قصیدهی شش ماهه
نذر گلوی کوچک حضرت علی اصغر(ع)
دیده ام با چرخش خون خدا شش ماهه را
روی دست حضرت روحی فدا شش ماهه را
دیده ام ظهر عطش باهای های جبرییل
دست در شرح شهید کاف وها شش ماهه را
دیده ام گهواره جنبان در غروب کربلا
با طنین البلاء للولا شش ماهه را
دیده ام مهر شهادت نامه اش برحنجره
دیده ام لای زیارت نامه ها شش ماهه را
دیده ام در شاهراه کهکشانش درخروش
بعد زان در جاده ای شیری رها شش ماهه را
بشنوید از نعره ی یالیتنا کنا معک
بشنوید از نعره ی یالیتنا شش ماهه را
"بلبلی برگ گلی خوش رنگ.."، حافظ دیده بود
نینوایی تر درآن برگ ونوا شش ماهه را
"سرنی در نینوا می ماند اگراصغرنبود"
بنگر آن جا کربلا در کربلا شش ماهه را
با چکاچاک کبود تیغ ها می بینمش
برمدار ذوالفقار مرتضی شش ماهه را
در هوای آب می چرخد به سوی علقمه
تابچرخاند در آن آب و هوا شش ماهه را
نقش هامی گیرد از گل دورزی گهواره اش
می کشد نقاش هفتاد ودوتا شش ماهه را
روی دست هاجر، اسماعیل، گرم هروله
تا برانگیزد در آن سعی و صفا شش ماهه را
این صدای کیست می پیچد رجزهایش به کوه
می رسد از کوه، پژواک صدا شش ماهه را
با چهل بند مصیبت نامه می بیند رباب
تا چهل منزل به آهنگ درا شش ماهه را
مادرم می گفت تاشام غریبان بگذرد
پیش رو بگذار در شام عزا شش ماهه را
عارفان فانی فی الله روایت کرده اند
نیست غیرازچشم ترشرط فنا شش ماهه را
کاش می شد کرد پنهان ازدوچشم مادرش
کاش دستی نعش این جان پاره یا شش ماهه را
خواب دیدم برسرخورشید،ضرب خیزران
خواب دیدم خیره برطشت طلا شش ماهه را
مادرم می گفت چون بالحوایج اصغراست
دست مابنداست درروزجزا شش ماهه را
آخراسباب شفاعت چیست غیرازحنجر
درقنوتی تشنه گفتم ربنا... شش ماهه را
کیست آیا جزخدای عشق،خونخواه حسین ع
چیست جزخون دوعالم خونبها شش ماهه را
کارعالم می شود باگردش چشمش درست
دیده ام درپیش چون دست دعاشش ماهه را
حضرت سقا برو اما بیاور رود را
گفت اما گوشه ی چشمش بیا شش ماهه را
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
https://eitaa.com/Maddahankhomein
• قصیده ماه •
تقدیم به ماه بنی هاشم
تیغ درکف دیده ای وقت شبیخون ماه را؟
نیمه شب ناگاه باحال دگرگون ماه را؟
تیغ درکف دیدمش بعدازخسوفی خون فشان
تابرآید گرد سرخ ازبام گردون ماه را
گردباد ازخون سهراب وسیاوش ها گذشت
کاش باآهی بچرخاند کتایون ماه را
ازکدام ابرو کمان زخمی به او آخررسید
یاکدام افسانه آیا کرده افسون ماه را
گرگ ها درجستجوی یوسفند اما به چاه
دشنه آورده است وشمعی تیره شمعون ماه را
کاش می دیدند درمیقات هم موساییان
ازگریبان روی دست آورده هارون ماه را
شاعران گفتند دروصفش مضامین غریب
تازه ازشام غریبان است مضمون ماه را
فایز آمد باطنین سنج ودف غرق غبار
تا به دریا بنگرد باآه مفتون ماه را
بنگرید اوراچهل منزل قیامت روی نی
بشنوید ازخیزران باضرب درخون ماه را
بنگرید او را میان شیهه ی اسبان کبود
هم لگدکوب هزاران نعل وارون ماه را
دیده ای هنگامه ی شق القمر رابرفرات
دیده ای"زخم ازستاره برتن افزون"ماه را؟
دیده ای سی پاره ی خورشید رادرقتلگاه
دیده ای چون سوره ای برنیزه گلگون ماه را
دیده ای پیچیده طومار امان نامه به خشم
با تمام شعله سوی شمر ملعون ماه را
بامصیبت نامه ی لیلا تماشا کرده ای
چکه چکه برصفوف بیدمجنون ماه را
دیده ای خورشید رابی وقفه دستی برکمر
دیده بی دست وعلم برعلقمه چون ماه را...
برزمین بنگر قران ماه وخورشید آن طرف
آفتاب آمد به بالین گویی اکنون ماه را
بشکند کوه ازکمر هیهات وقتی بنگرد
غرق درخون باعمود دشمن دون ماه را
بنگرید ازنیزه ها هفتاد ودو شمس الشرف
بی نگین هفتاد ودو یاقوت مکنون ماه را
باد را درخیمه گاهی جرات هو هو نبود
باد هم می دید چون ازخیمه بیرون ماه را
چشم زخمی می رسد برآفتاب وبعدازآن
صیحه ی شط فرات ازرود سیحون ماه را
دیده ام درابرهای صبح اروندش مدام
چشم برمشک وعلم درشام کارون ماه را
برمی آشوبد مگر هفتاد ودو زلف رها
برمی آشوبد مگرگرگی به هامون ماه را
باده می نوشد به یمن فتح برآل نبی
می زند باخیزران این ابن میمون ماه را
جام می برکف به رسم کینه خواهی می زند
خیزران برلب به نام شرع وقانون ماه را
امشب این بانگ حجازی دربقیع آورده است
درخسوف اززخمه هایی ناهمایون ماه را
می تراود نغمه ی "یاصاحب السجن" ازلبش
دیده ای درخانه ی زنجیر،مسجون ماه را؟
لشکری ازروشنان بابیرق عباسی اند
می رسد هرچند تیر ازکاخ صهیون ماه را
پشت سر"ابن طفیلان"،باشرار فتنه اند
کی بیالاید عدو بادود افیون ماه را
آی اسراییلیان!درشامگاهی قیرگون
بنگرید ازگور،محو گنج قارون ماه را
بیرق سرخ ابوالفضلی ست لبنان راببین
درعبور ازتپه های سبززیتون ماه را
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
https://eitaa.com/Maddahankhomein
🌻 آفتابگردانها 🌻
تقدیم به پیشگاه آخرین موعود
کجای وسعتی از آفتاب گردانها
نشستهای به تماشای ما پریشانها؟!
کجای این شب مهتاب میزنی لبخند
به روی مزرعه ی آفتاب گردانها
شهید باغ اشارات چشمهای تواند
که ماندهاند در اوصافشان غزل خوانها
تمام جاده چراغانی نفسهایت
نشسته اند به پا بوسي ات خيابانها
زمین قلمرو گلهای آفتابی توست
زمان پر از هیجان شکوفه بارانها
دوباره دست تکان میدهی از آن سو ها
دوباره شور شگفتی است در نیستانها
کنار تپه ي نرگس مسافری میخواند
خوشا هواي تو وجشن گل به دامانها
درا که تفرقه تعطیل کرده عاطفه را
پرندگان پراکندهاند انسانها!
بهار مي رسد از راه تازه مثل ظهور
خوش است فرصت گل چيدن از فراوان ها
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
http://eitaa.com/Maddahankhomein
•حس شعر قیصر•
سالروز درگذشت مرحوم قیصر امینپور
(هشتم آبانماه)
سنگ فرش کوچه ها ، با تو جور دیگر است
بی تو در تمام شهر ، قحطی کبوتر است
با تو راه می روم ، شعر غنچه می زند
در دلم غزل غزل ، حس شعر قیصر است
حرف می زنی فقط ، از گل و پرنده ها
می سرایی از غروب ، پلک آسمان تر است
با تو راه می روم ، شهر تازه می شود
این نفس نفس تویی ، یا گلاب قمصر است؟
گفتی این طرف چقدر ، کوچه ها صمیمی اند
گفتم از تمامشان ، کوچه ی شما سر است!
می شناسمش هنوز ، کوچه ی قدیمی ات
با دوچرخه ای که نیست ، سخت گریه آور است
کوچه در خودش شکست، دست بر دلم گذاشت
آه روی دست او ، جای پای مادر است!
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
https://eitaa.com/Maddahankhomein
• کشتیِ موعود •
به پیشگاه حضرت موعود عج الله
گفتند از اين کوه مهآلود میآيد
از قله سرازير شده، زود میآيد
ميبينم از اين صخره پلنگان چه خموشند
از کوه مگر نغمة داوود ميآيد
گفتند زمين! پلک بزن، دست بيفشان
فانوس بگير، آينه فرمود ميآيد
گفتند به خونخواهي گلهاي شهيدي
با حنجرهاي زخم نمکسود ميآيد
بيتابي تو جزء علامات ظهور است
دريا! مگر آن کشتي موعود ميآيد؟
قد راست کن اي تپة زيتون! به تماشا
او با غم تو هيچ نياسود ميآيد
در معرکه خونينکفناني که شکفتند
گفتند به ما لحظة بدرود، ميآيد
اين زمزمهی کيست؟ سواري که پياپي
دلواپس ما گمشدگان بود میآید
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
https://eitaa.com/joinchat/3542745823C3e1ead0ed9
| مُنادی |
نذر غربت امام هادی(ع)
این غزل را از کجا با من مُنادی می نویسد؟
درگذار بادهای بامدادی می نویسد
جذبه ی ماه رجب برده است اورا باز اما؛
ازورق گردانی ماه جمادی می نویسد
گوش برنقاره ها درحضرت شاه خراسان
نامه بارسم الخطی باب الجوادی می نویسد
تاسوادسامرایم می برد چون ابرشبگیر
حرز بازو رابه خطی اجتهادی می نویسد
چشم می دوزد به رفت وآمد دارالخلافه
لعنت الله علی کل الاعادی می نویسد
مسجدآدینه است وابن ملجم های بسیار
شرحی از نامردمی ونامرادی می نویسد
غرق غربت هندسی های کدامین گنبداست این؟
باتمام گریه اینجا نام هادی می نویسد
باخودش می گوید ای دل سامرا بغض مدینه است
مصرع ازاین دست راغیر ارادی می نویسد
می نشیند دست بردیوار سرداب مقدس
باتمام انتظار"این فوادی"می نویسد
ازسفربرگشتم امادردلم حس غریبی است
این غزل راهمنفس بامن منادی می نویسد
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
https://eitaa.com/Maddahankhomein
⬛ به استقبالِ نصرالله ⬛
برای مجاهد کبیر، پرچمدار مقاومت، سید حسن نصرالله
از آن بالا میانِ لشکری خونخواه میآید
به استقبالِ نصرالله، ثارالله میآید
کنارِ علقمه با گریه بنشینید ای مردُم
که فردا حضرتِ عباسی از این راه میآید
سواری تشنه، دست افشان، کنار رود میافتد
سواری تشنه با مشک و عَلَم ناگاه میآید
دلم قربانی زخم قدمهای شهیدی باد
که با پای خودش هر دم به قربانگاه میآید
کجای این مصیبتنامهام یارب که از هر سو
هزاران دشنه امشب بر گلوی ماه میآید
ببین گُلدوزیِ سرخِ شهادت را که غیر از آن
تمامِ جامهها بر قامتش کوتاه میآید
به دیوارِ تلاویو است با تیغ ستمسوزش
که کوهِ آهن آن جا پیشِ چشمش کاه میآید
به زیتون ها قسم فتح الفتوحی تازه در راه است
که از هفت آسمان آواز نصرالله میآید
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
۱۴۰۳/۷/۷
https://eitaa.com/Maddahankhomein
نذر امام جعفر صادق (ع)
در مسجد النبی چه مؤدّب نشستهاند
از خلسهی صبوح، لبالب نشستهاند
قوم قلم به دست که در پیشِ منبرند
محوِ نگاهِ شارحِ مذهب نشسته اند
با ورد صبحگاه امامند همنفَس
گاهی شهید جذبهی یارب نشسته اند
مثل ابو بصیر فراوان که در سکوت
با درس صبح آمده تا شب نشسته اند
با دفتر و دوات، شیوخ مذاهبند
خود معترف به جهل مرکب نشسته اند
پیران فقه و فلسفه احساس می کنند
ابجد نخوانده باز به مکتب نشسته اند
آن قوم بی ستاره در آن سو منجمند
بی اعتنا به اختر و کوکب نشسته اند
سر گشتگان جبری و دهری به اختیار
مسحور بحث و وسعت مشرب نشسته اند
پهناورست گستره ی خطبه های او
آنجا چه بی شمار مخاطب نشسته اند
یاللعجب از آن همه دشنام گاه گاه
در ماهتاب یکسره با تب نشسته اند
بر منبرست او که شکوهش زبانزدست
شمس الضحی ست صادق آل محمد است
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
https://eitaa.com/Maddahankhomein
•🖤این صدای کیست؟ 🖤•
این صدای کیست میخوانَد لهوف از قتلگاه
خون میافتد بر تمامیِ حروف از قتلگاه
ابن طاووس است آن سو تر می آشوبد مرا
روضه خوان تشنه می بیند کسوف از قتلگاه
جاده امشب از شمیم لاله عباسی پر است
می وزد شور علمداری رئوف از قتلگاه
نیزه ها ابن زیادند و سنان ها حرمله
دشنه پی در پی می آید در صفوف از قتلگاه
هیزم آوردند رقص شعله ها بر نیزه هاست
ریخت دستی طرح صحرایی مخوف از قتلگاه
"کاف، ها،..." این سوره ی بر نیزه، یحیای نبی ست!
گل می اندازد تمام این حروف از قتلگاه
ساعتی بعد آن طرف تر راهبی با اضطراب
پشت هم می خواند آیات خسوف از قتلگاه
این قوافی کرده زنجیرم کمک کن ابر بغض
تا بخوانم روضه ای تنگ غروب از قتلگاه
خونی است اوراق مقتل بر گلویم آتش است
می وزد مصرع به مصرع سنگ و چوب از قتلگاه
خط شان کوفی ست مهر نامه شان شام خراب
شرمشان باد از عبور پایکوب از قتلگاه
این نزول سوره ی کهف است بی سر دیدنی ست
جشن گرگان را می آشوبد چه خوب از قتلگاه!
می گذاری حس کنم ترکیب بند گریه را
تا که دارم یک سر مویی وقوف از قتلگاه
می نشینم در مدار خیمه های سوخته
با دو تکه ابر میخوانم لهوف از قتلگاه
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
https://eitaa.com/Maddahankhomein
قصیدهی شش ماهه
نذر گلوی کوچک حضرت علی اصغر(ع)
دیده ام با چرخش خون خدا شش ماهه را
روی دست حضرت روحی فدا شش ماهه را
دیده ام ظهر عطش باهای های جبرییل
دست در شرح شهید کاف وها شش ماهه را
دیده ام گهواره جنبان در غروب کربلا
با طنین البلاء للولا شش ماهه را
دیده ام مهر شهادت نامه اش برحنجره
دیده ام لای زیارت نامه ها شش ماهه را
دیده ام در شاهراه کهکشانش درخروش
بعد زان در جاده ای شیری رها شش ماهه را
بشنوید از نعره ی یالیتنا کنا معک
بشنوید از نعره ی یالیتنا شش ماهه را
"بلبلی برگ گلی خوش رنگ.."، حافظ دیده بود
نینوایی تر درآن برگ ونوا شش ماهه را
"سرنی در نینوا می ماند اگراصغرنبود"
بنگر آن جا کربلا در کربلا شش ماهه را
با چکاچاک کبود تیغ ها می بینمش
برمدار ذوالفقار مرتضی شش ماهه را
در هوای آب می چرخد به سوی علقمه
تابچرخاند در آن آب و هوا شش ماهه را
نقش هامی گیرد از گل دورزی گهواره اش
می کشد نقاش هفتاد ودوتا شش ماهه را
روی دست هاجر، اسماعیل، گرم هروله
تا برانگیزد در آن سعی و صفا شش ماهه را
این صدای کیست می پیچد رجزهایش به کوه
می رسد از کوه، پژواک صدا شش ماهه را
با چهل بند مصیبت نامه می بیند رباب
تا چهل منزل به آهنگ درا شش ماهه را
مادرم می گفت تاشام غریبان بگذرد
پیش رو بگذار در شام عزا شش ماهه را
عارفان فانی فی الله روایت کرده اند
نیست غیرازچشم ترشرط فنا شش ماهه را
کاش می شد کرد پنهان ازدوچشم مادرش
کاش دستی نعش این جان پاره یا شش ماهه را
خواب دیدم برسرخورشید،ضرب خیزران
خواب دیدم خیره برطشت طلا شش ماهه را
مادرم می گفت چون بالحوایج اصغراست
دست مابنداست درروزجزا شش ماهه را
آخراسباب شفاعت چیست غیرازحنجر
درقنوتی تشنه گفتم ربنا... شش ماهه را
کیست آیا جزخدای عشق،خونخواه حسین ع
چیست جزخون دوعالم خونبها شش ماهه را
کارعالم می شود باگردش چشمش درست
دیده ام درپیش چون دست دعاشش ماهه را
حضرت سقا برو اما بیاور رود را
گفت اما گوشه ی چشمش بیا شش ماهه را
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
https://eitaa.com/Maddahankhomein
• قصیده ماه •
تقدیم به ماه بنی هاشم
تیغ درکف دیده ای وقت شبیخون ماه را؟
نیمه شب ناگاه باحال دگرگون ماه را؟
تیغ درکف دیدمش بعدازخسوفی خون فشان
تابرآید گرد سرخ ازبام گردون ماه را
گردباد ازخون سهراب وسیاوش ها گذشت
کاش باآهی بچرخاند کتایون ماه را
ازکدام ابرو کمان زخمی به او آخررسید
یاکدام افسانه آیا کرده افسون ماه را
گرگ ها درجستجوی یوسفند اما به چاه
دشنه آورده است وشمعی تیره شمعون ماه را
کاش می دیدند درمیقات هم موساییان
ازگریبان روی دست آورده هارون ماه را
شاعران گفتند دروصفش مضامین غریب
تازه ازشام غریبان است مضمون ماه را
فایز آمد باطنین سنج ودف غرق غبار
تا به دریا بنگرد باآه مفتون ماه را
بنگرید اوراچهل منزل قیامت روی نی
بشنوید ازخیزران باضرب درخون ماه را
بنگرید او را میان شیهه ی اسبان کبود
هم لگدکوب هزاران نعل وارون ماه را
دیده ای هنگامه ی شق القمر رابرفرات
دیده ای"زخم ازستاره برتن افزون"ماه را؟
دیده ای سی پاره ی خورشید رادرقتلگاه
دیده ای چون سوره ای برنیزه گلگون ماه را
دیده ای پیچیده طومار امان نامه به خشم
با تمام شعله سوی شمر ملعون ماه را
بامصیبت نامه ی لیلا تماشا کرده ای
چکه چکه برصفوف بیدمجنون ماه را
دیده ای خورشید رابی وقفه دستی برکمر
دیده بی دست وعلم برعلقمه چون ماه را...
برزمین بنگر قران ماه وخورشید آن طرف
آفتاب آمد به بالین گویی اکنون ماه را
بشکند کوه ازکمر هیهات وقتی بنگرد
غرق درخون باعمود دشمن دون ماه را
بنگرید ازنیزه ها هفتاد ودو شمس الشرف
بی نگین هفتاد ودو یاقوت مکنون ماه را
باد را درخیمه گاهی جرات هو هو نبود
باد هم می دید چون ازخیمه بیرون ماه را
چشم زخمی می رسد برآفتاب وبعدازآن
صیحه ی شط فرات ازرود سیحون ماه را
دیده ام درابرهای صبح اروندش مدام
چشم برمشک وعلم درشام کارون ماه را
برمی آشوبد مگر هفتاد ودو زلف رها
برمی آشوبد مگرگرگی به هامون ماه را
باده می نوشد به یمن فتح برآل نبی
می زند باخیزران این ابن میمون ماه را
جام می برکف به رسم کینه خواهی می زند
خیزران برلب به نام شرع وقانون ماه را
امشب این بانگ حجازی دربقیع آورده است
درخسوف اززخمه هایی ناهمایون ماه را
می تراود نغمه ی "یاصاحب السجن" ازلبش
دیده ای درخانه ی زنجیر،مسجون ماه را؟
لشکری ازروشنان بابیرق عباسی اند
می رسد هرچند تیر ازکاخ صهیون ماه را
پشت سر"ابن طفیلان"،باشرار فتنه اند
کی بیالاید عدو بادود افیون ماه را
آی اسراییلیان!درشامگاهی قیرگون
بنگرید ازگور،محو گنج قارون ماه را
بیرق سرخ ابوالفضلی ست لبنان راببین
درعبور ازتپه های سبززیتون ماه را
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
https://eitaa.com/Maddahankhomein
قصیده اربعین حسینی
کدام چله نشین است این چنین که منم
علم به دوش دراین ظهراربعین که منم
اویس،دست تکان می دهد براهل یمن
چهل عمود بیایید ازیمین که منم
چهل عمودنرفتم که دست حرمله ای
کمان به دست فرودآمدازکمین که منم
ببین درآینه ی شط شکوه ساقی را
خدا که دست برآرد ازآستین که منم
چهل عمود،شبی ازفرات رد شده ام
به روی دست،ورق های یاسمین که منم!
سکوت تشنه لبانیم ساقیا مددی
أَدِر، و ناوِلُني مثلَ ساتكين كه منم
امام خوانده تورا"نافذالبصیره"وبس
برآر دست ازآن چشمه ی یقین که منم
علم به دوش،شهیدان کیستند به دشت؟
به لاله پوش ترین قسمت زمین که منم
کجاست سوره ی یاسین سربریده به طف
به نیزه می شنوم شرح یاوسین که منم
میان معرکه "هل من معین"کیست به دشت؟
به نیزه ،شعشعه ی ماه بی معین که منم
نشسته جلوه ی ثاراللهی به پیرهنش
نشسته نقش هوالله برنگین که منم
خموش ردشدی ازخیمه گاه سوخته ای
شکسته بشنو ازاین تار بی طنین که منم
کنار علقمه ساعت به وقت مرثیه است
در این قصیده ببین داغ بر جبین که منم
#محمد_حسین_انصاری_نژاد
https://eitaa.com/Maddahankhomein