادربخدا مردم این شهربدند
تونبودی ومرا،ضربه ی شلاق زدند
پیش چشم توبر روی سرم سنگ زدند
به خداوند روی بال و پرم سنگ زدند
چادرم رامکشید،چونکه برا مردم
معجرم روی سرم بود،که سیلی خوردم
وای من شام کجا زینب بی یار كجا؟
وای من بام کجا کوچه و بازار کجا؟
گرمرا زجردهند بازحسین مال توام
تو روی نیزه ای و،وای به دنبال توام
گر زمانی به سوی کوفه ی ویران رفتم
بی تو ای نیزه نشین میان زندان رفتم
یاد دارم که حسین بس کس و عطشان شده ای
درسراشیبی گودال تو عریان شده ای
درسراشیبی گودال ،سرت گشت جدا
زیرخنجرمیزنی، یوسف زینب، دست وپا
ناسزا بود حسین جان که بارت شده است
در کنارت پسری بود که غارت شده است
او کجا نیزه کجا گودی گودال کجا؟
او کجا نعل کجا پیکر پامال کجا؟
وسط شام سری بر سر نی جا میکرد
خواهرت گریهکنان برتو تماشا میکرد
✅ #آرمین_غلامی
#مجنون_ڪرمانشاهی
https://eitaa.com/Maddahankhomein
بسم الله الرحمن الرحیم
#حسین_جان😭
#روضه_را_تعطیل_نکنیم
#شب_جمعه_شب_زیارتی_ارباب
ای دست وپا بریده دگر، دست و پا مزن
اینگونه دست وپا وسط قتلگا مزن
دیدم که نیزه ای به گلویت فرونشست
درزیرچکمه، مادر خود را صدا مزن
درزیرخنجری وشدی پاره پاره تن
آتش به جان این جگر مبتلا مزن
بر روی سینه ی تونشسته شمروسنان
مردم زناله، نالهی واغربتا مزن
از شانهی شکسته کمی هم کمک بگیر
بر روی خواهش من دلخسته، پا مزن
زینب کنارخیمه آتش گرفتهاست
ملعون بیاحسین مرا بی هوا مزن
قدری بنوش جرعهی خون ازگلوی خود
سیراب گشته ای ازخون،نوا مزن
جسم تواز شرارهی غم آب گشته است
باناله ات شرر به دل مبتلا مزن
دیدم که شمربرده به غارت عبای تو
حرف از عبای رفته به غارت شه ها مزن
✅ #آرمین_غلامی
#مجنون_ڪرمانشاهی
https://eitaa.com/Maddahankhomein