#یا_جواد_الائمه_أدرکنی
زائرم اشتیاق میخواهم
خلوتی در رواق میخواهم
رفتم از قم به مشهد و این بار
از خراسان عراق میخواهم
دل پر شور و شین را عشق است
کربلای حسین را عشق است
با سلامی مسافر حرمم
زائر کاظمین را عشق است
من اگر اعتقاد میجویم
دم باب الجواد میجویم
چه کنم بیسوادم و عامی
من از این در سواد میجویم
شاعر تو قلم کم آورده است
واژه این محتشم کم آورده است
به حریمت اگر نشد برسم
زائر تو قدم کم آورده است
کم کمک زائران زیاد شدند
که مریدان پی مراد شدند
هرچه حاتم در این جهان دیدم
جملگی سائل جواد شدند
میهمانیم میهمان رضا
اهل ایران آستان رضا
به جوانان عنایتت ویژه است
ما جوانیم ای جوان رضا
عرفا زائران کوی تواند
حکما گرم گفتگوی تواند
ما که دیوانه ایم میدانیم
عقلا مست از سبوی تواند
در بیابان نسیم معروف است
در بخیلان کریم معروف است
حرف امروز و بحث فردا نیست
جود تو از قدیم معروف است
بین ما عشق تو محک شده است
از تو خیلی به ما کمک شده است
روی انگشتری که ما داریم
یا جواد الائمه حک شده است
#محسن_ناصحی
https://eitaa.com/Maddahankhomein
#یا_جواد_الائمه_ادرکنی
وسط هلهله دارد جگری می سوزد
در غریبی دل تو پشت دری می سوزد
ای که در پشت در حُجره به خود می پیچی
سینه ات از غم هِجر دگری می سوزد
خانه ات پر شده از سوز دلت آقاجان
پسرت نیست ببیند پدری می سوزد
در و دیوار، فقط شاهد حالت بودند
دلت از غصه ی این بی خبری می سوزد
بلبل فاطمه ای، بلبلِ در کنج قفس
که ز دردِ غم بی بال و پری می سوزد
پاره های جگرت روی زمین می ریزد
وقت پر پر زدنت برگ و بَری می سوزد
مادرت پشت در افتاد و در افتاد زمین
همسری سوخته دل با پسری می سوزد
حجره، گودال تو شد؛ ناله ی تو زینب وار
که ببیند چه غریب موی سری می سوزد
#مرتضی_عابدینی
https://eitaa.com/Maddahankhomein
#یا_جواد_الائمه_ادرکنی
#مدح_شهادت
از بغضِ قوم حیله گر میسوخت ای وای
زن بی وفا بود و جگرمیسوخت ای وای
خورشید زهرا روشنایش رفت یا رب
مهتاب سوسو زد،قمر میسوخت ای وای
در خاک غربت بود و فرزندش مدینه
آقا ز هجران پسر میسوخت ای وای
زهری که نوشید از رمق افتاد ، آن دم
سر تا به پایش از شرر می سوخت ای وای
بی حرمتی کردند پشت درب حجره
قلبش به یاد یک نفر می سوخت ای وای
چون او جوان بود و همی بی کس به غربت
با یاد مادر پشت در می سوخت ای وای
یک جمله می گویم ز غوغای مدینه
در پشت در ، مادر ، پسر می سوخت ای وای
یاد از سه ساله می کنم پایان شعرم
از زجرِ زجرِ بد گهر ، می سوخت ای وای
#مرتضی_عابدینی
https://eitaa.com/Maddahankhomein
#یا_جواد_الائمه_أدرکنی
زائرم اشتیاق میخواهم
خلوتی در رواق میخواهم
رفتم از قم به مشهد و این بار
از خراسان عراق میخواهم
دل پر شور و شین را عشق است
کربلای حسین را عشق است
با سلامی مسافر حرمم
زائر کاظمین را عشق است
من اگر اعتقاد میجویم
دم باب الجواد میجویم
چه کنم بیسوادم و عامی
من از این در سواد میجویم
شاعر تو قلم کم آورده است
واژه این محتشم کم آورده است
به حریمت اگر نشد برسم
زائر تو قدم کم آورده است
کم کمک زائران زیاد شدند
که مریدان پی مراد شدند
هرچه حاتم در این جهان دیدم
جملگی سائل جواد شدند
میهمانیم میهمان رضا
اهل ایران آستان رضا
به جوانان عنایتت ویژه است
ما جوانیم ای جوان رضا
عرفا زائران کوی تواند
حکما گرم گفتگوی تواند
ما که دیوانه ایم میدانیم
عقلا مست از سبوی تواند
در بیابان نسیم معروف است
در فقیران کریم معروف است
حرف امروز و بحث فردا نیست
جود تو از قدیم معروف است
بین ما عشق تو محک شده است
از تو خیلی به ما کمک شده است
روی انگشتری که ما داریم
یا جواد الائمه حک شده است
#محسن_ناصحی
https://eitaa.com/Maddahankhomein